۳ پاسخ

قطره اسطوخودوس بگیر هرشب ده قطره تواب بریز بخور
ارامبخشه
منم اینجوری بودم
رفتم دکترداروخانه رو گفتم
بهم داد،
خعلی موثر بود
واینکه دیگ یکمم خودمو کنترل میکردم،

وای از اون با حرص بغل کردن و بلندکردن....منم همینم

آره صددرصد ک تغییر بده رفتارتو هروقت عصبی شدی از کارش یه لحظه فکر کن اگه یه تار مو ازش کم شده خدایی نکرده چه بلایی سر خودت میاد؟. به این فکر کنی هیچوقت کتکش نمی‌زنی و دعواش نمیکنی خودمم عصبیم ها همه ماها گاهی عصبی میشیم اما تاجایی که جا داره کنترل کن . من بچم پنج سالشه تقریبا پتو میندازه رو سر کوچیکه میگم خدایی نکرده خفه میشه هرچه باخوبی میگم عزیزم قشنگم زندگی مامان نکن داداش خفه میشه نفس نمیتونه بکشه میبینم اصلااا گوش نمیده عصبی میشم گاهی با دعوا گاهی هم مجبور میشم کتکشبزنم تابفهمه کار بد چیه. ببین ماها هم کتک خوردیم گاهی از دست مامان بابا اما منکع یادم نیس چرا و سر چی در حد یه توگوشی یه در کو نی. یه تو پا بزن با دستت نمیشه که از آهن و فولاد که نیستیم گاهی دعوا هم کارسازه

سوال های مرتبط

مامان nia مامان nia ۲ سالگی
هشت ساله دارم با شوهرم زندگی میکنم هیچوقت قد امشب ازش ناراحت نبودم...ما اومدیم تهران سفر برای عروسی یکی از اقوام نزدیکم،از شهرستانمون تا تهران ۱۵۰۰کیلومتر راه با بچه کوچیک اومدیم ،تمام راه رو هم شوهرم نشسته پشت فرمون و بچم به شدت وابسته باباشه و بچه هم وبالش بوده(بچم اصن با من اروم نمیشه و لج میکنه)قبول دارم خستست ولی واقعا ناراحتم از رفتارش...بچمون امشب ۹خوابید۱۲شب پاشد و خب ما مهمونیم و همه خواب بودن تا ۳ـ۳/۵گریه کرد شوهرم بهم گفت تو بخواب من نمیتونستم استرس داشتم و برای شوهرم ناراحت بودم ک بچه اذیتش میکنه...فقط ی صدای نووچ دراوردم چ گفتم الهی بمیرم خیلی اذیت شدی...دیگ شروع کرده ب اینکه برا من دل نسوزون من بدم میاد به دل سوزیات احتاجی نیست بگیر بخواب اعصابمو بیشتر خورد نکن....
من چخ گناهی کردم ک بچم منو نمیخاد و با من اروم نمیشه؟؟؟؟من همه کار برا بچم کردم ولی باباشو میخاد،تقصیر من نیست ک اذیتش میکنه وگرنه من ک از خدامه بچم با من بسازه و اونو اذیت نکنه
هیچوقت شوهرم دعوام نکرده ولی از اول این سفر هربار دهن باز کردم سرم داد زده خیلی دلم شکسته خیلی...