نمی دونم الان ک دارم با اشک اینو می‌نویسم چی باید بگم از دردی که معلوم نیست تا کی با دخترانه از اون روزی ک فهمیدم و از این دو سالی ک داره میگذره و باهاش کنار نیومدم و هر شب گریه و اون زایمان ک بچم اکسیژن به مغزش نرسید و آمپول هایی ک خدا تومن پولشونه و شربت هوایی ک خیلی کم پیدا میشن و چیزایی ک روز ب روز ی از خدا بی خبر گرون می‌کنه و پول ما بدبختارو بی ارزش از مامان بابایی ک تو خرج گفتار و کاردرمانی بچشون موندن و خجالت میکشن از کدوم درد از درد ک ی مامای از خدا بی خبر نذاشت سزارین بشم از کدوم بنالم از فردا دخترم ک معلوم نیست راه بره یا نره از عمرم ک معلوم نیس چطور میگزره از گلوهی ک از شدت غم سوز میزنه و بیصدا اشک راهی میشه این زندگی نیس این آرزوی مجردین نبود این نبود و گاهی بیخیال از زندگی ولی حیف دخترم چ میشه کی نهگداره آخه چرا هیچی اینجور نمیشه کاش دنیا ی بار ب سازم می‌رقصد و کاش امام رضا واسطه بشه بین منو خدام ک ببینه دردمو بشنوه صدایی ک از تح چاه میاد ک کمک بچم کن
بمونه یادگار 1405/6/5پنج روز قبل تولد دختری ک آرزوی بچیگم بود (یعنی دخترم) جای خواهری ک نداد

تصویر
۵ پاسخ

ایشالا دویدن شو میبینی عزیزم خدا سلامتی بده الهی آمین 🤲

انشالله خدا سلامتی بده ب دخترت و به همه بیمارانی ک معلوم نیست توی این جهنم و نبود دارو چ بلایی سرشون میاد یکیش خودم از شدت استرس خوابم نمیبره چند شبه

سلام عزیزم ،شما ک دست ب دامن امام رضا شدی مطمعن باش ی روزی ی جایی حتما دستتو میگیره ک اصلا فکرشم نکنی ......انشالله اون روز خیلی نزدیکه ......من از امام رئوف حاجت گرفتم توام میگیری متوسل شو ب پسرش ......امیدوارم روزی پیام بدی بگی امام رضا مشکلتو حل کرده ❤️

عزیزدلم 🥲🥲 نمیدونم چی بگم ک ارومت کنه فقط از همون اما رضایی ک قسمشو خوردی میطلبم ک همه جوره هوای خودت و دخترت و زندگیت رو داشته باشه 😔چقد مردم سرزمینم غم دارن خدایا فرجی کن حال دل هممون خوب بشه چرا دنیا یهو اینجور شد غم تمام دنیارو گرفته ...

ای بابا چی بگم 😔
خدا قوت قلب بده الهی بهت
بچتم ایشالا روز به روز بهتر بشه🤲

سوال های مرتبط

مامان میران جانم🐻🤎 مامان میران جانم🐻🤎 ۲ سالگی
سلام قشنگا خوبین؟
اومدم تجربمو از قطع شیر بگم 👩🏻‍🍼
واسه من ک خیلی آسون پیش رفت خداروشکر و اصلا پسرم عصبی و بهونه گیر نشد
اول ازهمه بگم ک من تدریجی وتو بازه زمانی طولانی کم‌کردم شیرشو‌ ک اذیت نشه
از ۱۸ماهگیش شیرشو‌از روزی پنج بار ب ۲الی ۳بار کم کردم
و یک ماه قبل تولدش ب روزی یکبار و‌سه روز بعد ازتولدش کاملا قطع کردم
چون وابستگیشو کم کرده بود خیلی اذیت نشد
چندبار گفته شیر اما با ارامش گفتم باشه مامان و رفتم اون خوراکی و خوردنی ک دوسداره رو اوردم بجاش( اب میوه ،کیک،بستنی ومیوه و...)ک از ذوق اینا کلایادش میرفت ک چی خواسته بود اول
و اینکه آب و مایعات باید خیلی بدیم بخورن ک رفع تشنگیشون بشه
من شیر گوسفندی هم گرم میکنم میدم بخوره اما فعلا اوکی نیست باهاش و‌دوسنداره...
و تو این مدت شیشه شیر و هرچیزی ک باعث میشد اونو‌یاد شیر بنداره از جلو چشم‌برداشتم ک نبینه بهونه کنه
باآرامش باشید و مهربون ک عصبی نشن تو‌این مدت
الان ده روزه ک از شیر گرفتمش
امیدوارم مفید باشه براتون گلا🌹