۱۸ پاسخ

۷ سالگی میگیرن ولی این شوهر بیخیالی که تو داری کلا پی عشق و حال خودشه و اصلا یادش از سن بچه اش نخواهد موند که بخواد بگیرتش
من که دیروز گفتی با مامان و خواهرم میرم خیلی عصبی شدم ازش
مثلا اسمش پدرررره ولی فقط اسمش اینه

چقد تو ساده ای دختر دو بار تهدیدش کن بگو بچتم میدم بهت ببین چجوری میاد آویزونت میشه ک بچه رو بگیر دو ساعتم نمیتونه نگهش داره شکایت کن ازش حداقل نفقه دخترتو بگیر عجب آدم لاشییه برا خودت ک هیچی برا اون پا سفت کن

بنظرم طلاقتوبگیر اون ک خرجیتونونمیده تا۷سال بچه پیش مادره.بعدشم بچت ب خودت وابسته میشه
باباشو ک نمیبینه زیاد
بعدشم مطمن باش دادگاه میده ب خودت چون بچه ب توعادت کرده

میتونی بجای مهریه بگی حضانت دخترت تا اخر با تو باشه ....‌ولی نفقه رو حتما وظیفه بده چون بچه ولی ماله خودت دیگه قطع میشه ولی میتونی نفقه های این مدت ازش بگیری .‌

با یه وکیل مشورت کن فک کنم دخترا زودتر حق تصمیم گیری دارن ک با کی زندگی کنن این آقا هم فک نکنم از خوشی خودش بگذره بخواد بچه بزرگ کنه
یا هم حالا ک نیست زنگ نمیزنه بدرک بزار گورش گم کنه تحمل کن تا بچه از آب و گل در بیاد اون موقع خودت خلاص کن
بازم از وکیل بپرس فک کنم اگ درخواست نفقه و مهریه بدی اون نده چیزی محکوم میشه یا بگو مهریم میبخشم حصانت دخترتو بده البته همه چیو قانونی زیر نظر وکیل پیش ببر

ب نظرم ک باید طلاق بگیری یعنی چی باهم زندگی نمیکنیم بخاطر بچه طلاق نمی‌گیریم حیف اون بچه ک پدرش همچین آدمیه،برو شکایت کن بزار گم شه برا زن همیشه گزینه های بهتر هست اون ب فکر بیفته ک هیچ غلطی نمیتونه بکنه چرا خودتو تباه میکنی بچت تا هفت سال پیشته بعدشم از خودش میپرسن،اون ک بچشو نمیدونه اگر میدونست پیش بچش بود نه جای دیگ پ بعد هفت سالم ب تو میده بچتو نگران نباش

عزیزم چقدر بد وقتی میبینم اشکم درمیاد به نظر من اول حضانتشو بگیر و براش هم پدر باش هم مادر
معلومه زرنگی دستت تو جیب خودته و نیازی به کسی نداری لعنت به اینطور مردا خدا فلجشون کنه

عزیزم امیدوارم حال دلت خوب باشه چشم دختر قشنگتم خوب شده باشه
میشه بگی مراحل کارایی ک دکتر انجام داد چی بود کجا فرستاد چکارا کرد خودتم داخل مطب دیدی؟ بچه اذیت نشد؟ هزینش رو همونجا گرفت؟ اخه هفته بعد نوبت گرفتم لطفا بگو چیکار کرد و چه گفت از نتیجه ممنون

نتیجه دکتر چی شد عزیزم؟ خوب شد؟ راضی بودی؟

من بودم بهش میگفتم حرف حسابت چیه مرد زندگی نیستی عیب نداره بسم الله هیچ نمی‌خوام حضانت بچه رو بده توافقی طلاق تمام من اینو می‌دونم اینجور آدمای سمی برن زندگیت درست میشه تکلیفت مشخص میشه

