مامانا یه چیزی بگم من مامان همین بچه که تو بیمارستان هست رفته پیش کلی فامیل گفته اره بچه من رفته آی سیو بی هوشه منم شوهرم تو بیمارستان زده سرم چهار تا بخیه خورده اخه بنده خدا من از اول که بچه تو تو بیمارستان بستری کردی کنارت بودم چرا دورغ می گی چی رو میخوای ثابت کنی کجا بچت بی هوش بوده من که اونجا بودم خدایا نمیدونم به کیا بچه میدی
خیلی زشته بخدا ادم دورغ بگه ما که همینجوری شم دلمون به اون طفل معصوم میسوزه دلریم دعا می کنیم براش باز این دورغ گفتن چیه
تو کی، سرت بخیه خورده خیلی این مادرش بازی کره خوبیه بخدا دلم خیلی به اون بچه میسوزه
اون دختره اصلا به فکرش نیستن من می ترسم بلای سر اون بچه نیارن دلم کبابه
من امروز اونجا رفتم بچه هامو انداختم تو خونه رفتم اونجا به اون بچه برسم منی که غریبم ولی دلم اینجوری کباب برای اون بچه ولی اون مادرش انگار نه انگار گریه میکنه اما الکیه 😭😭

ما امروز اون بچه رو با سرنگ با صبر و حوصله شیرش دادم بچه انقدر گشنه بود که نگم 😭😭
دادم سیر شد پی پی کرد ترتمیزش کردم باور کنید این مادرش همش تو بیمارستان می چرخید انگار نه انگار این بچه اش بستریه
مامانا پسر شو انقدر دوست دارن ولی این دختره رو نه


بچه پوشک 😔😔😔😔😔😔😔😔😔

۹ پاسخ

به نظرم تو هم خیلی باهاش دیگه در ارتباط نشو دیدی خدایی نکرده بچه اش چیزی بشه کلی چرت و پرت پشت تو هم بگه

کاش دخترشو بده ب من😔😔

الهی بگردم 🥺
خب دختر دوست نداره بفروشه به خانواده هایی که بچه می‌خوان

چند تا دختر و پسر داره؟ من دختر ندارم کاش میدادش به من

خداخیرت بده اگه واقعا میدونی پدرومادرش نمی خوانش میتونی با مسئول بیمارستان درمیون بزاری یا از کسی کمک بخوای پدر بزرگش مادر بزرگش
اینجوری که معلومه مادرش مادری نمیکنه حقش

ای بابا این چ بازی گیری هست عزیزم من میگم وقتی پدرش راضی نیس تو اصرار نکن تو همکاری تو کردی

منم دیشب احساس کردم دختر اینکار میکنن میخواستم بپرسم گفتم شاید ناراحت بشی

داستان چیه ؟؟

چه نسبیتی داری باهاش ؟خب نمیتونه تکه داره گل بزنه اونجا. بچه نیاره

سوال های مرتبط

مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 ۱ سالگی
من یه آدم خیلی دل سوزی هستم واقعا مخصوصا برای بچه های که مریض میشن و بی تابی میکنن
من برای ایلماه جون که خودتون میشناسین فوت شد من خیلی گریه کردم شما ندیدید ولی خدا دید چقدر گریه کردم مخصوصا اون بچه خیلی به دلم نشسته باشه
امروز رفتم خونه همین فامیل همسرم دخترش 6ماهشه صبح که رفتم این بچه یهنفس گریه کرد تا بعدازظهر منم پش بنده این بچه یعنی بخدا قسم من لب به غذا نزدم همش اون بجه رو درآغوش می گرفتم و قربون صدقش می رفتم از اون ورم مادرش گریه می کرد دلم کباب شد
مامانش میگه کلی متخصص بردم میگن هیچ مشکلی نداره اخه مگه میشه میگه رفلاکس پهنان داره
به خودم گفتم منی که امروز برای این بچه انقدر گریه کردم قربون صدقش رفتم بوسش کردم اکه خدای نگرده
طوریش بشه من داغون میشم خیلی دوستش دارم
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
فردا متخصص برای بچه اش نوبت گرفتم ببریم بچه چشه
توروخدا با دلای پاک تون برای این فرشته دعا کنید شیر نمیخوره یه بند گریه میکنه اصلاشما ببنید باورتون نمیشه 6ماهشه میگید بچه سه روز اس بخدا از بس لاغره ضعیفه 😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻








بچه پوشک
مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 ۱ سالگی
مامانا من تازه از بیمارستان برگشتم خونه بخدا من از خدام بود بمونم پیش بچه اما واقعا نمیشد چون خودتونم میدونید بچه کوچولو دارم اگر نداشتم خداشاهده میموندم نشد تا الان پیشش یودم دیگه اومدم خونه شوهرشم کلی ازم تشکری کرد گفت خدا خیرت بده خیلی زحمت کشیدی و این حرفا ولی به جان بچه هام من فقط دلم برای اون بچه میسوزه خدا کنه خوب بشه یعنی این بچه برای من شده عین بجه های خودم 😭
فردا میرم دوباره تا ظهر میمونم مادرش بیاد خونه استراحت کنه فقط از خدای مهربون میخوام این بچه خب بشه یعنی مامانا کار اشتباهی کردم اخه بچه همش گریه می کرد شیر که دو روزه که نخورده بود لباش خشک شده بود با اصرار من بردن اول متخصص بعد نامه دادن برای بستری ببریم بیمارستان توروخدا دعاش کنید گناه داره خب بشه
باورتون میشه ما داشتیم این بچه رو می بریدم پدرش می گفت خدا کنه بمیره 😭😭😭😭😭
منم گفتم این چه حرفیه شما میزنید ماهم بخدا بچه بزرگ کردیم ولی یه بار اینجوری خودم یا شوهرم نگفتیم
تو بیمارستان دکترا به مادر بجه می گفان باید بمونی هیی گریه می کرد نه من نمیمونم برم خونه من مریضم همه دکترا دعواش کردن منم دعوا کردن چرا اومدی که مادرش نمیمونه 😔😔😔😔




بچه پوشک
مامان مَهزاد و گیسو مامان مَهزاد و گیسو ۲ سالگی
خانوما بیایین اینجا
یکی از فامیلا که نزدیک هم هستش و خیلی مشتاق رفت آمد با ما هستن یه پسر ۷ ساله دارن که این پسر بچه به شدت بی ادب و بد دهن هستش خیلی ام شلوغه ینی میاد خونه ما همه وسایلای دخترمو دست میزنه خراب می‌کنه خیلی‌ها شون رو مشکنه و مادر بچه اصلا بهش نمیگه نکن یا بگه بچه بیا بشین، این کارشون هم روی اعصاب منه،
از هر راهی رفتم که قطع رابطه کنن نشد که نشد، دو شب پیش خونه ما بودن بچه سوار چرخ دخترم شد گفتم نشین تو بزرگی این می‌شکنه از چرخ اومد پایین برداشت بلند کرد محکم کوبید زمین فرمون چرخ شکست، یا توپ بزرگ رو میکوبید به تلویزیون گفتم نکن گریه کرد که این نمیزاره من بازی کنم، حالا خیلی از اخلاق های اونو دخترم تکرار می‌کنه چون همبازی نداره اون میاد با اون بازی می‌کنه مثل الگو شده برای دخترم،


