مامانا من تازه از بیمارستان برگشتم خونه بخدا من از خدام بود بمونم پیش بچه اما واقعا نمیشد چون خودتونم میدونید بچه کوچولو دارم اگر نداشتم خداشاهده میموندم نشد تا الان پیشش یودم دیگه اومدم خونه شوهرشم کلی ازم تشکری کرد گفت خدا خیرت بده خیلی زحمت کشیدی و این حرفا ولی به جان بچه هام من فقط دلم برای اون بچه میسوزه خدا کنه خوب بشه یعنی این بچه برای من شده عین بجه های خودم 😭
فردا میرم دوباره تا ظهر میمونم مادرش بیاد خونه استراحت کنه فقط از خدای مهربون میخوام این بچه خب بشه یعنی مامانا کار اشتباهی کردم اخه بچه همش گریه می کرد شیر که دو روزه که نخورده بود لباش خشک شده بود با اصرار من بردن اول متخصص بعد نامه دادن برای بستری ببریم بیمارستان توروخدا دعاش کنید گناه داره خب بشه
باورتون میشه ما داشتیم این بچه رو می بریدم پدرش می گفت خدا کنه بمیره 😭😭😭😭😭
منم گفتم این چه حرفیه شما میزنید ماهم بخدا بچه بزرگ کردیم ولی یه بار اینجوری خودم یا شوهرم نگفتیم
تو بیمارستان دکترا به مادر بجه می گفان باید بمونی هیی گریه می کرد نه من نمیمونم برم خونه من مریضم همه دکترا دعواش کردن منم دعوا کردن چرا اومدی که مادرش نمیمونه 😔😔😔😔




بچه پوشک

۱۲ پاسخ

پدر ومادرش چرا اینجوری رفتار میکردن هرچند اون بچه مدام گریه کنه وکلافشون کنه ولی اینکه نسبت بش خیلی مسئولیت نشون نمیدادن قلبم به درد اورد

انشاالله که خدا شفاش بده .
اما وظیفه ی شما نیست که پیشش بمونید .
اگر بچه مشکل گوارشی داره میتونم آدرس دکتر خیلی خوبی بدم که تو یک ماه درمانش کنه ،

عزیزممم خدا خیرت بده خدا ب اندازه دلت بهت برکت بده
واقعا اینک یکی کمک حال ادم میشه خیلی چشم ادمو میگیره
مطمعنا خدا جواب خوبیتو جای دیگ بهت میده

عزیزم معصومه تو شبیه فرشته ها برای اون بچه بودی یک فرشته نجات .گولس چرا پدر مادرش اینطوری رفتار کردن شاید از خستگی زیادبود

ای‌ خدا چقدر سخت بخدا دلم گرفت دلمدخون شد کاش انشالله خب خب بشه ای‌ خدای مهربان. خوبش کن دیگه ب این خانواده بچه‌ نده

انشااالله خدا به حق همین شب عزیز این کوچولو شفا بده ...خیلی دلم گرفت...یا امام رضا بر این بچه نظری کن ..شفای کامل بده.‌یااااا امام رضا🥺

یکی نیست بگه بنده خدا، توکه توانایی موندن یه شب پیش بچه بیمارت رو نداشتی ونداری چرا به دنیاش آوردی 😔

چقد ناراحت شدم😭خدا شفاش بده😭
خدا توروهم خیر بده

خداشفاش بده سخته خدای دست توام درد نکنه باوجود ک خودت بچه کوچک داری موندی پیشش

دستت درد نکنه والا بچه اول من جوری پدرمو در تورده فک نکنم هیچ بچه ای اینطور باشه همش مریض می‌شد همش گریه الانم ۱۰سالشه خیلی نق نقو عه ولی شکر میکنم اون روزا گذشت انشالله این بچه هم خوب بشه

🥲خدا به چه کسایی بچه میده

مشکل بچه چیع؟

سوال های مرتبط

مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 ۱ سالگی
من یه آدم خیلی دل سوزی هستم واقعا مخصوصا برای بچه های که مریض میشن و بی تابی میکنن
من برای ایلماه جون که خودتون میشناسین فوت شد من خیلی گریه کردم شما ندیدید ولی خدا دید چقدر گریه کردم مخصوصا اون بچه خیلی به دلم نشسته باشه
امروز رفتم خونه همین فامیل همسرم دخترش 6ماهشه صبح که رفتم این بچه یهنفس گریه کرد تا بعدازظهر منم پش بنده این بچه یعنی بخدا قسم من لب به غذا نزدم همش اون بجه رو درآغوش می گرفتم و قربون صدقش می رفتم از اون ورم مادرش گریه می کرد دلم کباب شد
مامانش میگه کلی متخصص بردم میگن هیچ مشکلی نداره اخه مگه میشه میگه رفلاکس پهنان داره
به خودم گفتم منی که امروز برای این بچه انقدر گریه کردم قربون صدقش رفتم بوسش کردم اکه خدای نگرده
طوریش بشه من داغون میشم خیلی دوستش دارم
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
فردا متخصص برای بچه اش نوبت گرفتم ببریم بچه چشه
توروخدا با دلای پاک تون برای این فرشته دعا کنید شیر نمیخوره یه بند گریه میکنه اصلاشما ببنید باورتون نمیشه 6ماهشه میگید بچه سه روز اس بخدا از بس لاغره ضعیفه 😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻








