۱۷ پاسخ

من دوتا شون اینطورین ولی ارزو بیشتر وابسته منه

سلام فاطمه جان.. بنظرم باهاش صحبت کن بگو وقتی دوتایی هستیم چیزی بخوای بهت میتونم بدم. ولی زمانی ک غیر من و خودت شخص دیگه ای خونه هست اونم گاهی میتونه بهت چیزی بده بگو غیر از من باید از کس دیگه ک خونه هست هم چیزی درخواست کن..
بگو من همیشه نمیتونم هرچی بخوای بهت بدم..
یموقع نشستم یا کاری داری در اینصورت من نمیتونم چیزی رو ک بخوای بهت بدم.. یا خودت بر میداری یا اگر دستت نمیرسه یا برات خطرناکه باید از کس دیگه ای غیر من کمک بخوای..
یموقع بازم گریه کرد قاطعانه پای حرفت بمون بگه این دفعه آخره از این به بعد باید از کس دیگه ای کمک بخوای..
سعی نکن در برابر گریش کارش پیش ببری بزار کم کم از اون ذهنیت دور بشه..
با یکی دوبار گریه کردن بی اهمیت باش بزار با بقیه در برابر چیزی خواستن باهاش ارتباط بگیرن ..
فقط صحبت کن بزار ملکه ذهنش بشه و آموزش ببینه..

دختر من شبا باباش میاد کلا من فراموش میکنه حتی یه لیوان آب از دست من نمیخوره همه کاراش فقط باباش وای به وقتی که چیزی بخواد من دست بزنم دیگه واویلاست . حتی وقتی بهش بخندم میگه نخند من جیجل ( جیگر)بابامم .

بله دختر من اینطوری هست
باید سعی کنی به مادر یا مادر شوهرت عادتش بدی کم کم پیششون بمونه تا یکم وابستگی کمتر بشه
یا ببریش چندساعت مهد

خیلی دل به دلشون میدم تا گریه نکنن اکثرا کنار میام باهاشون
وقتی من نتونم خودمو کنترل کنم چجوری از بچه توقع داشته باشم که باهام راه بیاد و دل به دلم بده

پسر منم بخدا همینه مامان فقط آب بده مامان فقط بیاد بازی مامان بیا بشین کنارم تا شیر بخورم مامان بیا تا بخوابم مامان بغل کن راه بریم و ...... دیوانه شدم

دخملي منم از اول همين بود ولي الانا خيلي بهتر شده مخصوصا با مامانم وقتي مامانم هست به مامانم ميگه ماني جون و منو اصلا نميبينه😅 ولي تنها دليلش اينه تايم بيشتري رو با خودمون ميگذرونن

خداحفظش کنه گلم

پسر من از اول همین بود

دختر من تا اتاق هم تنهایی نمیره حتما من باید باشم

پسرمنم همین کل روز هم بی دلیل گریه میکنه و خوابشم خیلیییی کمه دیووونم کرده

انگار دختر منو گفتی
موقعی ک میخوره زمین یا یچی میشه اگ باباش بره طرفش چنان جیغایی میزنع میگه مامانم بیاد اگ بغلش کنه اینقد پنجه بش میزنع حتی تو ی خاب هی دستشو دراز می‌کنه ببینه من هستم اونم با چشم بسته تااین حد بگم برات

دخترمنم همینه ولی نه درحد دخترشما

مثل دختر منه دقیقاااااا
بیچاره م کرده بخدا. دم به دیقه میگه مامان و بغل و...
گریه و بهونه های الکی و...
از مهر ماه باید بزارمش صبح تا ظهر تومهد کودک. میرم مدرسه خودمم شاغلم
بخدا از الان ماتم گرفتم فقط میگم خدایا بدون من میخاد چجوری تا ظهر بمونه اونجا اخه.البته الان یک هفته هست دارم مرتب میبرمش مهدکودک روزی یکساعت نیم. تا عادت کنه کم کم.

دفیقا پسر من ، پسر منم همینحوره ، توماشین باشین ن بغل داییش میره ن خالش فقط باید پیش خودم باشه ، شوهرمنم صبح میره در بوتیک تا ۱۲ شب ، منم دلیلشو همین میدونم ب خودشم گفتم
حتی دیشبم بحثمون شد سراینک ب هیچ وجه وقت نمیزاره برای زن و بچش ، قبل هیرادم همین بود ، و من ب شدت ازاین موضوع ناراحتم ک شوهرم هیچوقت حضور نداره ، بیشتر تایمش کارشه و مگر ی گپ کوچیک با دوستاش

دختر منم شدیدااا اینطور شده و من خیلی کلافه ام

چرا می‌زاری بیاد روی کمرت خطرناکه

سوال های مرتبط

مامان یارا مامان یارا ۳ سالگی
پسرم خیلی با من اوکی نیست خوب تصف روز رو تیستم بقیه شم مشغول غذا و کار خونه و بقیه چیزا.
ولی با باباش رابطه ش بهتر از من بود قبلا چون بیرون میبردش و یا وقتی خونه میمود با بچه مشغول میشد و من هم درگیر شام پختن.

اللن دوماهه باباش خونه ست و خیلی باهاش بازی میکنه کار خاصی هم نداره الان باباشو خیلی خیلی بیشتر دوس داره و عملا به من مگه تو برو برگرد سرکار... از اتاق بیرونم میکنه گاهی بعضی مواقع که گریه میکنه ک تو برو واقعا ناراحت میشم ک حضورم باعث گریه بچه م میشه.

البته گشنه ش بشه میاد سراغ من خوابش بیاد میاد سراغ من باباش دعواش کنه من بغلش میکنم مدیریت میکنم با باباش حرفم بشه میاد منو بغل میکنه و....


دیروز خاله م ک اونم شاغل بود و پسرش بابلشو دوست داشت (من یادمه) و مامانشو میزد (البته اون بچه شیر ب شیر داشت) بهم گفت موقع اومدن از سرکار براش یا چیزی بخر همیشه تا بهت علاقه پیدادکنه

پسرم عاشق شیرینی و شکلات و آبنباته طول روزم ب هربهانه ای ی چیز شیرین مینوره معمولا. چون همه میدونیم ک اینا ضرر داره نظرتون چیه ک چی بخرم براش ک خودم با دست خودم ضرر نزنم ب بدنش و جذاب هم باشه؟ هرروز خریدنش خیلی ضرر مالی هم نزنه.