امروز رفتم بهداشت ..اینقد ناراحت شدم نگو و حد نداره
بعضیا نمیدونم چجوری کارمند شدن تو بهداشت ‌‌
من خیلی سعی کردم دخترم شیرمو بخوره اما نخورد خیلی خرج کردم از رابط بگیر تا قرص شیر افزا حتی تا ۳ ماهگی درگیر بودم درد رو تحمل میکردم با شیر دوش دستی میدوشیدم می‌ریختم شیشه میخورد ...خیلی شیرم زیاد بود ..منتهی دخترم سیر نمیشد هیچ ب شیر مادر علاقه نداشت اخرا عق میزد حتی من افسردگی و گریه میکردم تو اون دوره ..بعد اومدم خودمو آروم کردم چون دخترم هم کولیک شدید داشت هم رفلاکس پنهان شدید .‌.. گفتم سم نمیدی که بچه بخوره این همه مادرا هستن که خودشون از قصد نمیدن ب بچه میگن حوصله کو فلان ..
امروز بعد عمری رفتم بهداشت خوشحال ی کارمندان اومد گف میدونی چقدر توش افزودنی داره با افزودنی های شیر خشک بچه سرطان میگیره مریضی میگیره ..منم ساکت نگاهش کردم ...خیلی دلم گرفت این گف افزودنی من فکر کردم جدول مقدار آهن اینا رو میگه‌ک تنش نوشته گفتم آره میدونم ..بعد دیدم سرطان گف بیشتر دردم اومد..اومدم خونه دلم طاقت نیاورد ب آقام گفتم گف ولش کن دور از جونش ..خدانکنه ی چیزی گف ول کن گفتم خب نمیفهمه حرف میزنه میگه نه داشت میگف عیب اینه فلان ولش کن ‌.آخه زنیکه تو واقعا مادری ک این حرف ب ی مادر میزنی 😞😞دوباره اومدم خونه تو بی برقی گریه ام گرفته یاد این ک شیر داشتم و بچه ام نخورد افتادم خدا لعنتت کنه که اینقد سنگ دل میشی حرف میزنی ی آدمو دلش درد میاری😔😔😔آخه من مگ از قصد دادم
امروز کنجکاو بودم بدونم وزنش چنده گفتم برم بهداشت چون دندون در می‌آورد

۱۹ پاسخ

زنیکه ی بیشعور😐😑

عزیزم‌بگو زنگ‌میزنم کارشناس شیر مادر معاونت بهداشتي ببینم کدوم احمق بیسوادی همچین چیزی بهتون یاد داده که بیایین اینجا تحویل ما بدین

من و خواهرم دوتامون شیر خشکی ایم مامانم شیر نداشته بهمون بده چیشد حالا؟ 😐 پسر منم کلا سینمو نگرفت اوق میزد دیگه وقتی نخورد بزارم بچه از گشنگی بمیره دور از جونش؟ کلا شیر خشکیه الرژی ام داره شیر مخصوص بخوره..منم هرسری میرم میپرسه شیر مادر میخوره یا شیرخشک میگم شیر خشک هعی وای وای میکنن ک شیر خودتو بهش ندادی انگار پول شیرخشکو اونو میدن ک اینجوری میسوزن

بی شعور نفهم بوده

عزیزم ربطی ندارره مگ بچه حتما باید شیر مادر بخورره
این فکرا قدیمی چرا بی دلیل خودتو اذیت میکنی
خیلی مودبانه جوابشو میدادی چرا ساکت بودی ..
دختر منم از اول شیر خشک میخورره اصلا ناراحتی ندارره هیچ افزودنی سرطان زایی ام وجود ندارره ..

ببین در اون که اون آدم بیشعور و نفهم بوده شکی نیست ولی شما خودت رو بخاطر اینکه شیر ندادی سر زنش نکن نشد تلاشتو کردی نشد در مقابل حرف همه ی گوشت در باشه ی گوشت دروازه ول کن من شیر خودمو دادم دسته دسته موهام می‌ریزه پسرم رفلاکس پنهان داشت حساسیت به پروتیین گاوی داشت هیچیییی نمی‌تونستم بخورم استخونام درد گرفته بود الآنم همچین اوکی نیستم
به نظرم اگر میتونی ی روز بچه رو بزار پیش کسی برو پیش مسئول اون مرکز و بهشون بگو این خانم اینجوری برخورد می‌کنه درسته گفتن تشویق کنید که بچه شیر مادر بخوره اما با تهدید به بیماری واقعا ارزشش رو داره بعد بچه شما الان نه ماهه هست بخوای هم نمیتونی شیر مادر بدی شیر مادر چی داره جز حرص و جوش؟ شیرخشک همه ویتامینای مورد نیاز بچه رو داره خودت رو اذیت نکن واگذارش کن به خدا

