۴ پاسخ

من یدفعه ازش گرفتم چون بهش میگفتم پستونک خراب شده گریه میکرد خودشم تا نمی‌دید نمیخواستش منم یدفعه دیگه بهش ندادم ولی شیر خودمو هنوز میخوره

منم سر پستونک قیچی کردم شب اول با همون کلنجار رفت نمیتونست بخوره تا خوابش برد از فرداشم بهش ندادم گفتم خراب شده

خب همونش گرفتن سخته
هرکی گفتن میخواد پستونگ بگیر میگم خدا صبر بده بهشون
به نظرم سخت ترین مرحله هست

مثلا خواست طول روز بخوابه بهش بگو پیشی امد برد
تا بدونه نیست دیگه پسرم ۱۵ سالشه گفتم نمیدونم چ جوری از پستونک بگیرم گف با من هههه
امد جلوش پستونو قیچی زد گفت انقد نگو پستونک ابن بود از پستونک گرفتن دیگه نخورد با همون ک هیچی نداشت بازی کرد دید چیزی نیست گرفته شد

سوال های مرتبط