۱۷ پاسخ

شما ک راجب چیزی خبر ندارین چرا میای توهین میکنی میری؟؟؟همیشه همینجوری ای؟خدا ب دادت برسه فقط همینو میتونم بگم💕

تو خیلی مامان شجاع و با دل و جرعتی هستی تبریک میگم😂😍انشاالله خدا بهت یه فرشته کوچولوی دیگه بده به زودی😇
من خیلی بارداری راحت و خوبی داشتم همین الانم خیلی دلتنگ اون روزا میشم اما الان دلم نمیاد توجهمو از دخترم بردارم دلم میخواد همه ی تایم و انرژیمو با این ناز خانوم بگذرونم تا مدتها🥹تا ببینیم خدا چی میخواد

وایی مننم دلم میخواد ک از شروع ۷ ماهگیم خونریزو و تو بیمارستان بستری و اخرشم با ۲ هفته زود تر پسرم دنیا اومد و تو جنگو ۵ روز دوری از بچم و الانم که زلزلست و نق نقو بازم بچه میخوام 😂😂
تخس روزگاریم ما خواهر😂

عزیزم من دلم بچه سوم رو میخواد با اینکه دو تا بچه شیر به شیر دارم😁😂

ماهم هی دلمون میخاست شدن سه تا گفتیم اگه جلوشو نگیرم هی دلمون بخاد دیگه همچنان بچه میاریم دیگع الان دلمون غلط میکنه بخاد،😂

منم دلم میخواد🥹خیلی داره زود میگذره این روزا🥹

دور از جون همتون ب بدترش من دچارم من دوتا دارم دلم یه دوقلو دیگه میخاد با اینکه دست تنهام افسردگی دارم همیشه ،خدایا قربونت برم بمن رحم کن🥹🥹🥹

من اصلا اما متاسفانه حاملم دوباره

کاش من بارداریم راحت بود حتما سال دیگ میاوردم ولی بارداری فوق العاده سختی داشتم خونه پدرم بودم شوهرم جدا اصلا یه وضع بهم ریخته ای ولی خیلی نی نی دوست دارم مخصوصا پسرررر ک خدا بهم هدیه داد و میمیرم براش

منم همین بودم و الان بچه سومم ۴ماهشه
همش میگم کاش میشد یکی دیگه بیار چون این بارداری و زایمان واقعا برام لذت بخش بود...
ولی دیگه ۴تا خدایی تو این وضع نمیشه

حالا فک کن من بارداریم راحت بود چی بگم😂🥲دلم میخواد ولی شرایطشو ندارم اگه میداشتم خیلی خوب میشد 🥲🥹

تو بارداری میگفتم اصلا زیاد فاصله نمیندازم چند ماه بعد دوباره یکی هم میارم متاسفانه انقدر زایمان افتضاحی داشتم اصلا همین یدونه کافی هستش

واااااااای من، با اینکه انقدر زایمانم سخت بود همه میگفتن دیگه بچه نمیاره

منم همینطور

من بارداری اولم با اینکه بارداری راحتی داشتم بچم هم خداروشکر خوب بود یعنی کولیک و اینا نداشت
اما دلم بچه نمی‌خواستم تا وقتی که ۵ سالش شد به اصرار خودش باردار شدم.
اما الان با اینکه دو قلو دارم و از روزی که باردار شدم یک پام بیمارستان بود یک پام خونه
و سه ماهه نه خواب دارم نه خوراک ولی دلم بدجور باز بچه میخواد 🤣🤦🏽‍♀️
شوهرم بدتر از خودم میگه بزار بازم یک دوقلو دیگه بیاریم 😐🤣

خخ منم اینجوری بودم الان بچه سومم اومد خدا رو شکر از سه تا شونم راضیم الحمدلله

باز بچه دوم قابا توجیهه😆متاسفانه به یه مرضی(دور از جون شما) مبتلا هستم که دلم بچه سوم هم میخواد🙊🫢با اینکه دست تنها ترینم،بارداریای راحتی ندارم خصوصا به لحاظ روانی و هورمونی خیلی به هم میریزم و همین الانم له ترین و خسته ترینم😐

سوال های مرتبط

مامان 🌱حا ُ میم🌱 مامان 🌱حا ُ میم🌱 ۵ ماهگی
قبل از اینکه دوباره بارداری رو تجربه کنم و واسه بار دوم مامان بشم ، همیشه فکر میکردم دخترم تموم دنیامه و هیچ کسی دو نمیتونم اندازه اون دوست داشته باشم😪
حتی وقتی باردار شدم بازهم دخترمو یه جور دیگه دوست داشتم گاهی اوقات شبا که خواب بود براش گریه میکردم و دلم میسوخت که قرار بود با حضور یه کوچولوی دیگه مجبور بشه دنیاشو با اون تقسیم کنه!💔
حتی از فکر اینکه بعد از تولد پسرم نمیتونم مثل قبل با دخترم بازی کنم و براش وقت بذارم عذاب وجدان داشتم!
شاید باورتون نشه حتی وقتی پسرم بدنیا اومد بازهم دخترم رو بیشتر دوس داشتم اصلا نمیتونستم قبول کنم که بچه دیگه ای رو اندازه اون دوست داشته باشم🤚( در این حد مادر وفاداری ام من 😅)
اما کم کم که روزا گذشت و منی که شبا تا صبح خواب درستی نداشتم ، کارهام دوبرابر شده بود و دائم مشغول شیر دادن و بغل کردن و بازی کردن با پسرکوچولوم بودم ، یهو به خودم اومدم و دیدم واای خدای من این پسر کوچولو چقدر برام دوست داشتنیه 😍
چقدررر برام عزیز و خواستنیه🥰
درست مثل دخترم !😉❤️
امروز صبح که پسرمو بغل کرده بودم یهو یاد این افتادم و خندم گرفت ، گفتم "تو همونی بودی که به زور دوستت داشتم؟؟؟😂😂"