۱۷ پاسخ

بنظرم دوستی ای که با این چیزا بخواد بهم بخوره دوستی نیس

اون در حدی که تونسته پذیرایی کرده من خودم هرچی داشته باشیم میارم برا طرف ولی شاید اون نخواسته موز بیاره. یا چای که خب ینی خودشو زحمت نداده شماهم وقتی میاد خونت خودتو اذیت نکن ساده بگیر. و اینکه من هرجا برم حتی خونه نزدیکترینام هیچوقت در یخچالو به هیچ بهانه ای باز نمیکنم.میذارم رو اپن خودش جابجا کنه.ظرفارو شستین کارتون خوب بوده ولی توقع تعارف غذا بنظرم غیر منطقیه
ببخشید رک گفتم نظر من اینه

ببین عزیز گاهی رفتار آدما از روی قصد و عمد و.... نیس همون جور ک خودمون هم حتی گاهی ممکنه حواسمون نباشه ب این چیزا اگر قبلا اوکی بودید و این چیزا نبوده ب دل نگیرین
تو زندگی بیشتر ببخشید و کمتر توقع داشته باشید ن ب خاطر بقیع فقط ب خاطر آرامش خودتون
ب نظر من رفتازش دلیل خاصی نداشته من باشم میگذرم ازش

عزیزم بنظرم زیادی داری سخت میگیری و یکمم قضاوت می‌کنی می‌دونستی ما راجب دیگران باید صدتا ظن خوب داشته باشیم یه دونه بد؟
شما صدتا برداشت بد کردی حتی یه احتمال خوب هم ندادی🥲🫤🫤
یکم مثبت فکر کن و به این چیزای جزئی اهمیت نده و خب بنظرم همون ظرف شستن کافی بود نیاز نبود به چیز دیگه سر بزنی تا خودش نگفته👌🏻
این نظر منه..

میفهمممت ولی اون‌تو رو خودمونی دیده
بعد منم موز رو فقط برا دخترم میزارم برا کسی نمیارم
اونم گفته لابد شوهرت میوه فروشه میوه‌نمیخای و چای هم شاید خودمونی دونسه گفته برات نریزم

سلام عزیزم خیلی سخت گرفتی، اول زایمان ادم خیلی فرق میکنه، بعدش غذاش شاید جا نیفتاده یا موز تعدادش کم بوده، چایی حق میدم

خلاصه پارچ و میخاسنم بذارم یخچال با اجازه ای گفتم و باز کردم یخچال کمی جا نداشت تمرکزم و گذاشتم جا باز کنم(حالا باز اگ رفتار من اشتباه باشه ولی نیت من فقط کمک کردن بود ولاغیر ن فضولی)برگشت گف موز هست بده ب سلین بعدش دقت کردم دیدم تو جا میواه اای بود،گفتم ن دستت درد نکنه نمخاد جا کردم و بستم
و حرکت دوم ،شام گذاشته بود قرمه سبزی ،بوش شدید پخش شده بود (شام نرفتم فقط رفتم سر بزنم )گفتم ای خانوم زرنگ شویا خودت گذاشتی یا مادرشوهر گف خودم، گفتم افرین بهت مادر نمونمه،و حرکت بعدی وقتی رفتم گفت ببخشید چای نذاشتم چون خودم دوست ندارم
خداشاهده لازم ب گفتن نیست من همسرم میوه فروشه میوه های تابسنونی و سبدی میاره خونه اخه اگ کمم هست دوتا میتونی بذادی بشقاب و قرمه سبزی ی نعارفف. نزد بگه بیا ی قاشق بخور بوش میاد ،و چای خب من چای برام‌مهمه مهمون میاد میارم و عشق چای هستم ،این حرکتاشش شدید منو ناراحت کرد،اخلاقم جوریه ناراحت شم یهو تو قیافم معلوم‌میشا ،ظرف هارو شستنی گفت ستاره چیشد تو فکری لبخند زدم گفتم هیچی عزیزم ب تایم مشتری فک میکنم ولی دیگ تماااممم

خوب این از اون دوستاس که فقط دست بگیر داره دست بده نداره

به نظرم اصلا نباید میرفتی سر یخچالش که موز و رو ببینی؟
میذاشتی رو کابینت خودش پا میشد میذاشت یخچال
به نظرم اون الان از دستت ناراحته میگه تو یخچالم سرک کشیده