بهش میگفتی گوه نخور بی سواد

ببین ما تو ترکی یه ضرب‌المثل داریم میگه سگ پارس می‌کنه کاروان میگذره
بذار هر چی میگن بگن هیییییچ کس بیشتر از مادر صلاح بچه شو نمی‌خواد
بچه منم شیر خشکیه و خدا رو هزاران بار شکر میکنم شیر خشک دادم
ولشون کن بذار بگن تو کار خودتو بکن

غلط کرد حالا انگار اونایی که شیر مادر خوردن چی شدن

حرف بیخود زده درآزمون همه بچه های شیرخشکی اگر این جور بود نصف ایران تا الان سرطان داشتن

ببین
چرت ترین و دروغ ترین حرفی که میتونستی بشنوی همین بود
سازمان جهانی بهداشت میاد افزودنی بع شیرخشک میده؟! واقعا حیف اون سواد نداشتش

خدا لعنتش کنه چطور بدون اینکه فکر کنن حرف الکی در میارن
هزاران بچه شیر خشک خوردن منم بچه بودم مامانم شیر خشک داده اگه سرطان زا بود که تا الان نشون میداد دور از جون
اینا بی سوادن بخاطر حرف اینا ناراحت نکن خودتو

منم خودم شیرخشک خوردم شوهرم میگه از منم سالم تری

بیخود کرد فردا برو بشورش و برگرد

چقدر بیشعور و بی ذات
باید همونجا میزدی سر پوزش زنک کم عقل نخود مغز

چرا نشستیش تو آفتاب پهنش نکردی؟؟؟سکوت کردی ک چی؟؟

ولش کن عزیزم
به منم میگفتن چرا شیر ندادی در حقش گناه کردی
منم گفتم به تو چه من شیر نداشتم
اگه داشتم میدادم
من به دختر بزرگم فقط شیر خودمو دادم
میگه چقدر زبون درازی دیگ نرفتم اونجا اومدم بهداشت نزدیک خونمون رفتم
حتی یکی از فامیل شوهرم این حرفو زد میخواستم. جر. ش بدم
بهش گفتم تو نزاشتی دخترت عروسی کنه بدبختش کردی یعنی کار تو گناه نیس کار من گناه بود که شیر نداشتم بدم به بچم

چه ربطی داره عزیزم من خودم مامانم شیر خشک داد بهم کلا شیر مادرمو نخوردم داداشم هم همینطور یه اتفاقی میوفته برامون مامانم جوش میکنه شیرش خشک میشه شیر خشک داد به داداشم اگ خوب نبود که شیر خشک تولید نمی‌کردن

الان ینی مادرایی ک بچشون شیر خشکیه بچشون مریضن و سرطان دارن؟
باور نکن جونش در بیاد ک حرف بیخود میزنه

