۲ پاسخ

من کارم شده بود اینک آخر شبا میبردیمش دور دور و خوراکی براش می‌گرفتیم و با اهنگ سرگرمش میکردیم ،شیر پاکتی هم بش میدادم میگفتم مامان این شیره ،بیشتره اوقاتم میبرمش جاهای شلوغ ک بچه ها بودن مث مهمونی و پارک ک کلا شیشه شیر رو یادش بره همه وسیله هایی هم ک مربوط ب شیر خشک بود از جلو چشش دور کردم

سلام عزیزم بچه من تا سه شب بیش از حد اذیتم کرد که نمیدونستم زنده ام یا مرده ایقد اذیت میشدم دیگه رفتم شربت تنظیم خواب گرفتم براش بهتر شد ولی شبا که بلند میشه هی غذا یا تنقلات بهش بده

سوال های مرتبط

مامان رقیه وتودلی مامان رقیه وتودلی هفته بیست‌وسوم بارداری
مامان قائم مامان قائم ۲ سالگی