خانوما شورای شما هم اینطورین یا فقط مال من تحفس بچرو من دنیا آوردم دوتا بچه تو شکمم نگه داشتم عذابشو من کشیدم دردشو من کشیدم من تا الان تو این سن هست بزرگش کردم شب بیداری هاشو من کشیدم خلاصه همه درداش برا من بوده است آقا شده واسه ما دستور بده
پسرم یا دخترم که کاربردی کردن یا حرف زشت زدن من دعواشون میکنم یا الکی میزنم رو دستشون پاشون که خیلی کاربدیه وقتی شوهرم میاد بچه هام میرم به باباشون میگم مامان ماروزد 🙄کجازدم آخه فقط دعواتون کردم یا داد میزنم سرشون چون واقعا خیلی اذیت میکنن ازصبح تا شب هی بهونه میگیرم حق بیرون‌رفتن رو هم ندارم که ببرمشون جایی حداقل برن بازی کنن خسته کوفته بیان بخوابن منو اذیت نکنن از بس تو خونه موندیم دیگه عصابم هیچیو نمی‌کشه
خلاصه هر وقت بچه هارو دعوا میکنم پا میشه با من دعوا می‌کنه که چرا اونارو دعوا میکنی چر اونا روزدی یا هم به بچه ها میگه پاشید شما هم اونو بزنید میگه برید بهش بگید گوه می‌خوری مارو میزنی یا هم خودش پا میشه منو میزنع پریشب بخاطر پسرم دعوامون شد پاشد یه مشت از سرم زد دستشو گرفت از موهام چنگ زد یه مشت مو کنده شد از موهام واقعا خسته شدم دیگه 😭😭

۱۰ پاسخ

همه ی زحمتا با تو بوده اما شوهرت با به رخ کشیدن زور بازو حرفشو جلو میبره
اصلا منطق حالیش میشه؟
موندم این ننه ها چی یاد پسراشون دادن فقط بچه پس انداختن
ببین خاهر من جلوشو نگیری زندگیت میشه جهنم، بچت سوار کولت میشه و حرفی نمیتونی بزنی، باید یه جوری تو کله شوهرت فرو کنی که تو مادری توهم حق داری اون کسی که حق زدن نداره شوهرته اونم زدن تو نه تربیت بچش
اینجوری که شوهرت تا میکنه پس فردا دور از جونت تو میشی غلام حلقه به گوش شوهرت و بچت، حرفیم بزنی از شوهرت و بچت کتک میخوری، از من گفتن

عزیزم رفتی پزشک قانونی اون موقع؟
والا مال منم همینه بخاطر بچه ها فوش و کتک زیاد خوردم
بقول تو زحمتش مال منه اینا خودشونو برای اون شیرین میکنن

بچه ها از رفتار پدر احترام ب مادر رو یادمیگیرن
میگن جلو بچه ها به مادر خونه احترام بزارید تا بچه ها یادبگیرند
این بنده خدا اصلا نه ادب داره نه ب شما احترام میذاره نه حرمت شما رو نگه نداشته

این دگ عقده اییع بلد نیست رفتار کنه لابد پدرش با مادرش همچین میکردم...ن والا شوهرم چیزی نمیگه می‌دونه کل روز بامنن و لابد صلاح دونستم اینکار کنم با بگم چیزی بهشون حتی پشتم میشه اگر کار بدی کردن اذیت شدم حرف میزنه باهاشون

😐😐😐خاک تو سرش کننن
من سر شام، پسرم هی یجا نمیشینه، میره،میاد
قاطی کردممممم
شوهرم ی نگاه من ننداخت ک ول کن بچه س چیزی نگو..
منم ادمم من از صب دارم سر و کله میزنم تازه بیاد دخالتم بکنه؟؟
غلط کرده

چجوری تحمل میکنی نمیری بیرون؟؟؟من یه روز نرم روانی میشم ازدست بچه

وای خدایا اینجور که بچه سو استفاده میکنه ولی به نظرم شوهرت مشکل داره

نه والا.. تربیت بچه با منه، شوهرمم با من هماهنگ میشه

وای خدا صبرت بده

ما بحث داشتیم بیشترشده

سوال های مرتبط

مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
سلام مامان های عزیز
این روزها خیلی حال خرابی دارم نمی‌دونم چکار کنم؟
بچه ها خیلی اذیتم میکنند. اصلا نمیذارن که من یه لحظه هم بشینم وقتی موقع خواب میشه پسرم با این که چند لحظه قبلش بهش آب دادم بازم میگه آب می‌خوام. بعد تا میام دراز بکشم میگه برام کرم دست بزن بعد دوباره این کار رو که انجام میدم میگه پتوی صورتی روی من بنداز. دخترم هم که نمی‌ذاره یه لحظه هم بشینم. از اون طرف هم شوهرم مدام از من ایراد میگیره . و حتی روز پنجشنبه موقع نماز خواندن پسرمون اومد دور و برش و بپر بپر میکرد که شوهرم اذیت میشد منم داشتم غذا درست میکردم که یک دفعه دیدم شوهرم بچه رو زد منم خیلی عصبانی شدم چون بارها بهش گفته بودم بچه رو نزن. بعد اومدم خیلی یواش به بازوی هسرم زد ولی اون اومد من رو خیلی کتک زد و الان همه جام کبوده و درد می‌کنه. کلا این روزها خیلی حالم داره از همه چی بهم میخوره. بارها فکر خودکشی اومده تو ذهنم بخاطر بچه ها کاری نکردم. خیلی خسته هستم خیلی. اصلا نمیتونم خشمم رو کنترل کنم. مدام خودزنی میکنم. نمی‌دونم چکار کنم خیلی حال خرابی دارم. تو رو خدا نصیحتم نکنید اصلا ظرفیت ندارم فقط من رو راهنمایی کنید
این نون رو هم امروز درست کردم.
مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی
مامانا حالم خیلی بده نشستم یه دل سیر گریه کردم امشب مهمون داشتیم شبم اینجا موندم از سر شب دخترم با دختر اونا بازی کرد مهمونم برادر شوهرم بود بچه ها بازی میکردن گاهی هم دعوا چون اونا مهمون بودن بعد یک سالم اومده بودن من یا شوهرم همش به دخترمون گیر میدادیم نکن بشین دوتا بچه ها همسن هستن آخر شب موقع خواب هیچ کدوم نمیخوابیدن شوهرم هم خسته بود داد زد سر دخترم آورد به زور خوابوندش بیچاره بچم تو خواب هنوز داره حق حق میکنه بچه برادر شوهرمم هنوز بیداره داره تو اتاق دخترم بازی میکنه بدجور از دست شوهرم ناراحتم آخه دیواری کوتاه تر از بچه من پیدا نکرد نباید اینجوری اذیتش می‌کرد احساس گناه میکنم من مادر خوبی نیستم نباید بچم فدای دیگران بشه چرت باید همه خودخواهی کنن اما بچه من نه
دخترم موقعی که عصبی میشه خودشو میزنه میگم نکنه تقصیر منه برادرشوهرم میگه بچت عصبی هست چیکار کنم این کارو نکنه ایا این مشکلش باعثش منم 🥲🥲😭
پوشاک
شیشه شیر
شیرخشک