سوال های مرتبط

مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۱۴ ماهگی
بعد داروگیاهی رفتم سراغ ی دکتر زنان اونجا گفت دخترم شما باید بری آی وی اف خیلی جالب بود اتفاقی وقتی تو نوبت بودم شنیدم از ی دکتر خیلی تعریف کردن بعد به دکتر گفتم شما کجا رو پیشنهاد می‌دین گفت فلان دکتر گفتم نمیشه برای این دکتر ک میگم نامه بدین گفت مریض جدید نمی‌بینه گفتم حالا شما نامه بدین میرم امتحان میکنم وقتی از مطب اومدم بیرون تو خیابون تنها بودم خیلی گریه کردم فک نمیکردم روزی برسم به آخر خط که چون میگفتم ای وی اف آخر خطه
دقیقا اردیبهشت ۱۴۰۳ بود رفتم و برای ماه بعدش بهم نوبت داد کفش آهنی مو پام کردم و شیش ماه تموم رفتم و اومدم تخمک کشی کردم امپولا رو با هزار زحمت هر روز رفتم درمانگاه جا خونه زدم یکم قبل تر از این که برم اینکارو انجام بدم مادرشوهرم اینا خیلی گفتن چرا بچه نمیاری خیلی حرفای مفت گفتم خیلی ناراحتین برین پسرتونو داماد کنین گفت حالا دیگه الان ک دیره 😐😐😐شوهرم اون موقع ۳۲سالش بود گفتم هم سن این میرن داماد میشن تازه خلاصه‌ بعد ی عالمه دوندگی درد و آمپول های هر روزه رفتم تخمک کشی بعد اربعین بود شوهرم رفت کربلا
مامان کوکوووو مامان کوکوووو ۱۴ ماهگی
ادامه داستان
رفتم مطب دکتر گف شوهرتو صدا کن بیاد دکتر شهر دیگه بود
اومد داخل دکتر گف عمل ۱۵تومن واس شما ۱۴قبول نکرد گف زیاده منم هیچی نگفتم دکتر گف فکراتو بکن یا هم میخوای برو شهر خودتون
رف بیرون بعدش دکتر بهم گف چرا شوهرت اینجوریه گفتم دیگه چکار کنم
اومدیم نشستیم ماشین بغض گلومو گرفته میگه من پول ندارم ۱۵ بدم دکتر میریم شهر خودمون قبول نکردم زنگ زد فامیلش هزینه اونجا رو پرسید گفتن ۱۰ بعد همنجوری داد میزد سر من که تو چرا حرف نزدی دکتر گف ۱۵
منم گریه میکردم زنگ زدم مامانم اونم هول کرد بعد گفتم حرفاشو گف مگه از بچه مهم تره من ۵تومنشو میدم
خلاصه رفتم بیمارستان ۵عصر بود تنها بودم نه ساک بچه نه هیچی یع ساعتم فاصله بود با شهر ما
پرونده باز کرد و معاینه کرد گف نشتی داری دیگه رفتم لباس پوشیدم سوند و سرم عموم زنگ زد گف نترسی ها گفتم نه نمیترسم
راهی اتاق عمل شدم تنها چشای شوهرمو نگا کردم هیچ ذوقی نداشت هیچ حسی
رفتم دراز کشیدم بی حسیو زد یهو بچم دیدم بعد ۱۵ دیقه گریه نکرد ترسیدم و شرو کردم زار زار گریه کردن از ذوقش دیدن چهرش
تا مامانم اینا برسن ۲۰دیقه بچم لخت موند چون ۳۷هفته اومد یع ساعت اکسیژن گرف
منو انتقال دادن ریکاوری شوهرم اومد بازم اون حس بی حسی تو چشاشو دیدم ولی باز میخندیدم میگفتم دیدی چهرشو شبیه تو اخمو بود
مامان رستا مامان رستا ۱ سالگی
مامان پسرام و تودلی❤️ مامان پسرام و تودلی❤️ ۱۳ ماهگی
درد و دل😥💔

چند روز پیش آبجیم زنگ زده میگه آره من تحقیق کردم جلوگیریت چی بوده ک باردار شدی😐
انگار سرش زیر پتوم بوده ک تحقیق کرده
یا اینکه میخواسته تحقیق کنه ک این بچه مال کدوم ....😮‍💨🤕
باز رفتم آزمایش دادم از صبح درگیر جواب آزمایش و پیش دکتر و بهداشت و اینا بودم
بعد اینکه اومدم بهداشت ب مامانم زنگ زده گفته قندش بالاس دوباره شنبه بیاد آزمایش بده
منم چون استراحت مطلقم خونه مامانمم
خونه شونم ۳طبقه س ۴۵ تا پله داره
این همه پله اومدم بالا بعد بهم میگه اینجوریه
میگم مادر من جرا از صبح نگفتی حداقل دوباره میرفتم درمانگاه آزمایش و دوباره نشون میدادم یا همونجا دوباره آزمایش میگرفتم
دعوامون گرفت گفتم من چجوری این همه پله برم و بیام
یا بخاطر خودم یا بخاطر بچه میگه بچه رو خودم میبرم
لجم گرفت گفتم مس ازمایشم خودت بده
میگه ۲روز دیگه میرم تو بغل شوهرتم میخوابم😐😐😐😐😐😐
آخه این حرفیه 😢😢😢😢😢
آزمایش چکابه مگه آزمایش بارداریه
اصلا چ ربطی ب شوهرم داره
هر روز یکی ی حرفی میزنه یکی تحقیق میکنه یکی تو بغل شوهرم می‌خوابه 😐😐😐😐😐😐😐
موندم بخدا چه خ ا ک ی تو سرم بریزم😢😢😢😢😢😢😢