نمیدونم غم تو زندگی بقیه تو چه چیزی تعریف میشه ولی میدونم اگه فرزند ی مادر روند رشدش و سلامتش ب مشکل بخوره بزرگترین دردو غم دنیا روی قلبش میشینه
دیشب برای اولین بار دخترم تونست دنبالم از پله اشپزخونه بیاد بالا همیشه گریه میکرد و همونجا میموند،انقدرررررررر خوشحال شدم که هرچی از حسم بگم کم گفتم شاید اینطوری بود ک ی مامان اولی داره میبینه بچش تونسته از پس یچیزی بر بیاد ذوقم اونطوری بود البته همه مامانا ذوق دارن برا حرکتای بچه هاشون ولی وقتی برای اولین بار تو عمرت همچین صحنه ایو میبینی اکلیلی میشی،با این تفاوت ک من مامان اولی نیستم🙂یهو غم عالم نشست تو دلم و گریم گرفت ک چرا پسرم نمیتونست اینکارا رو بکنه خوشحال بودم برای دخترم و ناراحت برای پسرم.....خیلی دوسش دارم من ب عشق پسرم زنده ام ولی دلم میخاس بهم بگه مامان امروز اینطوری شد مامان فلان چیزو میخام....نشد و نمیشه یسری چیزا رو با اون تجربه کنم،یادمه دوسال پیشم روز اول مهر وقتی دیدم بچهای همسایه هامون همسن پسرمن با فرم وسط کوچه باهم وایسادن تا با مامان باباهاشون برن مدرسه و پسر من نمیتونه بره از صب تا خود ظهر گریه کردم،شاید منطقی نباشه ولی من یبار مامان پسرمم و اولین بچم بود دوس داشتم اولینامو باهاش تجربه کنم نشدنش زندگی رو یکم برام تلخ میکنه

۹ پاسخ

عزیزم خدا بزرگه ناشکری نکن دخترت سالمه توکلت بخدا باشه .میدونم چی میکشی ولی کاری ازت بر نمیاد مطمئنم تا جای که تونستی براش زحمت کشید ی

چرا مگ پسرت چشه عزیزم الان پسرمن نمیتونه صحبت کنه چهارسالشه

اخ قلبم واست درد کرد الهیی بمیرم

مگه پسرت چیشده عزیزم
توکل به خدا کن
انشالله خدا غمتو از دلت برداره و همیشه شاد باشی♥️🌱

الهی دورت بگردم
خیلی تلخه حق داری ناراحت باشی ولی خدا بزرگه
الهی شکر دخترت سالم و سرحاله

انشالله سلامتیشو به دست میاره عزیزم

من فک میکردم همین یه بچه رو داری

چرا عزیز مگه چی شده

آخی عزیزم😢

سوال های مرتبط

مامان بچه هام🩷🩵🩵 مامان بچه هام🩷🩵🩵 ۱۰ ماهگی
سلام دخترا دیروز خیلی داغون بودم قرار شد که نو این تایپ بهتون توضیح بدم تو این دنیا انقد آدمای بیشعور زندگی میکنن که آدم دلش نمیخواد تو این دنیا نفس بکشه جمعه تولد پسرم بود خالش براش کیف باشگاهی خرید چون یه ماهه داره میره باشگاه و هی میگفت مامان برام کیف باشگاهی بخرم باشگاه هم روبه روی خونمونه بخدا خالش پیش من یه تومن بر کیفش داد دیروز پسرم باشگاه داشت پسرمو آماده کردم خیلی هم ذوق داشت که با اون کیف بره باشگاه بردمش گفت مامان زوده هنوز در رو باز نکردن گفتم مامان جان بشین اینجا که در رو باز کنن صدرا داره گریه میکنه برم پیشش گفت باشه مامان برو همیشه هم خودش میرفت چون روبه روی خونمونه بعد ۲و۳ دیقه که آمده بودم خونه دیدم گریه کنان امد خونه گفتم چیشده گفت مامان یه پسره با مامانش کیف منو گرفت از دستم مامانش کفشام رو از دوش برداشت داد به من کیفم رو برد منم دوییدم دیدم فرار کردن همسایمون میگه هر چقد دوییدم دنبالشون رفتن بچم انقد گریه کرد که احساس کردم آب داغ ریختن روم به خدا قسم به این ناراحت 😢 نیستم که به اون چقد پول دادیم من بازم بر پسرم بخدا همون لحظه باباباش رفتیم خریدیم به این ناراحتم انقدم گریه کردم که چرا تو این دنیا اینجور آدم ها زندگی به این ناراحتم مادری که به بچش از کوچیکی دوزدی یاد میده فردا روزی تو جامعه اون بچه چی میخواد بشه و اینکه به ذوق بچم ناراحت بودم وگرنه شعورشون نکشیده عجب مادر بی فرهنگی بوده به خدا از دیروز به این ناراحتم یعنی به آینده اون بچه ناراحتمکه پیش مادرش دوزی میکنه آیندش چی میخواد بشه به خدا من رفتم دیروز براش یکی دیگه ۱۵۰۰ خریدم گفتم اشکالی نداره از اون بهترشو برات میخرم ولی ناراحت نباش تو مامان متاسفم واقعا بر این آدما😭😭🥱😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