۶ پاسخ

من از یکسالگی گذاشتم
و حرف مدیر مهد درسته
و اون مادر هم خیلی اشتباه میکنه که میچسبه به بجه ش
تو کلاس که اصلا نباید برید بیرون باید بمونید

کجای تهرانی عزیزم این مهدی ک من میبرم پسرمم خیلی خوبه و همه راضین جوری ک اگ ی روز پسزمم نبرم گریه می‌کنه منو ببر
بچم قبلا اصن دوست نداشت ولی میگه مامان من این مهد رو دوست دارم

البته توی کلاس نمیرم توی سالنم دیروزهی میومدبیرون امروزنیومد

من دوروزدارم میبرم وعالیه مدیریت فوق تصوردلسوزوخوش برخورد واتفاقاگفت تاهرموقع شادمهرعادت کنه به محیط پیشش بمون دوسندارم بچ گریه کنه امروزک روزدوم بودبزورآوردمش ازمهدمیگفت میخوام رایس بستم پیش زهراجون😅

برخورد اول همه خوبن .بعد رنگ عوض میکنن . چه دلیل مسخره ای که بقیه بچهها میگن مامان من کو .والا بچهها اصلا نمیگن .من خودم دوماه رفتم نشستم تا بچم عادت کنه .به مرور ساعت جدایی مونو بیشتر کردم.روزای اول جلو چشمش بودم .بعد کم کم میرفتم تو یک اتاق دیگه مینشستم که بچم منو نبینه .بهش خبر میدادم که من فلان اتاق نشستم.هرروزم میخواستم برم میگفتم اجازه میدی برم و زود میام دنبالت. ببین هروقت بچت عادت کرد اونجا بمونه .وقت و بی وقت برو دنبالش تا سر در بیاری از کاراشون.بچت هم بزرگه میتونه برات تعریف کنه اتفاقات اونجا رو.
درکت میکنم سپردن بچه به محیط دیگه خیلی خیلی خیلی سخته .مخصوصا بچه ای که هنوز مستقل نشده و نمیتونه از پس خودش به طور کامل بربیاد🥲

من از دو سالگی بردم تا چهار سالگی،راضی بودم،دایره لغاتش بیشتر شد،اجتماعی شد

سوال های مرتبط

مامان هانا و هاکان🐣🐾🐻 مامان هانا و هاکان🐣🐾🐻 ۴ سالگی
مامانا من تابستون دخترم نوشتم مهد چهار سال نیم هست و به امید اینکه پاییز هم بره پیش ۱ …
ولی جذب نشد یک ماه هم تلاش کردیم من میزفتم اونجا میشستم نمیرفت تو کلاس که نمیرفت…
خلاصه دیگه داشت به جاهای باریک کشیده میشد و حتی با باباش هم دیگه بیرون نمیرفت و همچنان هم یکی در میون نمیره و میگه دلم برای مامانم تنگ میشه…
منم دیدم اینطوریه گفتم اذیتش نکنم شاید الان وقتش نیست…

بعد پسرم که کلاس مادر کودک میبردم یه چند جلسه دخترمم همراه خودم بردم و مربی مادر کودک گفت بیار دخترتو بزار به من و محیط عادت کنه بعد من از مهر میخوام کلاس استقلال بزارم و کم کم میبرمش تو کلاس تا عادت کنه بدون حضور تو…

حالا هنوز کلاس مهر شروع نشده نمیدونم واکنشش چی میشه ولی اگر بره هم یک روز در هفته دو ساعت هست

اینجا میبینم همه بچه هاشونو همسن دختر من از خیلی وقت قیل مهد گذاشتن بدون هیچ مشکلی بچه میره میاد شاد و خوشحال

یعنی من سر هرررر چیزی ببخشید باید کونم پاره شه خب بچه بیا برو خوش بگذرون دیگه🤧🤧🤧

نمیدونم خیلی استرس دارم احساس میکنم عقب میفته از همسالاش که دارن اینهمه کلاس ومهد میرن…

میترسم اصلا پیش دو و مدرسه هم داستان درست کنه

کسی مشکل منو داشته راهنماییم کنه لطفا
مامان قهرمان مامان قهرمان ۵ سالگی
عزیزان با توجه به تایپیک قبل که در مورد مهد کودک توضیح دادم وخواستم بیشتر آگاهی پیدا کنید که توی انتخاب مهدکودک دقت کنید
با توجه به تایپیک ها یادم رفت بگم مهدکودک هایی که توی اینستا فعالیت دارند هم توی انتخابشون دقت کنید، ما توی اینستا یه فیلم تروتمیز وعالی وبدون هیج مشکلی از اون مهد میبینیم ولی اصلا نمیدونیم پشت اون فیلم بچه چقدر اذیت شده
مثلا همین مهد کودکی که گفتم برای یه کلیپ مثلا کاردستی، مربی درحد یه فیلم لحظه ای از بچه می خواد مثلا شما این خط رو بکش بعد بچه بعدی شما این قسمت رو قیچی کن، بچه بعدی شما این قسمت رو بچسبان و... یعنی فقط در حد همون فیلم بچه کارمیکنه شاید نهایت یکی دوثانیه بیشتر وبقیه کار را بچه های زرنگتر یا مربی انجام میده ودرآخر شما یه خروجی عالی میبینید که به نظر میاد همه بچه ها اون کارها را از اول انجام دادند وبه مرحله اخر رسیدند، پشت اون کار بعضی بچه ها فقط نقش تماشاچی داشتند، مربی برای تنظیم کردن اون فیلم وعکس واز دست ندادن فرصت مجبوره سر بچه داد بزنه، این رو خودم با چشم از مربی ها دیدم که میگم به بعضی بچه ها چقدر فشار میارن که کار رو به درستی انجام بده، حالا هیچ کسی نمیفهمه که چه اتفاقی افتاده وفقط یه عده بچه بازیچه دست اونا میشن تا برای بالا رفتن پیج ازشون استفاده کنن

پس دقت کنید اون مهد پیج نداشته باشه واگر هم پیج داره، کار اون پیج چه جوریه، آیا اون کار پایانی واقعا کار بچه هست یا نه