تصمیم داشتم به مامان بچه به صورت تیکه یا طعنه بگم ادب هنوز رایگانه به بچت یاد بده، ( آخه مامانش خیلی آدم خسیسی هستش برای پسرش اسباب بازی نمیخره که بچه یاد بگیره با اسباب بازی چطوری بازی کنه)
یا چطوری بهش بگم نمیخام رفت آمد کنم باهاتون؟؟ واقعا رفتار بدی دارن اصلا دلم نمی‌خواد بچم اون کارا رو یاد بگیره،
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
لازمه این رو بدونیم بچه ها با هم متفاوت هستن
مثلا بچتون که دنیا اومد چرا نگفتن چه فرقی داره همه بچه ها مثل هم هستن
نه بچه ها خانواده ها و گروه خونیشون و همه چیزشون متفاوت بوده
پس روان اون بچه هم فرق داره
وقتی بچه شما با بچه تخت بغلی متفاوت بوده پس بچه تو مدرسه و بچه ها تو مهمونی همه با هم متفاوت هستن پس ما باید اون ویژگی هارو در روان کودک باید متوجه بشیم
مثلا اگر یک راه حلی در بچه دوست من مؤثر بوده قرار نیست در بچه من هم مؤثر باشه
دلایل رفتار بچه ها تو چهار قسمت می‌گنجه:
دلایل جسمی
ویژگی های روانی
دلایل محیطی
مسائل ارتباطی
یکی از چالش‌ بچه ها که برای دستشویی رفتن بیاید با این چهار دسته دلایل رو بررسی کنیم
تصور کنید یه بچه ۴ یا ۵ ساله هستید
اولین بار که پی پی رو دیدید ترسیدید و حس کردید یه چیزی از شما کنده شده بعد هم بخاطر یبوست درد شدیدی رو احساس کردید و دیگه همش می‌ترسید که اون درد بیاد سراغتون برای همین یه راه حلی برای خودتون پیدا کردید اینکه انقدر خودتون رو نگه می‌دارید که دیگه پی پی نیاد که اون درد رو تجربه نکنید
حالا شما برای خودتون راه حل پیدا کردید و دارید با این ترس سرو کله می‌زنید و اون طرف مادرتون هی میاد بالای سرتون
ااا پی پی داری ببین خودت رو نگه داشتی
الان مشکل پیدا میکنی ها
چرا اعصاب من رو خورد میکنی
و براتون سوال میشه نکنه مادرم میخواد من رو اذیت کنه
نمیفهمه من درد دارم و ازین میترسم اون نمیدونه شما به مسائل اون واقف نیستید و ببینید چقدر قضیه برای بچه ترسناک و دردناک میشه و این بچه میوفته تو چرخه لجبازی و بیشتر خودش رو نگه میداره
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
چالش رایج بچه ها :
مثلا بچتون برای لباس خاصی مقاومت میکنه همش فکر می‌کنید این بچه میخواد شمارو اذیت کنه و میرید کاردرمانی و اون میگه بچه شما مشکل حسی داره و بخاطر این مشکل حسی هست که یه سری لباس ها رو نمیتونه بپوشه و خیلی وقت ها تو لباس پوشیدن با شما چالش درست میکنه و بچه شما نه لجبازی میکرده نت شمارو اذیت میکرده و اینجا داشته می‌گفته که من یک مسئله ای دارم من نمیتونم این رو بپوشم این من رو اذیت میکنه ولی ما نمیدونستیم تو دنیاش داره چی میگذره و حالا که میدونیم مسئله پیش حسی داره میریم پیش کار درمانگر و اون باهاش کار میکنه و منم یه سری لباس هاش رو کنار میزارم
مثلا ساق شلواری فعلا پاش نمیکنم چون بچم عصبی میشه و تو چرخه لجبازی نیوفته و خیلی وقتا وقتی اون بچه رو می‌شناسیم از ایجاد اون چالش پیشگیری میکنیم
پس ما اول باید دلایل لجبازی رو بدونیم
و چطور حالا باید حلش کنیم
و این رو بدونیم ما باید مادری باشیم که به اندازه کافی خوب باشیم و اون قدر که از دستمون بر میاد و من توی این مسیر دارم حرکت میکنم
چجوری شکاف بین ما و هدفمون پیش میاد ؟
وقتی ارتباط ما با کودک مختل میشه آدما دیگه خیلی خوب با هم همکاری نمیکنن
خیلی وقت ها چالش های جدی دارند اینکه چطور این ارتباط رو ترمیمش کنیم و برای ترمیم باید خودمون و طرف مقابل رو بشناسیم و این فرآیند دو طرفه هست
مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
بچه ها من ده ساله باشوهرم بحث و کل کل داریم آخرین بحثمون برمیگرده به اینکه من کل تعطیلات عید فقط اول فروردین دوساعت رفتم اونا هم سوم فروردین اومدن خونمون بعد ازون ۱۴ فروردین گفت بریم من خونه بابام بودم گفتم الان فردا بعد ناراحت شد منم دیگه اومدم تو راه گفتم امشب نمیومدیم شی میشد یکم سر این موضوع کش دادم و گفتم از سرش بیوفته هی میگه خونه بابام خونه بابام بعد کلی فحش داد که ۱۵ روزه نیومدی و اینا کلی بدوبی راه از دم ترخونشون برگشت بعد هانوادش زنگ زدن رفتیم اونجا گفتم ماجرا رو اونا هم میدونن که ما از اول باهم درگیریم سر نرفتن به خونشون بعد اونجا بیشتر طرف منو گرفتن اما خیلی جاها هم کفتن تو مقصری مثلا نمیزاری بچه رو بیاره اینجا تو مقصری بعد خواهر شوهرمم که چند روزیه خودش به مشکل خورده و با دوتا بچه راهنمایی و ابتدایی اونجا بود اونم داشت صحبت می‌کرد بین بحث ها به شوهرم گفتم الان که بچه تو اتاق داره با فامیل تو بازی میکنه چیزی نمیکی چرا خونه بابای من میگی برو اتاق ببین بچه چی شد؟ خواهرشوهرم بلند شد گفت اووو شما دارین لجبازی میکنین این چه رفتاریه تو میکنی مگه بچه ای گفت باند شین برین از خونه بیرون هیچی تو کلتون نمیره تو برین بیرون تو چرا تلافی میکنی این چه رفتاریه به من کفت همرو. بعد بماند که شوهرم شیر شد. من دیگه دهنمو بستم و انگار که ناراحت شدم جواب ندادم تا آخر بحث ساکت و غمگین نشستم بعدت گریه که شما دلتون به حال بچه نمیسوزه رفت دلستر آورد برام بیسکوییت باز کرد بهم داد اما نخوردم. به نظرتون باید جواب میدادم اون لخظه اعصابم خورده چرا گیجم و جواب ندادم
پوشک بچه شیر مادر شیرخشک شیر شب واکسن ۱۸ ماهگی زایمان بارداری پستونک
مامان باعرضه 😎🤱🐣🤍🧿 مامان باعرضه 😎🤱🐣🤍🧿 ۲ سالگی
امروز تو پارک ی بچه با مامان بزرگش اومده بود

