۸ پاسخ

من که خودم بودم و خودم
خیلیییی کم کسی کمکم کرده باشه

من تا ۴۰ روز خونه مامانم بودم بعدش خودمو خودم بودم

بچه بیشتر به کسی اهمیت میده که بیشتر باهاش وقت گذرونده باشه بیشتر تایمش با اون بوده باشه مثلا الان پسر خودم با باباش اوکی نیست کلا هر کاری شوهرم می کنه دوست ندارع میاد سمت من سعی کن بیشتر وقت بگذرونی باهاش باهاش بازی کن غذاشو بده آهنگ بزار ناز‌شو بکش در طول روز ابراز علاقه کن مثلا فدات بشم من‌ قند عسل مامان پسر مامان این طوری دیگه ...

ن عزیزم من همیشه پیش خودم بوده
سه روز بخاطر پسرم بیمارستان بودم پسر بزرگم موند پیش مامانم
غیر از اون شبانه روز پیشم هستن
برای دکتر رفتن تو بارداری در حد سه ساعت از من جدا بودن

اره من تا هفت ماهگی خونه مامانم بودم و بعدش هم خواهرزاده شوهرم کامل خونه ما بود شبا که کلا شام و خوابش باهاش بود چون من سرکار بودم تا میومدم خواب بود و ناهار و صبحانه حالا گاهی خودم گاهی اون بود

من موقعی که پسرم بدنیا اومد خواهر بزرگم و دخترش خییلی کمک حالم بودن و پیش میومد که یک روز کامل ‌پسرمو‌میبردن تا من استراحت کنم و همچنان که پسرم ۲ سال و ۴ ماهشه هنوز باهاشون راحته و وقتایی که خونشون هستیم همش پیش اوناس ولی خونه خودمون اوکی هست

منم متوجه نشدم منظورتو ولی بخوام کلی بگم بقیه در حد چند روز یکبار و یکی دو ساعت بودن دیگه همش خودم

متوجه نشدم اصلا منظورتو

سوال های مرتبط