۲ پاسخ

منم بچه اولم چیزی متوجه نشدم فقط ماه ۹ اذیت شدم. اما دومی خیلی حالم بده مدااام دلشوره استرس دارم نمیفهمم براچی . کاش زود تموم بشه با این حس دارم اذیت میشیم فقط

ان شاء الله به خیر میگذره اگه بهش فکرنکنی زودتر میگذره

سوال های مرتبط

مامان ⁦کیان مامان ⁦کیان ۹ ماهگی
تو این ۹ ماه بارداری هر روز هر لحظه اش برام پر از استرس بود اوایل که فهمیدم باردارم هفته ۶ یا ۷ بارداری بودم نمی‌خواستمش اصلا نمیتونستم با خودم کنار بیام که دارم مادر میشم حتی یه کارای بیخودی هم کردم ولی خب وقتی رفتم واسه تشکیل قلبش هفته ۸ بارداری بودم همین که صدای قلبشو شنیدم اشکام سرازیر شد بغض گلومو گرفت همون لحظه گفتم تو چجوری دلت اومد اون کارا رو کنی .... گذشت و گذشت و فندق کوچولوی من هر روز تو شکمم بزرگ و بزرگتر میشد تا ماه پنج بارداری خیلی سخت شد حالت تهوع و استفراغ بارداری تا پنج ماهگی باهام بود ماه شش خوب بود و خوش گذشت و وقتی وارد ماه هفتم شدم با اینکه هیچ مشکلی نداشتم ولی همش ترس از دست دادن داشتم اینکه یه وقت زایمان زودرس نشم بچم زود به دنیا نیاد هر روز و هر لحظه ترس از زایمان زودرس داشتم همش با خودم میگفتم ینی میشه من هفته ۳۸ بارداری رو ببینم ؟؟؟!!میشه بچمو وقتی کامل شده و زایمان زودرسی درکار نیست ببینم؟؟
بلد شد واقعا شد و من الان ۳۸ هفته و ۱ روز بارداری هستم
و فردا یا پس فردا میرم برا زایمان!!! باورنکردنیه اون همه استرس اون همه خودخوری اون همه اشک همش گذشت و فقط چند قدم مونده که به پسر کوچولوم برسم 😍😍😍🧿
امیدوارم این یکی دو روز هم به خوشی بگذره و من کیان کوچولوم رو بسلامتی بغل کنم و ببوسمش😘😘خیلی دوست دارم پسرم بی صبرانه منتظر دیدن روی ماهتم💓💓

این متن رو گذاشتم بمونه به یادگاری🥹💙 1404/9/2
مامان nihan مامان nihan ۹ ماهگی
منم اومدم برای زایمان😍
یادمه وقتی تستم مثبت شد منتظر این بودم کی وقتش برسه برم سنو فلب و صدای قلبشو بشنوم..
بعدش انتظار انتی و بعدش انومالی کلا تو انتظار بودم برای سنو دوس داشتم زود بگذره...
از یه طرفی نگران وزن دخترم بودم که دکتر گفت کمه چون وزن پسرمم کم بود و ۱۶۹۰ تو ۳۴ هفته به دنیا اومد دو هفته تو دستگاه بود ولی خداروشکر الان شش سالشه و هیچ مشکلی هم نداره...
منم استرس اینو داشتم که نکنه دخترمم زود دنیا بیاد با وزن کم ولی خداروشکر فک کنم ۲۵۰۰ بشه من که راضیم همین که سالمه خودش یه دنیاس...
ماه پنجو نیم تا ششو نیم و از ۳۲ هفته کلا برام زود گذشت...
تو بارداری کلا دغدغه وزن کم و زایمان زودرس داشتم وگرنه خداروشکر هیچ ترس و مشکل دیگه ای نداشتیم..
الان خیلی خوشحالم یکم استرس دارم ولی چیزی نیست..
خیلی خیلی خداروشکر میکنم که ب من دوتا بچه سالم داده و تونستم این بارداری رو به سلامت پشت سر بگذارم..
انشاالله چشم انتظارها دامنشون سبز بشه
انشااللله باردارها به سلامتی زایمان کنن و با بچشون برن خونه
انشاالله هر کی هر مشکلی داره حل بشه ..
❤️❤️❤️