با لباس استین کوتاه نخی
و شلوارک
تو هوای ب این سردی که حداقل ی استین بلند لازم بود

حالا جدای ازینکه طفلی سردش بود و تو اون سرما مامان بزرگش خیلی محکم تابش میداد و بچه ریزه میزه داشت از تاب لیز میخورد که من گفتم مامان جان یواش تر این خیلی کوچولوعه میوفته

و جدای از بحث لباسای بچه

موضوع مهم تر این بود بچه یکسال و چهارماه رو مادربزرگ ب حال خودش گذاشته بود بازی کنه درحالیکه بچه یجوری راه میرفت انگار تازه راه افتاده و چن بار میخاوست از پلهسرسره سقوط کنه چون من دلم میشوخت همزمان با پسرم میبردمش بالا

حالا مادذبزرگه بنده خدا اورده بودش بچه لذت ببره ولی من با خودم میگفتم اخه این چه مدل مراقبته درسته قدیمیما همین بودن ولی خب الان قدیم نیس

خلاصه بچه هاتون میدین هرکسی ببره پارک حداقل چنتا توصیه بکنین

وخواهشااااا هوا رو بسنجین بعد لباس تن بچه طفلی کنین

اون بچه که سرما رو راحت خورد ولی خب مقصر این وسط کی بود بنظرتون؟
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
یه وقتایی بچه ها یه نیازهایی دارن که ما اصلا ازشون آگاه نیستیم باید به اون نیاز توجه کنیم بجای اینکه بحث و جدل داشته باشیم
و مورد بعدی مادری که بچش تکالیفش رو انجام نمیده خسته شده و برای هر تکلیفی باید کلی بحث کنه و خیلی وقتا برای هر تکلیفی که انجام نداد نباید هی معلم خصوصی بگیریم،نصیحتش کنیم ،و بیشتر باهاش تمرین کنیم گاهی وقت ها بچه مشکل توجه و تمرکز داره و مشکل یادگیری دارن و ما اینارو خبر نداریم و هی بچه رو نصیحت میکنیم در صورتی که باید این بچه رو ببریم پیش متخصص
یادگیری این بچه مسئلش با شما هم نیست و با تمرین این اختلال مدیریت میشه و دست خودش نیست که بشینه اون تکلیف رو تموم کنه
ممکنه بچه یه مشکل یا اختلالی داره که ما از اون بی خبریم و فکر می‌کنیم این بچه داره باهامون لجبازی میکنه و گوش نمیکنه در صورتی که اصلا این طور نیست و شما هی دارید اصرار میکنید و اون بیشتر باهاتون مخالفت میکنه
و مورد بعدی مسواک زدن
که بچه با پدر و مادرش دعوا داره مثلا یه بچه ۴ ساله چیکار کنیم اون مسواک زدن براش جذاب بشه
مثلا تکنیک جان بخشی به اشیا رو استفاده کنیم و چقدر این تکنیک میتونه اینجا به ما کمک کنه که بچه باهامون همکاری کنه
مثلا خشک و جدی میگیم بیا مسواکت رو بزن
بچه با این زبون نمیتونه با ما همراه بشه باید یاد بگیریم متناسب با سن کودک و ویژگی هایش بهش کمک کنیم
یه زمانی با بازی یه زمانی با گفتگو
بستگی به درک کودک داره
حالا ببینید مادر و پدر هی بچه رو نصیحت میکنن و تاکید میکنن