۱۸ پاسخ

عشق و دوست داشتن همش چرته محضه
زندگی همش معامله هست تمام

بعد اینکه نامزد شدم بعد اینکه صحبت میکردیم اینا فهمیدم رفیقای واقعیش مامان باباشن جوری ک اطرافش زیاد رفیق نبود فقط با مامان بابای خدش راحت بود فک کردم بچه ننست و ب قول ترکمنا ( اجم اوقله ) ولی اصلا اینجوری نبووود یعنی نگران بودمااا ولی خداروشکر اول من مهم ترم براش

اینکه تو نامزدی همش می‌گفت احترام پدر مادرم نگه دار منم میگفتم خب طبیعیه باید بهشون احترام بزارم
بعدا فهمیدم منظورش اینکه هرچی گفتن و بداخلاقی کردن هیچی نگم و باهاشون خوب وعالی باشم
ولی به نظر مه همه چی دوطرفه س
احترام بزاری احترام نزارن هیچ ارزشی نداره

شاید ماهم تغییر کردیم فقط شوهر نبوده
ببین دوران عقد ماها پرانرژی تر بودیم بیشتر جنگولک بازی میکردیم وقتی رفتیم زیر سقف مسولیتها مارو خسته کرد اشپزی و... بچه داری...
بحرحال این تغییر یه طرفه نبود
مال من ک بهتر شد چون شکاک بود

اخلاق

هیچی همچی عین تصوراتمه 😍🥰

این که همیشه میگفت زن و مرد یکسانن و باید توکارا کمک هم کنن ولی بعد عروسی مرد سالاریش شروع شد

وقتی غذا می‌خورد ملچ ملوچ میکرد ببین من خودم سر این موضوع چند بار نزدیک بود خواهر خودمو خفه کنمم سرش هزار بار دعوا کردم اونوقت فردای عروسی آقا خانوادگی همه ملچ ملوچ غذا می‌خوردن من دهنم اندازه دو متر باز بود چه بدبخت شدم

شب اول عروسی گفتن خیلی ترسناکه و درد داره همچین نبود

تصور میکردم کلا اشپزی کنه
😩😂
اولین باری ک رفتم پای گاز کلی گریه کردم 😂😂😂
بنده خدا خیلی کمکم میکنه ولی انتظاراتم بالاس

کشیدن ناز

مثلا من فکر میکردم با هم بریم مسافرت و خوش گذرونی اما همسرم همیشه با خانواده و فامیلاش همه جا می‌رفت.الان بعد ۸ سال بهتر شده

اینکه بعد از اتمام کار روشو کرد اونور خوابید 😂

اینکه بعد از اتمام کار روشو کرد اونور خوابید 😂

اینکه همش صب تا شب تنهایی
فک میکردم بریم پیش هم خیلی دیگه باهمیم خوشمیگزرع
چون من یه شهر دیگه بوذم

اینکه خیلی بَچست....
یه وقتایی از حرفاش بچگی میبارید و من گوشام از خجالت رفتارش سرخ میشد😶

همه چی😂 بجز اینکه دوسش دارم و دوسم داره، همههههه چی دروغ بود😐

همش اطرافیان می‌گفتن بری زیر یه سقف اخلاق همسرت عوض میشه تازه میفهمی زندگی یعنی چی فلان ولی وقتی رفتیم خونه خودمون خیلی‌ام خوش می‌گذشت😆اصلا هم اخلاق همسرم بد نشد

سوال های مرتبط