۴ پاسخ

من هفته های آخر از درد لگن گریه میکردم میخوابیدم نمی‌تونستم بلند بشم باید یکی دستمو می‌گرفت همسرم سر کار بود منم عروس شهر غریب خانواده شوهرمم سر نمیزدن بلاخره میگذره این روزای سخت نگران نباش عزیزم بیشتر از خودت مراقبت کن کوچولو که به دنیا بیاد همه اینا رو در ثانیه فراموش میکنی

عادیه این دردا منم داشتی اونم از نوع شدید دیگه راه رفتن برام عذاب بود

من که از درد واژان واستخون واژان نمی تونم راه برم

طبیعیه اینا، چون این هفته های آخر فشار ب همه جامون بیشتره

سوال های مرتبط