۹ پاسخ

دخترمنم دوست نداره بچه غریبه نزدیکش بشه، اصلا شوک میشه
مخصوصا بچه های کوچکتراز خودش
تو پارک یه دوست پیدامیکنه فوری، اما پیش اومده تو پیاده رو بچه اومده سمتش، فرار میکنه

دختر من اون دسته هست ک می‌ره سمت هم سن خودشون بغلشون کنه اونا جیغ می‌کشن گریه میکنن 🫠

پسر من گریه نمیکنه ولیرفرار میکنه تجمع و بیرون و کلا جاهایی ک بچهدهست زیاد میبرمش بازم ایطوره

به شخصه بچه من تو جمع بود از روز اول و باهمه حور یعنیاز کنارش رد میشی صدات میزنه آقا خانوم بجه رو که نگمم نی نی میگم و ذوق میکنه خیلی بیرون رو دوست داره و ما اکثرآ بعد شام یکی روز در نیون یا هرشب خونه مادرم جمع میشیم چون خاله ها دلتنگش میشن اونجا امه میبیننش

خوشبحالت بابا شما کم کم تو محیط بیشتر بره عادی میشه براش
بچه من حمله می‌کنه چنگ بندازه
پارکی مهمونی جایی میرم باید یکسر پشت سرش باشم به کسی آسیب نزنه

ربطی به اجتماعی بودن یا نبودنش نداره، به احتمال زیاد بچه ها رو زیاد ندیده. دختر منم اوایل اینطوری بود ولی الان اکی شده، البته کلا با بچه های بزرگتر از خودش اکی تره چون دورش همه بزرگن و باید پیش هم سن و سالاش بیشتر ببرمش

من خودمم نمیرسم چون قبلا کوچیک بود انقد ریختو پاش نداشت ولی الان خونه میترکه باباش میبرش بیرون تا من کارامو انجام بدم دیگه رابطش اوکیه با بزرگو کوچیک

اینم بی تاثیر نیس که زیاد تو جمع نرفته ولی کلا بچه ها گاهی با کسی یا چیزی ممکنه حال نکنن طبیعیه

دختر منم هست گاهی اوقات

سوال های مرتبط