تجربه من از زایمان ۱
شنبه صبح با نامه دکتر ک دیابت بارداری داشتم نامه ختم بارداری گرفتم و رفتم بیمارستان صبح ساعت ۱۰بسترس شدمو بهم آن اس تی وصل کردن وامپول فشار زدن ،من با اسانت رفتم و طبق آمپول فشارهایی ک دریافت کردم بابد سریع پیشرفت میکردم تا ظهر من شدم‌۲ سانت ماما اومد و ورزش بهم‌داد ک همراه با انقباض ها انجام‌میدادم ک پیشرفت کنم ،ساعت می‌گذشت فاصله دردهام کمتر شده بود دکتر میومد و معاینه میکرد ولی من خیلی کمت از ۱سانت پیشرفت داشتم ،ساعت ۷دکتر اومد و با ۳سانت کیسه آبم و پاره کرد ،اوج درد هام‌از وقتی شروع شد ک کیسه آب پاره شد فاصله ها ب ۱ دقیقه رسیده بود ولی میزان انقباض بااینکه آن اس تی ۴۰ نشدن میداد خیلی برام شدید بود و غیرقابل تحمل شده بود ساعت ۹ شد ولی من همچنان ۴سانت مونده بودم و از درد گریه و التماس تا اینکه دکتر گفت بریم سزارین نمیتونی من واقعا مردم‌و بعد سزارین زنده شدم ،بعًضیا از سز میترسن ولی بخدا ک سزارین اوج راحتی درقبال طبیعی حداقل تجربه اینو بهم میگه ،تو ی ربع سز کردم و از اون همه درد و رنج یهو ب اوج آرامش ودختر ت برسی .من درد جفتشو کشیدم

تصویر
۱۱ پاسخ

مبارکه عزیزم، خداروشکر به سلامتی نی نی رو بغل کردی

ای عزیزم چقد سختی کشیدی قدم گل دخترت مبارک باشه

مبارکه عزیزم. کدوم بیمارستان رفتی؟ دکترت کی بود

قدمش مبارک باشه عزیزم خیلی برام دعا کن

مبارک باشه عزیزم قدم نو رسیده.واقعا همینطوره منم سر پسر اولم چند ساعت درد طبیعی رو کشیدم آخرم نشد سزارین شدم ولی اونجا بود که فهمیدم درد سزارین در برابر طبیعی هیچی نیس.طبیعی آدم میمیره و زنده میشه

ماشالله ب کوجولوتون الهی همیشه سالم باشه

منم مشابه شما درد کشیدم با این فرق که ۷ ساعت زیر دستشون جون دادم ۱۰ سانت رحمم باز بود نمیتونستم وقتی دیدن نمیتونم بردن سزارین تو اتاق عمل بخاطر امپولا فشار ازبس زور زدم یهو به خونریزی شدید افتادم
خیلی سخت بود من تا ابد انتخابم سزارینع طبیعی وحشتناکه

چقدر سخت هر دورو تحربه کردن برای یه زاینان،عزیزم شما اوصاع دیابتت چطور بود ک دکتر ختم بارداری داد؟توی چند هفته؟انسولین میزدی؟منم دیابت بارداری دارم و اصن گیجم نمیدونم چیکار کنم دکترمن دسترسی بهش ندارم،سرکلاژم هستم🤦‍♀️حتی نمیدونم اینو باید کی باز کنم

