۱۳ پاسخ

آره دختر منم مادربزرگش رو ببینه مانتو و روسری سرشه گریه می‌کنه که منو ببر بیرون یا از بغلش دیگه پایین نمیاد .
خودشم که لباس بپوشونم یا عوض کنم دیگه هی نق نق می‌کنه که ببرمیش بیرون .

بچه من تازه یاد گرفته جلوی موتور بشینه تا شوهرم میخواد بره سرکار بهش میگه بابا موتور سوار دیگه ولش نمیکنه تا ببرش دوری بهش بزنه و بیارش. ولی با خودم اینجوری نیست

دختر من چهارسالش شده هنوز این عادتو داره😑

پسر منم یه دوره ای شدید اینطوری بود،الان بهتر شده
از صبح تا شب خونه بودیم،مادرشوهرم که می اومد،میخواست باهاش بره پایین
یا شوهرم زیاد میبرد خونه مادرش
چند بار خرید نون برده بود
کلا میدونست اونا دارن میرن بیرون،گریه میکرد که باهاشون بره
اگر میتونی،اون لحظه که اونا میرن،تو هم باهاشون یه کم برو بیرون،خداحافظی کن و برگرد بیا
من اکثرا عصرا میبرم تو کوچه مون با کالسکه می چرخونمش
دوست دارن الان تجربه کنن و کشف کنن

دختر من ۱۹ماهشه ولی هنوز رو همون ۹و۸۰۰کیلو هست نمیدونم چیکار کنم خیلی بدغذاس

پسر من همین الان گریه می‌کنه که بریم خودشو می‌کشه سمت در به کلیدم اشاره می‌کنه که برداریم😂
مامانم و ابجیم و شوهرم یواشکی درمیشن میرن اگه ببینه دارن میرن انقد گریه می‌کنه که مجبورمیشی ببریش

چه جالب اسم زیبا هم اسم من ❤️

پسر منم همینه فقطم به مادرشوهرم میچسبه گریه میکنه منو ببر با خودت

چه جالب پسر منم همینه

آره عزیزم پسرای منم اینجورین چه بزرگه چه کوچولو م که الان ۹ ماهه ست

چه جالب 😍😍
دختر من بریم بیرون کلافم میکنه که برگردیم خونه
شاید کوچیک تره واسه همین
کاش اهل بیرون رفتن باشه تو خونه پوکیدم🥴

اره مام همینیم😁

اره مخصوصا مادرشوهرم

سوال های مرتبط