از یه زائو نباید انتظارداشت سخت نگیر شاید زورش اومده بنده خدا

خیلی رفتاراش زشت و زننده بود منم بودم دیگه پامو تو خونه اش نمیزاشتم من مهمون اومدنی حتی اگه خودم ۱٪پولم نداشته باشم شده از آبجیم قرض کنم بهترینارو براشون میزارم.از قدیم گفتن مهمون حبیب خداست باید خوب پذیرایی کرد.انصافا هرجاهم رفت بهترینارو برام گذاشتند خونه دوستمم بدون پسرم رفتم اجیل و میوه و شیرینی اینا بود موقع اومدنی به زور گفت یچیزی برای رایانم ببر گفتم خونه همچیز هست هم آجیل و میوه نمیخواد بعد میدونست پسرم بادام هندی و پسته دوست داره قبلا دیده بود میخوره با موز گذاشت میخواست شیرینیم بزار گفتم همون بسه رایان شیرینی دوست نداره گفت داری میری خونه دست خالی نری پیشش حتی اگه تو خونه اتون باشه ام ببر براش دیگه دیدم اصرار کرد قبول کردم
خدایش همه دوستام همینند‌ حتی شام دادنی برای همسرامونم میدیم غذا ببرند با خودشون.غذام بیشتر از ۳مدل درست میکنند.خودمم همینم ولی تا حدی که طرف میگه توروخدا دیگه خوراکی نیار ۱۰ کیلو به وزنمون اضافه شد چیزای خوشمزه هی میاری.اصلا عشق میکنم برای مهمون اومدنی دسر و کیک اینام درست کنم.دیگه ی چایی چی بود دریغ کرد من دوست ندارم یعنی چی خوب شربت بیال یا بزار خودت نخور....بعد به قول شما میوه باشه پول نداشت اشکالی نداشت دیگه ۱ کیلو از ی مدلم نمیشد به همسرش بگه بخر شما نمیخوردیم خودشون میخوردند بعد یعنی قرار نیست هیچی بخورند میوه که ۱کیلوم زورش میومد بخر وقتی شما داشتی میومدی😒به نظرم دیگه اصلا نرو

مقایسه کن با رفتارهای قبلی. ببین چطوری بوده

چقدر بیشعور خوب تو نخور مهمون چی

شاید خیلی صمیمی هستین احساس راحتی کرده باهات اگه این اولین بارشه بگذر من میرفتم خونه دوستم فقط چای میورد همیشه بعد دخترش دنیا اومد از مامانم لواشک کشمش بادوم گرفتم بردم ولی اون نیومد دیدن دخترم منم بوسیدم گذاشتم کنار

ببین شاید غذا جا نیوفتاده بوده یا اینکه میوه کم بوده روش نشده بیاره
درمورد چایی هم نظری ندارم ولی ستاره ی چیزیم‌بهت بگمااا ما ها خودمونم زایمان کردیم قبول کن اون اوایل همه چی رو از یاد میبری یا خیلی اخلاقای خاصی پیدا میکنیم بنظرم درکش کن ناراحت نشو

باهم صمیمی هستین؟

اگه تازه زایمان کرده به دل نگیر الان اون نمیدونه چی به چیه

چی بگم والا نمیدونم حق با کیه

سوال های مرتبط

مامان فقط بچهام مامان فقط بچهام ۴ سالگی
سلام نمدونم از کجا بگم بهتون قبلا ک خب تازه عروسی کردم بعد ۹ ماه باردار شدم و دوباره ۱ وسال و نبم بعد ی بارداری دیگ بچه عام پشت هم بودن و خب از اونجاییی ک خونه مامانم اصن تمیز نمکردم زیاد وارد نبود یا خودم تنبلی میکروم اینم بگم اصن کمکی نداشتم ن همسرم ن مامانم ن مادرشوهر خووم با دوتا بچه بعد خونم اونجور ک باید بقیه میخاستن تمیز نبود یا نمکزدم خسته میشدم بخدا ولی الان دیگ بعد ۸ سال خونمون بازسازی کردیم نو شده تا توانم تمیز میکنم ولی انگار قبلا تموم نمیشه و ب چشم قبل میبینن حوصله ندارمشون میخام دیگاهشون عوض شه واقعا
و همیشه خونمم برق بزنه اینم بگم دخترم شدیدا میریزه وسایل و هر چیم میگم ی موقع جمع میکنه ی موقع نه ،خلاصه شوهومم بگم مثلا این لیوان و ور دار میگ از من کار نکش میکشه کلش اصن هیچ کار نمکنه تو خونه ،بعد میگم کمکی بگیرم نظرتون چیه؟چون پایین خونمم ارایشگاه زدم شاید خسته باشم هر چی میخام خونه همیشه تمیزززز باشه بنظرتون خوبه نیرو کمکی؟چ موقع و برای چ کار هایی بگم نظرتون؟؟
اینم دخمل نازم صبح قشنگ خابیده بود عکسش انداختم