سرشب یکم تمیزکاری کردم بعدم بچمو بردم حموم شستم اومدم لباساشو پوشوندم نشست پا تلوزیون بعدش لباسشویی رو روشن کردم و خودم رفتم دوش گرفتم آخربار دیدم ای داد بیداد یادم رفته حوله ببرم خودمو شستم گفتم عیب نداره پسرم پا تلوزیونه حواسش به من نیست دید هم نداره فوری میرم تو اتاق حولمو میپوشم، صداش زدم مطمئن شم تو اتاق نیست بعد با عجله اومدم بیرون که برم تو اتاق، روی سرامیکا چنان سر خوردم و خوردم زمین دستم زخم شد پامم کوفته شد سرمم خورد لبه‌ی درگاه در اتاق یکم گیج زدم ولی از هول اینکه بچه نیاد منو لخت ببینه فوری پا شدم بعد گفتم کثیف شدم حولمو برداشتم دوباره رفتم حموم خودمو آب بکشم دیدم هرچی خودمو میشورم خون میریزه یهو متوجه شدم داره از سرم خون میاد خیلی ترسیدم ولی نمیدونستم چیکار کنم سرمو با آب سرد شستم ولی فایده نداشت دیگه بدنمو شستم و حوله رو پوشیدم اومدم بیرون و کلاه حمومو کشیدم تو سرم که اگه خون ریخت به بقیه جاها نماله بعد رفتم لباس پوشیدم زنگ زدم مامانم جواب نداد زنگ زدم شوهرم اونم جواب نداد بعدش زنگ زد بهش گفتم گفت الان میام ولی محل کارش خیلی دوره من گفتم نیا طوریم نیست فایده هم نداره گفت با اسنپ میام بعد سرخود زنگ زده بود مامانم اونم با ترس اومد خونمون گفت چی شده بچه ها سالمن؟
ادامه👇🏻

۸ پاسخ

عزیزم برای اینکه خیالت راحت بشه برو بیمارستان سرتو معاینه کنن
شاید سونو هم انجام بدن

😔😔😔😔ولی ببخش از تعریف کردن که تصور میکردم خندم گرفت
خداروشکر به خیر گذشته

برو بیمارستان یاصبح برو دکتر عزیزم تا اوانومالی صبرنکن ضربه ضربه هست ب پهلو ب کمرو شکم نداره شوکه شدی ترسیدی برو چکشون کن خیالت راحت بشه

اخه این سوالا ی تخصصی رو که نباید اینجا بپرسین ما مگه متخصصیم بهترین راه مراجعه به دکترتون و مشورت با ایشونه یا برید بیمارستان از سلامت خودتون و بچه ها مطمئن بشین

ادامه:
گفتم والا اینطور شده اومد دید گفت زیاد خون نمیاد و دستمال گذاشت یه ساعت بعدم شوهرم رسید مامانم یکم پماد چشمی زد روش و گفت چیزی نیست
خلاصه که بدنم و مخصوصا سرم خیلی دردمیکنه اما بازم خداروشکر به خیر گذشت ولی نمیدونم یعنی دیگه کاری نکنم؟ دوهفته دیگه نوبت سونو آنومالی دارم یعنی بچه‌هام سالمن؟ صبر کنم تا همون موقع؟ آخه به پهلو افتادم شکمم ضربه نخورد. سرم طوری نیست دیگه؟ آخه باردارم عکس که نمیتونم بگیرم
چیکار کنم؟

بری بیمارستان یا دکتر خودتون بهتر هست عزیزم

اخی بگردم...
چون خون اومده فکر نکنم مشکلی داشته باشه سرت
میگی که به پهلو هم افتادی
باز دیدی حالت خوب نیس حتما برو

ببخشید که خنده ام گرفت
برو دکار توضیح بده منم خوردم زمین با باسن خیلی اذیت شدم بهم امپول زدن تا دردم کم بشه

سوال های مرتبط

مامان آنیسا و علیسان مامان آنیسا و علیسان هفته بیست‌ونهم بارداری
خدا سر دشمنم نیاره ولی اگر جای من بودین چیکار میکردین ؟
من یه دختر دارم که شوهر عوضیم تو بچه داری کمکم نکرد هیچ ، اینقدر دعوا و غر زد که از بچه داری هم افتادم دیگه دلم‌ بچه نمیخواست تا اینکه دوماه پیش فهمیدم اتفاقی باردار شدم خواست خدا دیگع نمیدونم چه حکمتی داره توش
بعدش امروز رفتم آنومالی اونجا دکتر گفت پشتش به ما هستش جنسیت مشخص نیست ، برو شیرینی بخور بیا ، تو این مدت شوهرم زنگ‌ زد چیشد عوض اینکه بپرسه سالمه ؟ و اینا گفت جنسیت مشخص شد گفتم نه دکتر میگه پشتش به ماس این یاعصبانیت موبایلو قطع کرد بعدم که بهش زنگ زدم بیا دنبالمون با چه حرص و جوشی اومد با چه اخمو تخمی ، هاراستی رفتم شیرینی خوردم اومدم دکتر نگاه کرد گفت پسره
بعدش گفتم شوهرم اومدنی دنبالم میگم بهش ولی یا خدا شمر زمان شده بود همش پاچه منومیگرفت بی دلیل یکم که باهاش حرف زدم متوجه شدم با خودش فکر کرده چون سونو متوجه نشده پس یعنی دختره برا همون ناراحت بود و اینو سر من خالی میکرد منم از حرصم نگفتم که بعدش گفت پسره گذاشتم او همون جهالت خودش بمونه مریض روانی
شما جای من بودین چیکار میکردین ؟؟