بچه پوشک
مامان زهرا ،فروش لباس مامان زهرا ،فروش لباس ۲ سالگی
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
پارت دوم
زن عموم گفت من فردا میرم بهداشت ببینم چی میگه.
منم که خونه بودم گفتم میام که با هم بریم .
زن عمو من خیلی تنهاست حتی پدر و مادرش نزدیکش نیستن
تک و تنها با دو بچه صفر تا صد زندگی از خرید خونه ..پخت و پز ..خرابی وسایل خونه ، مدرسه بردن و ... با خودشه
ماشین هم نداره
پدر و مادرش هم راهشون دوره و پیر هستن
یکی نیست وقتی مریض میشه یک لیوان آب دستش بده
.یک روز یه نفر کمکی نداشت از روز اول زایمان بلند میشد

بهداشت معاینه کرد و گفت رشد قد و وزن و همه چیز عالیه اما شما باید برید گفتار درمانی

نامه داد برای مرکز مربوطه سمت فلکه احمدآباد
ما سمت ناژوان
صبح رفت و ظهر برگشت خسته از راه
اومد سمت خونه ما گفت من باید هفته ای دوبار ببرمش گفتار درمانی
گفت راه دوره باید بشینم همونجا که کارش تموم بشه تا بیام خونه ظهره
گفتم این دو روز من کلاس ندارم خودم میبرمتون و میارمتون.
دو ماه گذشت و طوری این بچه دائم کنار من بود که به زن عموم گفتم میخوای از این به بعد خودم تنها بیارمش
از خدا خواسته قبول کرد
۶ ماه هر هفته دوبار بردمش گفتار درمانی
اما دریغ از یک ذره پیشرفت

پوشک زایمان بارداری شیر خشک بچه پستونک
مامان امیر حسین مامان امیر حسین ۳ سالگی
یه سوال چرا بعضی ها به خودشون اجازه میدن هر جور دلشون میخواد با بچه ات رفتار کنن 😐
رفتیم مهمونی چند تا بچه قد و نیم قد نوه های جاریم و با ما خونه ابجیم دعوت بودیم یه جوری قربون صدقه بچه هاشون میرن که انگار ناف آسمون باز شده فقط بچه اینا اومده پایین خدایی بچه هاشون مهربون و تو دل برو هستن دوست شون دارم ولی نه اینکه بخوام قربون صدقه بچه هاشون برم نیازی به محبت اونا برای بچه خودم ندارم ولی از عمد دختر جاریم جلو همه میگه به پسرش که ببین عمو مصطفی چقدر دوستت داره ( منظورش شوهر من که عموی خودش میشه ) ببین میگه چه پسر خوبی هستی ، با ادبی موهاش چقدر خوشگله قشنگ دو تا هندونه میزاره زیر بغل شوهرم که یعنی قربون صدقه اش بره بعد همیشه خدا ادعای عقل کلی و با سوادش میشه با پسرش سر گوشی من که دست پسرش بود بحث داشتن بعد یکی دو بار به پسرش گفت مامان گوشی مامانش هست بهش بده پسر منم دو سال کوچک تره نمیتونه حرف بزنه جیغ میکشید یدفعه برگشته به پسرش گفت بهش بده صدا شو در نیار منظورش بچه من بود اصلا من هیچی نگفتم اگر من این حرف و میزدم خدا شاهده جاریم و دخترش می پریدن به من چرا کسی به خودش اجازه این حرفا میده به بچه هاش بزنه یا اینکه خواهر خودم و دامادمون جلو اونا و بچه هاشون بچه من و دعوا میکردن که جیغ نزن یا فلان چیز و بهشون بده برای اینکه نخوان به اونا چیزی بگن اونا هم دو تا پسر داشتن یکیش سه سالش هست اصلا بچه من متوجه نیست به یه بهونه پسرمو صدا میزدم کسی به خودش اجازه نده چیزی به بچه ام بگه