ایشالا عزیزم به خوشی و سلامتی قدمش پر از خیر و برکت باشه برات

عزیزم قدمش مبارک باشه
چند کیلو بود نی نی ؟

منم درد طبیعیکشیدم بعدسزارین شدم
سزارین بهترین انتخابه

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۱ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی
من مشکل انعقادی داشتم یعنی طبیعی اجباری و استراحت مطلقم بودم بخاطر جفت پایین ک ۸ ماه رفت بالا من از ۳۶ هفته اجازه پیاده روی اینا داشتم ک ماما همراه گرفتم رابطه پیاده روی کردم کلا دو هفته مطب ماما در حال ورزش بودم کیسه آبم پاره شد سریع رفتم بیمارستان گفت ن ترشح تحویلم نگرفتن ولی کیسه آب بود نفهمیدن از ساعت ۸ پاره شد من ۱ شب دردهام منظم شد شدید تا اینکه ۳ونیم شب رفتم گفتن ن تا ۸ ونیم شب فردا واقعا در حد مرگ بودم رفتم بیمارستان گفتم دیگ دارم میمیرم گفتن ۴ سانتی کیسه آبت پارس اصلا آب توش ی قطره هم نیس ۱۰ دادنم زایشگاه ماما همراهم اومد شد ۱۱ ورزش هام شروع کردم هیچگونه امپول فشار هم نزدن ب حدی خودم درد داشتم ۱۱ شروع کردم ورزش تا ۳ونیم زایمان کردم درد هام وحشتناک بود چون دو روز بود نخوابیده بودم هیچ نخوردم درد شدید داشتم موقع زور زدن آخر بی حال شدم در حد بیهوشی افتادم ک پاره کردن با تیغ جراحی نزدیک ۴۵ تا بخیه خوردم دردهام وحشتناک بود ولی موقع ک بچه اومدن بخیه زدن اصلا درد نداشتم
مامان نورِ دیده ☀️ مامان نورِ دیده ☀️ ۱۲ ماهگی
رفتیم سمت زایشگاه ،ساعت ۳ونیم پذیرش شدم ،معاینه کرد
من تو معاینه مطب ۱ سانت بودم و تو زایشگاه ۲ سانت با دهانه رحم نرم ،ک ب لطف شیاف گل مغربی این اتفاق افتاد
حدود نیم ساعت ان اس تی بهم وصل بود بعد بردنم تو اتاقی ک قرار بود زایمان کنم دوتا سرم معمولی بهم زدن و تا ساعت ۶ دردای خودم نامنظم و کم بود
ساعت ۶معاینه شدم ۴سانت بودم و امپول فشار رو شروع کردن ،این وسط چند باری ان اس تی گرفتن ،من بخاطر صدای جیع اتاق بغلی اصطراب شدید گرفتم ک ضربان قلب خودم و بچم نامنظم شد و دستگاه مدام هشدار میداد...
کم کم اوضاع بهتر شد ،ساعت ۷ دردای زایمانم شروع شد
انقباض کل شکم ب همراه درد زیر دل ک هنوز قابل تحمل بود
اومدم پایین،راه رفتم
گفتن درد نداری دستات بگیر ب تخت و قر کمر بده ،درد ک شروع شد حالت چمباتمه بشین و فقط نفس بکش
برای من خیلی موثر بود ،دردارو کاهش میداد و بچه ب سمت لگن میومد
نیم ساعتی ورزش کردم ،گفتن بریم رو تخت ،معاینه شدم فعلا ۵سانت بود ولی زور زیادی روم بود با حس دفع
میرفتم دسشویی خبری نبود ،میومدم رو تخت مجدد اون حس رو داشتم🫠
مامان نِـلا🪄🪽 مامان نِـلا🪄🪽 ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من:
من از ساعت های شش شب انقباض های شکمی صفت شدن داشتم ب صورت نامنظم ک میگفتم ماه درده و تا صبح تحمل کردم صبح به اسرار همسرم رفتیم بیمارستان و معاینه انستی کردن انقباض نشون داد ی فینگر باز بودم و کاهش حرکت داشتم ب دستور دکترم بستری شدم ساعت ۳ بعد از ظهر رفتم لباس گرفتم و ساک رفتم داخل سروم زدن و من دراز کشیدم رو تخت ی قرص زیر زبونی گذاشتن و آن اس تی وصل کردن برام آن اس تی هر ساعت تند تند انقباض و درد نشون میداد و من همچنان ی فینگر باز بودم تا ساعت پنج صبح ک دیگه بدستور دکترم کیسه آبمو زدن و من من از همون لحظه درد های خیلی وحشتناک و ب شدت مرگبارم شروع شد و من از ی ثانت یهو شدم دو نیم رو به سه ک ماما همراه ام اومد بالا سرم و منو معاینه میکرد تحریکی اونم، و روی توپ تند تند ورزش میداد بهم منم فقط از درد بین کار بیهوش میشدم و اون میزد ت گوش تن تن ک از حال نرم تا چهار رو ب پنج ک شدم بی دردی سرومی برام زدن داخل سروم و ماسک گذاشتن رو صورتم از اونجا من درد هام کمتر شد ولی ب شدت ظور و فشار ت مقعد و لگن احساس میکردم و حس مدفوع این قضیه توی ساعت هفت تا ۸ اتفاق افتاد و من هشتم نیم فول شدم و دکترم از هشت ثانت اومد بود پیشم همونجا ک موهای بچه دیده میشد و من فقط ظور های محکم میزدم ک فول شدم سریع بردنم اتفاق زایمان و با پنج شش تا ظور خیلی محکم و ی آمپول بی حسی با واژن و برش دخترم ب دنیا اومد و دوباره دوتا آمپول بی حسی هم باز قبل بخیه زد ب واژنم. دیگه خلاصه که ی بیست دقیقه آیی بخیه زدنم طول کشید و فکنم چهار تا بخیه خوردم
مامان بردیا✨️🧸 مامان بردیا✨️🧸 ۱۱ ماهگی
سلام منم بالاخره زایمان کردم
#تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من پنجشنبه برای معاینه و ان اس تی که خود دکتر نوشته بود رفتم بیمارستان
ان اس تی چندتا انقباض کوچیک نشون داد ولی گفت که ضربان قلب بچه خیلی تنده
دکترم معاینه کرد همچنان ۲ سانت باز بود دهانه رحمم ولی بخاطر ضربان قلب بچه گفت که اورژانسی بستری بشم.
من پنجشنبه بستری شدم ساعت ۱۱ظهر
تا ساعت حدودا ۴ بعدازظهر با آمپول فشار هم دهانه رحمم باز تر نشد
کم کم معاینات دردناک شروع شد و دردهای منم همینطور
دردها بیشتر میشدن و دهانه رحمم نهایتا ۳سانت شد
من تا ساعت ۲صبح درد کشیدم و کیسه آبم رو پاره کردن و بخاطر درد زیاد بهم مسکن تزریق کردن که نهایتا ۱ ساعت جلو درد هارو گرفت ولی تا میدیدن که من دردم کمتر شده میومدن معاینه تحریکی انجام میدادن
ساعت ۳صبح انقدر گریه کردم و گفتم درد دارم که اپیدورال بهم تزریق کردن با دهانه رحم ۳ سانت و گفتن احتمالا تا زایمان اثرش بره
بعد اپیدورال حالم خیلی خوب شد و بلند شدم ورزش کردم