۱۱ پاسخ

به زن داداشات حسودی میکنی خب همیشه زندگیت اینجور نمیمونه که همه بلدن در رفاه ب خوشی زندگی کنن ولی اونایی که بلدن در شرایط بحران و بد زندگیشونو بالا بکشن خیلی بالاتر از اون عده هستن چن هر چند بارم بیان به نقطه صفر بلدن زندگی رو جمع کنن

خودت این زندگیو قبول کردی و باید بسوزی و بسازی تمام

مشکل اصلی مقایسه کردن هست منم توی زندیگم خیلی مشکل دارم همسرم کار درست و حسابی نداره حقوقش متوسط رو به پایین دوتا خواهرام وضع زندگیشون عالی هست دایم در حال خرید و مسافرت آرایشگاه و لباس خریدن یکی از خواهرم خودش هم کار می کنه علاوه بر درآمد خوبی که شوهرش داره هر وقت دور هم جمع می شیم استرس می گیرم چون دارن از ماشین جدیدی که گرفتن و یا خونه و یا زمین که می خرن حرف می زنن و من خیلی ناراحت می شم ولی واقعا کاری هم نمی شه کرد بجاش من برای خودم تفریحات و کارهای کوچکی که دوست دارم را انجام می دم . یه جوری خودم را زدم به بیخیالی

ک ی ر خر ک ص دالگ اونی ک دیس لایک زده 🤣

نباید مقایسه کنی همه مثل هم نیستند
من هم نسبت به زندگی خواهرم و زنداداشم و جاریم خیلی سطح پایینی قرار دارم
ولی خب چون همسرمو دوست دارم و مرد خوبیه کنار میام چ میشه کرد

اگه بخواهی مقایسه بیشتر بهت سخت می گذره
خودت را سرگرم دلخوشی های کوچک کن

شرایط سخته .ولی اصلا نباید خودتو با بقیه مقایسه کنی اینجوری هیچ وقت آرامش نداری

بخدای تائثرهیه نابی فکران لی بکیوه چون زندگی هرکس جورکه شاید اوانیش ناراحت دیکیان هیه

روژی توش دگاته بیگذرنی به ایشتای خوت بکری. خرج دکی. پچه سفره. صبر فقط صبر
اگه مردکت کاسپ کار بیه همو شتک دبیه
البته اگه ماله خوتان هبه زوتریش دیان بینی

قت نابه زندگی خوت لگل خلکی مقایسه که ی زندگی هموکس وکویک نیه تازه دبه خوت بگونجینی لگل شرایطی خوتو میردکت گریانو اعصاب خوردی هیچ دردک دوا ناکات همومان روژی سختمان دبت دبه قوی بین

زندگی منو داشتی چی میگفتی دخترم تا الان گریه میکرد گشنش بود یه تاید ندارم لباس بچه هامو بشورم از اون ورم شوهرم دوسم نداره عوضیه

سوال های مرتبط

مامان زهرا ،فروش لباس مامان زهرا ،فروش لباس ۲ سالگی
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
سلام مامانا ممنون میشم اگر منو و راهنمایی کنید و یه مادر رو از دیوانه شدن نجات بدین😂
دختر من از ۹ ماهگی بعد یه مریض شدن ساده ذائقه اش عوض شد، تا اون موقع خیلی خوش غذا بود و اصلا یه جورایی برای غذا دست و پا می شکست ولی الان اصلا هیچی نمی خوره به جز نون خالی، سیب زمینی، برنج. میوه اصلا نمی خوره حتی حاضر نیست امتحان کنه، قبلا که خوش غذا بود به عشق ماست غذا می خورد الان به زور هم ماست می ذارم دهنش زبونش رو بیرون نگه میداره و کریه می کنه که زبونش رو پاک کنم. مثلا مرغ و گوشت رو ببینه نمی خوره ولی اگر بین برنج قایم کنم می خوره یعنی مشکل از مزه اش نیست. من خودم فکر می کنم ممکنه مشکل حسی پیدا کرده باشه با غذاها ولی آخه چرا از اول این طور نبود. البته برادر همسرم هم بچگی همین طور بوده و حاضر نبوده غذاهای جدید رو امتحان کنه هنوز هم تقریبا همین طوره ولی من دوست ندارم دخترم بد غذا بشه و از طرفی این هیچی نخوردن ضعیفش می کنه. راستی تزئین غذا هم حتی جواب نمیده.ممنون میشم اگر تجربه ای دارین راهنماییم کنین یا اگر مشاوره تغذیه آنلاین یا حضوری تو کرج می شناسین بهم معرفی کنین.
مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 ۱ سالگی
مامانا یه چیزی بگم من مامان همین بچه که تو بیمارستان هست رفته پیش کلی فامیل گفته اره بچه من رفته آی سیو بی هوشه منم شوهرم تو بیمارستان زده سرم چهار تا بخیه خورده اخه بنده خدا من از اول که بچه تو تو بیمارستان بستری کردی کنارت بودم چرا دورغ می گی چی رو میخوای ثابت کنی کجا بچت بی هوش بوده من که اونجا بودم خدایا نمیدونم به کیا بچه میدی
خیلی زشته بخدا ادم دورغ بگه ما که همینجوری شم دلمون به اون طفل معصوم میسوزه دلریم دعا می کنیم براش باز این دورغ گفتن چیه
تو کی، سرت بخیه خورده خیلی این مادرش بازی کره خوبیه بخدا دلم خیلی به اون بچه میسوزه
اون دختره اصلا به فکرش نیستن من می ترسم بلای سر اون بچه نیارن دلم کبابه
من امروز اونجا رفتم بچه هامو انداختم تو خونه رفتم اونجا به اون بچه برسم منی که غریبم ولی دلم اینجوری کباب برای اون بچه ولی اون مادرش انگار نه انگار گریه میکنه اما الکیه 😭😭

ما امروز اون بچه رو با سرنگ با صبر و حوصله شیرش دادم بچه انقدر گشنه بود که نگم 😭😭
دادم سیر شد پی پی کرد ترتمیزش کردم باور کنید این مادرش همش تو بیمارستان می چرخید انگار نه انگار این بچه اش بستریه
مامانا پسر شو انقدر دوست دارن ولی این دختره رو نه


بچه پوشک 😔😔😔😔😔😔😔😔😔