من یه آدم خیلی دل سوزی هستم واقعا مخصوصا برای بچه های که مریض میشن و بی تابی میکنن
من برای ایلماه جون که خودتون میشناسین فوت شد من خیلی گریه کردم شما ندیدید ولی خدا دید چقدر گریه کردم مخصوصا اون بچه خیلی به دلم نشسته باشه
امروز رفتم خونه همین فامیل همسرم دخترش 6ماهشه صبح که رفتم این بچه یهنفس گریه کرد تا بعدازظهر منم پش بنده این بچه یعنی بخدا قسم من لب به غذا نزدم همش اون بجه رو درآغوش می گرفتم و قربون صدقش می رفتم از اون ورم مادرش گریه می کرد دلم کباب شد
مامانش میگه کلی متخصص بردم میگن هیچ مشکلی نداره اخه مگه میشه میگه رفلاکس پهنان داره
به خودم گفتم منی که امروز برای این بچه انقدر گریه کردم قربون صدقش رفتم بوسش کردم اکه خدای نگرده
طوریش بشه من داغون میشم خیلی دوستش دارم
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
فردا متخصص برای بچه اش نوبت گرفتم ببریم بچه چشه
توروخدا با دلای پاک تون برای این فرشته دعا کنید شیر نمیخوره یه بند گریه میکنه اصلاشما ببنید باورتون نمیشه 6ماهشه میگید بچه سه روز اس بخدا از بس لاغره ضعیفه 😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻








بچه پوشک

۱۴ پاسخ

عکسش‌ بزار اجی

بچه درد داره که گریه میکنه، باید ببره دکتر تا وقتی درد بچه رو بفهمن، یا بستریش کنن لااقل سرم بگیره

الهی عزیزم ببین معصومه جان منم دورم دوتا بچه اینجوری بود نا ۴ماهگی الی ۶ماهگی اینجوری بودن بعداش حوب شدن ...به خاطر کولیک رفلاکس ‌ان شاءالله این کوچولو خوب میشه

ای خدا انشالله خوب بشه طفلی 🥺منم برای ایلماه خیلی ناراحت شدم 😭

عزیزم رفلاکس پنهان خیلی اذیت کنندست پسرمنم داشت .بایدداروبخوره امپرازول بخوره.ببریددکترگوارش توخزانه ایمانزاده

عزیزم خیلی اذیته بچه بخاطر رفلاکس باید شیرخشک مخصوص و دارو بخوره

خدا هیچ مادری و بابچش امتحان نکنه🙏
منم مثل شما خیلی دلنازکم وناراحتی دیگران خیلی ناراحتم میکنه الان سه روزه همکلاسی و دوست صمیمیه پسرم تصادف کرده و فوت شد من همش گریه میکنم دیروز رفتم ختمش تا خونه گریه کردم بمیرم برا مادرش بمیرم برا جوونیه خودش هنوز 18 سالش کامل نشده بود😭😭😭

باید بره فوق تخصص گوارش اطفال سونو شکم و معده میگیرن

راست میگه از رفلاکسِ پنهان
پسر منم اینجوری بود دارو دکتر داد با شیرخشک ای آر تغذیه ش هم رعایت کردم اوکی شد

وای یاد خودم افتادم🤦‍♀️😭
دخترمنم نوزادی اینطوری بود
واسه همین الآن تک فرزندی و انتخاب کردم

ایلماه کیه😥😥😥

شیر مادر میخوره؟
مادرش مراعات غذایی میکنه همه چی نخوره
پسرمنم تا یکسالگی عجیب گریه میکرد. نق میزد
همش باید مواظب میبودم بد خوراکی نکنم
دکتری نبود تو شهرمون بگن خویه ومن نبرم

خدا کمکش کنه

بگو زیارت جایی ببره نذری گردن بگیره شاید خوب بشه وقتی دکتر زیاد برده گفته چیزیش نیس

سوال های مرتبط

مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 ۱ سالگی
مامانا من تازه از بیمارستان برگشتم خونه بخدا من از خدام بود بمونم پیش بچه اما واقعا نمیشد چون خودتونم میدونید بچه کوچولو دارم اگر نداشتم خداشاهده میموندم نشد تا الان پیشش یودم دیگه اومدم خونه شوهرشم کلی ازم تشکری کرد گفت خدا خیرت بده خیلی زحمت کشیدی و این حرفا ولی به جان بچه هام من فقط دلم برای اون بچه میسوزه خدا کنه خوب بشه یعنی این بچه برای من شده عین بجه های خودم 😭
فردا میرم دوباره تا ظهر میمونم مادرش بیاد خونه استراحت کنه فقط از خدای مهربون میخوام این بچه خب بشه یعنی مامانا کار اشتباهی کردم اخه بچه همش گریه می کرد شیر که دو روزه که نخورده بود لباش خشک شده بود با اصرار من بردن اول متخصص بعد نامه دادن برای بستری ببریم بیمارستان توروخدا دعاش کنید گناه داره خب بشه
باورتون میشه ما داشتیم این بچه رو می بریدم پدرش می گفت خدا کنه بمیره 😭😭😭😭😭
منم گفتم این چه حرفیه شما میزنید ماهم بخدا بچه بزرگ کردیم ولی یه بار اینجوری خودم یا شوهرم نگفتیم
تو بیمارستان دکترا به مادر بجه می گفان باید بمونی هیی گریه می کرد نه من نمیمونم برم خونه من مریضم همه دکترا دعواش کردن منم دعوا کردن چرا اومدی که مادرش نمیمونه 😔😔😔😔




بچه پوشک
مامان دوقلوها مامان دوقلوها ۲ سالگی
خیلی دلم گرفته ازین شرایط ازین وضعیت😭💔 بچه هام هیچ توانی برام نذاشتن مغزم درد میکنه، 22 ماهه شب و روز از خدا ارزوی جوون مرگ شدن رو دارم میگن خدا تو هرکس توان ببینه بهش دوقلو میده همش میگن وای ناشکری نکنیاااا ولی من خسته ام من بریده ام خدا چه توانی در من دید که دوتا بچه زر زر و ناآروم بهم داد از نوزادیشون تا الان درگیر گریه هاشونم خیلی اذیتم میکنن حتی شبم نمیخوابن شکر برای وجودشون ولی من هیچ لذتی از مادر بودنم نبردم دایم یک چشمم اشک هست روانم پودر شده هرکس میبینه میگه اینا دیگه چجور بچه هایی هستن چرا انقدر گریه میکنن خوابیدنشون با گریه اس بیداریشون با گریه اس شب تا صبح برا شیر پامیشن گریه میکنن کل روز بهونه میگیرن خیلی تو عذابم گاهی میگم خدایا اون دنیا چی میخوای جوابمو بدی حداقل دوتا بچه اروم میدادی تو که میدونستی دوقلویی اینقدر سخته انصافت کجا بود😭💔 به شدت بد غذان جگرمو خون میکنن از گرسنگی گریه میکنن اما نمیخورن حتی اطرافیانمم فراری دادن با گریه هاشون هیچکس دوس نداره بریم خونشون، فردا سیزده بدره با دو بچه نه میتونم خونه بمونم نه بیرون برم نه تنها این که تمام مناسبت ها رو از دماغمون میارن