۵ پاسخ

دقیقا چندوقته منم اینجوری شده امروز بردم دکتر

دختر منم از ساعت ۴ ظهر سینمو نگرفت تا ۹ شب می‌بردم سمتش جیغ میزد اتفاقا منم فک کردم گوشش هست جرب کردم شکمشو ماساژ دادم دندنشم داره در میاد نمیدونم از چیه به مرگم راضی شده بودم از دستش امروز

اتفاقاا منم دیروز همین مشکل با نی نی داشتم🤣

فک کنم شیشه میخواسته

نی نی های شما اینجوری شدن تا حالا ؟

سوال های مرتبط

مامان آریاز مامان آریاز ۱ سالگی
بعد از روز چالشی جمعه،
من دیروز که رفتم سرکار، تایم کاریمو کم کردم و اصلا شیشه شیر ندادم و به هر سختی بود شیر خودمو دادم
امروز هم نوبت‌ها رو جا به کردم و گفتم شیشه ندم
صبح شیر خودمو خورد دو سه بار
یهو بعدازظهر ساعت سه خواستم بهش شیر بدم، دوساعت بود شیر نخورده بود
گریه‌های وحشتناک کرد و هرکاری کردم شیر نخورد و ساکت هم نشد
به مامانم گفتم ببرش حموم چون عاشق حمومه
گفتم حتما ساکت میشه و گشنه میاد بیرون شیرمو میخوره
اما چنان گریه‌هایی کرد که تا الان به هر گریه‌ای که می‌گفتم وحشتناک، می‌گفت زکی..!
گریه‌هاش به اندازه‌ای بود که با خودم گفتم
اگر بدون بی‌حسی ختنه بشه انقدر گریه نمی‌کنه..!
مجبور شدم همونجوری که لخت بود و از حموم دراومده بود، بهش شیشه شیر دادم
حتا پنج دقیقه مهلت نداد دمای بدنش با محیط یکی بشه…
آسیبی که گریه امروز بهش زد خیلی بدتر از هرچیزی بود که تا الان تجربه کردم..
تلاشمو ادامه میدم..
اگر تجربه‌ای دارین ممنون میشم باهام درمیون بذارید
چت جی‌بی‌تی که اینو گفت:👇👇
مامان مهرو کوچولو‌🎀 مامان مهرو کوچولو‌🎀 ۱۲ ماهگی
خانما طبق تجربه خودتون نظر بدین
امروز صبح دخترم بیدار شد یه کم شیر خورد بعدش خوابید من برای اینکه خوابش سنگین بشه اومدم کنار خودم خوابوندمش اما خوابش سبک تر شد هعی از خواب می‌پرید
کلا بیدار شد آوردمش تو حال بهش دوباره شیر دادم کم خورد و در حال شیر خوردن خوابید تا اومدم بذارم سر جاش بیدار شد منم دیدم نمیخوابه رفتم به کارام برسم تا حدودای ظهر دیدم بیداره و نق نق میزنه گفتم شاید گشنه اشه چون کم شیر خورده بود اومدم بهش شیر بدم گریه کرد و نخورد ولی پستونک می‌گرفت چشماش سنگین میشد تا اینکه بعد ناهار هعی اومدم بهش شیر بدم هعی جیغ میزد یه ۵ دقیقه شاید مک زد همونطوری خوابید تو بغلم منم گذاشتمش سر جاش دوباره مثل صبح هعی بیدار میشد هعی می‌خوابید این قضیه هعی تکرار شد تا جایی که میومدم بهش شیر بدم جیغ میزد ولی پستونک که می‌دادم براش شعر میخوندم آروم میشد
دیگه گفتم شاید دل‌درد داره بهش دارو دادم یه کم تابش دادم گذاشتم رو پا و خوابوندمش
الان به نظر شما لجبازیش از بی خوابی بود یا دلدرد؟ چون گریمیچر دادم اونم یه کم خواب آوره؟ من هعی با خودم میگفتم شاید میخواد با شیشه شیر بخوره ولی خب وقتایی که تو بغلم مثلا یه ربع می‌خوابید بیدار میشد سینه می‌گرفت اما دوباره گریه میکرد؟
حالا به نظر شما مشکل از کجا بود؟ گیج شدم