سلام مامانا...
میخوام از تجربه ی زایمان تو بیمارستان پیامبران تهران بگم..
من ۳۵ هفته و ۵ روز بود ک زایمان کردم...بعد یه بارداری خیلی خیلی سخت ....۹ شهریور بود ک از مطب دکتر اومدم و آخرین ویزیتم بود و قرار بر این بود ۲۹ شهریور زایمان سزارین کنم
از ۱۰ شب تقریبا من دردهای شروع شده و ب هرکی میگفتم میگفتن ماه دردته و طبیعیه..
دگ تا ۴ صبح درد کشیدم و رفتم سرویس دیدم بله ترشحاتم موکسی شروع شده...
دگ سریع ساک برداشتم و وسیله ها راهی شدم سمت بیمارستان
اونجا همه ش دردام داشت فاصله ش کمتر میشد اونجا همه ش میگفتن ماه دردته معاینه کنیم و... گفتم نه فقط دکترم بیاد...ان اس تی میگرفتن انقباض کم نشون میداد ولی من خیلییی درد داشتم تااینکه دکترم اومد گفت میذاری معاینه کنم گفتم دکتر خیلیییییی درد دارم دارم میمیرم منو ببرید اتاق عمل...دکتر میگفت ممکنه بره دستگاه میتونی تحمل کنی چند روز؟؟چون ان اس تی انقباض نشون نمیداد فکر میکردن من دارم اغراق میکنم...دکتر ی کوچولو معاینه کرد و یهوفت ۶ ساااانتی!!میتونی طبیعی بیاریااااا گفتم نههه توروخدا ببرید منو اتاق عمل

۷ پاسخ

واییی منم مثل شما شدم دقیقا فقط خداروشکر من زود ب دادش رسیدم ب منم میگفتن ماه درد ماه درد ولی رفتم گفتن درد زایمانع دارو زدن
خببب ادامش🥺
من جات بودم طبیعی میاوردم هفتت کم بود پیشرفتم ک داشت رحمت

دکتر من دکتر حسن خانی بودن ک عالی هستن ایشون خدا خیرشون بده....فرشته ن فرشته...من از بیمارستان پیامبران راضی بودم واقعیتش حتی بیشتر از نیکان..منی ک خیلی خیلی حساسم فکر میکردم پیامبران نتونه منو راضی کنه ولی واقعا جور دیگه ای شد...خب قطعا تو هر بیمارستان و شیفتی یکی دوتا ادم مودی پیدا میشه ک متاسفانه هم هم جنس خودمون اینجوری هستن ولی خب من برخوردی نداشتم بااینا...

چقد شد هزینت ؟دکتر زیر میزی هم گرف ؟

من ۱۲ ساعت درد طبیعی کشیدم و هرچی میگفتم همه میگفتن ماه دردته....خلاصه اورژانسی منو بردن اتاق عمل و بی حسی زدن وای ک چقد خوب بود انقدر خسته بودم و درد کشیده بودم ی لحظه بدنم کلا ارووووم شد
و بعد چند دقیقه صدای گریه ی نی نی رو شنیدم...دختر قشنگم چند ساعتی تحت نظر بود و بعد ۶ ساعت ریکاوری موندن اومدیم بخش...
رسیدگی بیمارستان خیلی خیلی خوب بودمن خیلی راضی بودم...تو ریکاوری ک بودم ۳ بار ماساژ دادن شکمم رو ک درد داشت در حد چند ثانیه ولی قابل تحمل...قسمت سختش برای من سوند گذاشتن بود اونم مطمئنم اگ اون همه درد نداشتم سوند گذاشتن هم قابل تحمل میشد برام
وفقط تنها بدیش این بود ک نمیذاشتن فیلم بگیریم چرا جون خودشون فیلمبردار داشتن و این واقعا کلافه کننده بود...
اتاق من vipبود و خودشون میومد و شیاف میذاشتن تمیز میکردن و...از تخت اومدن پایین اصلااااا برام درد نداشت..چون قبل اینک بیام پایین چندبار پشت سر هم پمپ درد زدم و اروم اروم اومدم و اینک ب حرف پرستار گوش دادم ک چجوری بیام پایین ک دردم نیاد...

سزارین اختیاری شدی؟؟

دردات چجوری بودن منم بعضی مواقع درددارم

مبارکه گلم
بچت دستگاه نرفت وزنش چقدره؟

سوال های مرتبط

مامان شاهان🩵 مامان شاهان🩵 ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان🥹❤️🫴
خب رسیدیم به تجربه زایمان من🥹❤️🥲

من وقت عمل سزارین داشتم برای ۲۰ ام شهریور...که میشدم ۳۹ هفته تمام

از یه هفته بود هر روز ماه دردام شروع میشد درد پریودی میگرفت و ول میکرد...
تا اینکه دوشنبه ۱۷ شهریور درد پریودی از صبح گرفتم و دیدم هی ادامه داره و داره بیشتر میشه...به دکترم خبر دادم گفت بیا بیمارستان
منم ازون جایی ک راهم تا بیمارستان مادران ۲ ساعت اینا میشد ب دکترم گفتم میرم بیمارستان همینجا اگ دردام کاذب نبود بعد میام اونجا...
دکترمم گفت باشه..رفتم بیمارستان نزدیک خونه خودمون ک ان اس تی بدم و گفتن باید معاینه لگنی ام بشی ک دکترمو خبر کردمو گفت اشکال نداره...
دیگ معاینه لگنی شدمو گفت دهانه رحمت 2 سانت باز شده و ان اس تی ام دادم انقباض نشون میداد...ولی ضربان قلبش اوکی بود...
دیگ اومدم خونه ساک بیمارستانمو برداشتمو رفتم بیمارستان مادران اونجا ام با اینکه نامه و همه چی داشتم بازم معاینم کردن و گفت ۲ سانت و نیم شدی..دیگ خیلییی سریع آمادم کردن برای اتاق عمل و دکترمم ک اومده بود در عرض نیم ساعت منو بردن اتاق عمل..همه چی خیلی خوب بود همینطور ک حین عمل بودم دکترم گفت بچه پی پی کرده تو شکمت اونم کلیییی...ولی بخیر گذشته و نخورده خداروشکر....دیگ ۲ ساعت تو بخش نوزادان بود و منو آوردن تو بخش فقط مثل بید میلرزیدم همین..منتظر بچم بودم من دیده بودمش و تماس پوست به پوست داده بودن اما شوهرم و مامانم هنوز ندیده بودنش.