۶ پاسخ

الان سنش خوبه دیگه بنظرمم کم کم ازش بگیر
بعدش تا دوسالگی شیر پاستوریزه یا شیرگاو بده
منم اخر همین ماه میخام شروع کنم از شیر بگیرم

وعده صبحشو گذاشتم آخرسرگرفتم.صبحونه میدم پامیشه.بهونه بگیره میوه ای چیزی میدم.حالا دخترمن اهل هله حوله نیست.اگه بچتون بیسکوییت و چوب شورو ازاین چیزامیخوره بزاردم دستت هی بده دستش .بیکارنباشه یادممه بیفته.البته هربچه یه جوره.خودت بهترمیدونی چطور حواسشو پرت کنی

تاپیک های منو بخون....
دقیقا در این مورد هست....اول مطمعن شو پسرت آمادگی اش را داره یا ن

کم کم وعده های روزشو کم کن بعد برو سراغ شب.من اینجوری کردم نه بچه اذیت شدنه سینم اذیت کرد.انفاقا به نظرمن تابستون بهتره ازشیربگیری چون میتونی ببری بیرون سرشو گرم کنی.من دوهفته میشه گرفتم

من از دیروز شیر نمیدم بهش
شب بیدار شد چندبار اب خورد و راه رفتم خوابید ولی خودم سینه هام سفت شده خیلی درد می‌کنه

من یک دوهفته میشه از شیر گرفتمش ولی چشمت روز بد نبینه کابوس شد برامون آنقدر بچم ازیت شد آنقدر من ازیت شدم شبا ک میشد بچه فقط میخاست صورتمو چنگ بزنه موهامو بکشه با هیچی راظی نمیشد یک ساعت اینا گریه میکرد تا بزور میخابید تما صورتم زخمی بود همه موهامو کند تقریبا دو هفته اينجور عذاب کشیدیم با اینکه من تدریجی از سیر گرفتم یهو نگرفتم اما مشکل پسر من فقط شیر شب بود و میخاست با سینه بخوابه خلاصه الان یکم بهتره کم گریه میکنه منو نمیزنه ولی اگر میتونی از آلان کم کم وعده‌اش کم کن تا برسی به شیر سب

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن قسمت دوم:

بعد اینکه شیر دادنو به ۳ بار تو روز باید برسونیم اولش و شیر های اضافه که میخوادو قطع کنیم، من همه ش این مدت تا بهونه شیرو میگرفت بهش ژله و کیک خونگی و پفیلا و خوراکی هایی که دوست داشت میدادم یا بیرون میبردم پارک یا خونه مامانم اینا سرشو گرم میکردم، تا رسید به ۳بار در روز صبح ها و عصر ها و شب قبل خواب،. و نصفه شب هم که شیر شبو میخورد، بعد شیر صبحشو قطع کردم تا بیدار میشد سریع میاوردمش بیرون سرگرمش میکردم و خوراکی میدادم شیر یادش بره، ۴ ، ۵ روزی اینجوری بود بعد شیر بعد از ظهرشو قطع کردم، ( ظهرا اکثرا چون میبردمش بیرون تو کالسکه از خستگی خوابش میبرد) بعدم هم شیر قبل خوابشو، بعد هرکدوم که قطع میکردم ۳، ۴ روزی طول میکشید بعد وعده بعد قطع میشد، در آخر برا قطع شیر شب پسرم خودش دیگه ۱ بار بیدار میشد، اتفاقی ۱ روز از سینه چپم شیر نخورد و خوابید فرداش دیدم سینه م پر نشده دیگه ۳ روز از سینه چپم نصف شب شیر ندادم دیدم درد ندارم و اینا سینه راستم دیگه ۲ روزه الان بهش ندادم اونم درد ندارم و پر نشده، بچه هم فقط شب اولش یذره اذیت شد بیدار شد ، فرداش دیگه میبردم سر یخچال بهش آب میدادم میخوابید بعدش

در تمام این مدت هم البته از اول بهش گفتم نیکان تو دیگه پسر بزرگی شدی کم کم دیگه کوچولو کوچولو باید میمی نخوری، بعد میگفتم مامان که میمی نمیخوره، بابا که میمی نخوره، دادا که میمی نمیخوره، خاله که میمی نمیخوره همه افراد فامیلو عروسکاشو اسم میبردم اینم خودش خیلی تاثیر داشت تا کنار اومد الانم دیگه تا یادش میاد میگم نیکان که میمی نمیخوره میره دیگه
خلاصه این بود از تجربه ی من امیدوارم به دردتون بخوره