آتلیه انلاین ✨💗 همراه با نمونه کار
🐣با کمترین هزینه🐣
عکس های: تولد. ماهگرد. دندونی. خانوادگی. نوروز. مناسب و...
برای ماندگار کردن این لحظات قشنگ همین الان پیام بده💕
آیدی روبیکا:@ilamiii
آیدی تلگرام:@M_18181

فقط بخاطر یه حال نپرسیدن طلاق

وکیل خوب بگیر که بی مسئولیتی همسرت رو اثبات کنه، کلا دادگاه حضانت رو میده بهت.
فامیلمون طلاق گرفته، با اینکه مرده خیلی خوب و موجه و دکتر و این حرفاست، زنش با یه وکیل خوب تونست حضانت بگیره.

عزیزم چیشد بردی دکتر چیکار کرد مجراشو میشه لطفا ی تایپیک راجبش بزاری چقد طول کشید رفتو امدنت و هزینه هاشو اینا‌؟ دردش چطور بود . واسه ماها ک میخایم از شهر اطراف بریم

بخاطر اینکه کم محلی میکنه میخوای طلاق بگیری
حق باتوجه زندگیا خیلی سخت شده اون بچه گناهی کرده
یخورده به زندگیت زمان بدع سیاست زنونه داشته باش

بچش رو نمیخواد ! .این حتی بعد ۷ سالگی هم نمیخوادش

کون لقش حرص نخور ،حمایت مالیت میکنه؟
فقط بزار اسمش بالاسرتون باشه تا بچه ها از اب گل دربیان
احساسی تصمیم نگیر میدونم سختههه ولی باز بودنش بهتر از نبودنشه

بخاطر این یه مشکل میخوای طلاق بگیری؟
یا مشکلات دیگه ای هم داری؟
مشاوره رفتین؟
فکر میکنم بچه تا هفت سالگی با مادره
با یه وکیل مشورت کن

سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
خب بعد از ۲۴ ساعت که از واکسنش گذشته بیاین براتون تعریف کنم ، چون دیگه فکر نمیکنم علائمی داشته پیدا کنه
من همه ی اینایی که اینجا گفتم رو مو به مو اجرا کردم از یه هفته قبل شروع کردم به تقویت کردنش
صبح واکسن غذای مورد علاقه اش رو دادم البته نذاشتم زیاد بخوره که معده اش سنگین نشه چون ممکنه بعد واکسن حالت تهوع بگیرن
قبل واکسن اصلا مسکن ندادم واکسن که زدیم اومدیم خونه شربت پاراکید نصف وزن بهش دادم
و شروع کردیم به بازی کردن و کارای مورد علاقه و دنبال بازی این وسطا مرتب بهش آب و مایعات دادم ، هندونه ، آب هویج ، آب انار و انگور دیروز دادم خورد ، شیرش هم از روزای دیگه بیشتر دادم به جاش حجم غذاشو کم کردم ولی مقوی دادم .
از ساعت ۱۰ که اومدیم خونه تا ساعت ۲ یه سره داشت راه میرفت منم هر دوساعت وقتی مینشست آب سرد میریختم تو کیف ای سرد و از روی پاچه شورتش میذاشتم رو حتی واکسن
یعنی فقط خنکی اون میرسید به پاش ( هربار تا ده دقیقه میذاشتم باشه )
پاراکید رو دفعه های اول ۴ ساعت دفعه دوم ۵ ساعت تقریبا دادم تا شب بعدم دیگه از آخر شب تا حالا ندادم جون نه تب داشت نه درد
نصف شب هر نیم ساعت پاشدم تبش چک کردم که خداروشکر از ۳۷.۲ بالاتر نرفت
از شب که دیگه خوابید من شروع کردم هر یه ساعت پارچه گرم کردم گذاشتم رو پاش شب با شلوار خوابوندم و پتو رو پاش انداختم پارچه هم که گفتم هر یه ساعت گرم میگردم میذاشتم
خلاصه که خداروشکر راحت‌ترین واکسنی بود که گذروندیم
البته سر واکسن ۴ و ۶ هم خیلی اذیت نکرد ولی غر میزد
این واکسن نه غر زد نه تب کرد نه درد داشت حتی پاشم لنگ نمیزد و مثل همیشه تا الان مشغول بازی و بدو بدو کردنه
گفتم تجربه ام رو با شما هم در میون بزارم
مامان آریشا مامان آریشا ۲ سالگی
سلام میخوام تجربمو بگم
چن روز پیش دیدم از یه چشم پسرم آب میاد و چشمش بهم ریخته شب بی حال بود فک کردم خابش میاد بهش شیر دادم خابید اومدم پتو بندازم روش دیدم ای وای بچه تب داره تبشو گرفتم ۳۸ هست بهش پاراکید ۲۰ قطره دادم تبش پایین نیومد تا صب پاشویه کردم تبش همچنان رو ۳۸ بود تا نزدیکای صب بود براش شیاف گذاشتم اومد رو ۳۷ و نیم شد گفتم حتما از دندان هست ی روز صبر کردم تا شب دیدم نه بچه تو تب داره میسوزه تبش رو ۳۹ و نیم بود سریع بردیمش دکتر گفت سرما خورده دارو بهش ازیترومایسین شربت استامینوفن ایبروفن و پلارژین داد بچه دارو می‌خورد می‌آورد بالا و همش هنگ بودم ک آخه این نه تب داره نه آبریزش نه سرفه چ جور سرمایی هست تا روز چهارم دیدم تبش با داروها کنترل شده ولی رو شکمش شده پر از دونه تا فهمیدم اصلا سرما نخورده ویروس رزوئلا گرفته ک علائمش ۳ روز تب شدید پف کردن چشم ها و دونه زدن [دونه ها نه آبکی هست نه برجسته فقط لکه های صاف و قرمز رو شکمش و کشاله های ران ]
🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄
مامان ماهان مامان ماهان ۲ سالگی
از قضا ماجراهای جذابِ منو پدرشوهرم؛
پدرشوهرم از اول همیشه میخواست از هر چیزی ک میخوره یا هر غذایی که سر سفره هست چند قاشقی هم به پسرم بده، از وقتی آقا پسر غذا خور شد هر طوری بود ی چند قاشقی میزاشت دهانش و منم هم حرص میخوردم که روی لباس بچه نریزه هم گاهی اون غذا برای بچه خوب نبود که البته هیچوقت گوش نمی‌داد و کار خودش رو می‌کرد. برای مثال همین عید نوروز خونه برادرشوهرم دعوت بودیم و منم ی لباس خونگی گرونم خریده بودم برای پسر پوشیدم، سر سفره هم روی پای خودم نشوندمش و پیشبند بستم و بهش غذایی که با خودم برده بودم دادم خورد؛ موقع جمع کردن سفره بچه رو دادم دست شوهرم و رفتم کمک کنم همون لحظه پدرشوهرم ی قاشق آبِ مرغ گذاشت دهان پسرم که نصفش ریخت روی لباسش، نگم چقدر حرص خوردم و به شوهرم غر زدم. حالا جدا از اون ماجرا امشب باز لباس نو پوشیده بودم تن پسرم و تا رفتیم شروع کرد با قاشق شربت آلبالو داد بهش لباسشم که سفید بود و با اینکه گفتم نده میریزه روی لباسش کثیف میشه باز اهمیت نداد و داد و ریخت. منم رفتم پسرمو بیارم همونجا گفتم بهش که بابا نذر داره هر بار لباس بچه منو کثیف کنه. آقا هم بهش برخورد دیگه به ما محل نزاشت و بنده بسیار خرسند شدم از حرفی ک زدم. ان شاءالله که بهش بربخوره دیگه این رفتارهای مضخرفش رو تکرار نکنه