۱۲ پاسخ

بنظرم واسه راحتی کاره خودش میگه نه

چقد سخت منم همسرم قبلنا میگفت تا دوسالگی بده اما الان ک میگم میخوام دیگه بگیرم چیزی نمیگه خداکنه همکاری کنه باهام ولی من میگم شیرشو بده تا زمانی ک میخوای از شیر بگیری چون من ماه رمضون ک بود چون روزه میشدم روزا بهش شیرنمیدام یا کم میدادم ولی پدرمو دراورد همش میبردمش بیروم پارک بازی میکردم باهاش خیلی بیشتر خسته میشدم اخرشم وقتی ک شیر میخورد انقد پیله میکرد ول نمیکرد شماهم نخواسته باش کمش کنی چون کم نمیشه بازم تا فرصت پیدا کنن انقد میخورن ک اون ساعتیم ک نخوردن جبران شه.... اگرم میخوای از شیر بگیری دیگه با زبون راضیش کن من ک دیگه جون تو تنم نمونده لاغر شدم حسابی....

دقیقا شوهر منم همینه الان ۵ روزه گرفتم تا گریه میکنه میگه خب بهش بده 😐بعد شب اول و دومیم که بهش ندادم شوهرم مسافرت کاری بود خونه نبود خواهرام پیشم بودن گفتم تا نیستش دیگه کلا بهش ندم سخت بود کمکی نداشتم چون بچم تو بغل شوهرم سریع میخوابه برای خواب نابود شد کمرم از بس تو بغلش تکونش میدادم ولی بالاخره موفق شدم تا نبود بگیرم‌
مامانمم دقیقا مخالف بود میگفت گناه داره از شیر بگیری 😐دیگه خلاصه خودم به تنهایی کارو دراوردم

مگ نظر شوهرت مهمه که بهش بگی تو کار خودتو بکن چ‌ربطی ب اون داره اخه

خب چون حوصله صدا بچه نداره میبینه بچع میخوره صداشم قطع میشه میگه بزار بخوره چرا خودمو اذیت کنم ب من ک کاری نداره

حالا من خودم دلم نمیاد میگم تا دو کامل بدم 😂
شوهرم میگه قطع کنه دگ بزرگ شده شیر میخواد چیکار

شوهر من تنها کسی کنار بودم ترک شیر موافق بود

اینهمه تحمل کردی که حالا این چندماه و هم تحمل کن چیزی نمونده تا دو

همسر منم همین بود
یه هفته رفتم خونه مامانم از شیر گرفتمش
هم خودم راحت شدم هم دخترم

همسرمنم همینه میگ تا ۲سالگی بده بهش

اره دگ
حالا ا.ه خودشون بودن همون اول قطع پیکردن
انتظار دارن زن از همه چیزش بگذره

شکهر منم اونطور بود

سوال های مرتبط