۱۳ پاسخ

خواهر پسر منم همینه
14 روز اول شکمش روون بود مثل اسهالی
بعدش کولیک شدیید یعنی روزی نبود من اشک نریزم و نفرین به خودم نکنم
بعدش ختنه
فوق العاااده بد واکسن .تب نمیکرد ولی تا دو روز شبانه روز گریه
بعد به مدت 18 روز اسهال شدید داشت هر ازمایش و چک اپی بگی ازش گرفتیم میگفتن هیچیش نیست
از 6 ماهگی این بچه واسه من و خودش روزگار نذاشت تااا 9 ماهگی که دندونا پشت سرهم دراومدن ببین نخوابیدن تا خود صبح و بی قراری و اشک ریختن و بی اشتهایی و ....
الان یازده ماه و 14 روزشه 31 شهریور میشه یکسالش میتونم بهت بگم این یکسال اندازه 3 سال واسه من گذشت ...
نه خودم نه بقیه باورشون نمیشه من همون تک دختر لوس زودرنجی بودم که همه حواسشون بود ناراحت نشم حالا شدم مادری که یکساله نه میدونه خواب چیه نه استراحت چیه نه غذا چیه🤷‍♀️
شیرخودمم میدم کلی هم لاغرشدم
پس توهم از پسش برمیایی خوشگلم میگذره این روزا❤️❤️❤️

همین بیرون بردن که فک میکنی خسته ترش کنه که بخوابه برعکس بچه هاا رو مقاوم تر میکنه از یه ساعتی دیگه نباید با بچه بازی کرد که هیجانی بشه باز هورمون شادی ترشح بشه بهترین کار اینه که از ساعت ۹ برق خونه رو کم کنید خاموشی بزنید باهم برین تو اتاق در هم ببند برقم خاموش یه چراغ خواب کوچیکی روشن کن خودتوو بزن به خواب بچه هم وقتی ایناا رو ببینه به ده دقیقه نکشیده میخابع البتع برای بچه ایی که از اول روندش این باشه ولی بچه شما که عادت دیگه ایی داره ممکنه یک ساعت طول بکشه ولی بلاخره میخابه
قوی باش

من شبا همه برقارو خاموش میکنم موقعی که بهش شیر میدم خودمو میزنم به خواب ، وقتی میبینه من خوابیدم از اطرافم دور نمیشه بعد از پنج دقیقه ده دقیقه خودش خسته میشه میاد خودشو میندازه رو من منم شیر میدم می‌خوابه ، ولی اگه بفهمه بیدارم میخواد بازیگوشی کنه و اطراف خونه بچرخه

فقط باید تحمل کنی بزرگ تر ک بشه آسون تره نگهداری عزیزم ،من پسرم ب معنای واقعی روانیم کرده بود الان هشت سالشه کمی بهتره ب اندازه قبل اذیت نمیشم

صبر صبر صبر درست میشه فقط اروم باش اون اضطراب تورو‌میغهمه

امان از این عوارض واکسنا که همه رو بی قرار کرده
شب تا صبح هرکار کرد نبرش بیرون کلا هروقت میگه بریم نبرش وگرن عادت میکنه

ببر واکسن بزن بخاطر دندون

همه شرایطمو یکیع باید فق تحمل کرد

شاید گرسنشه
چون بچه ی من وقتی گرسنه است خیلی نق میزنه
یا دندون در میاره
پسر منم برای تعویض پوشک جوری گریه میکرد که انگار زدمش جدیدا یه کمی بهتر شده
خلاصه که این نیز خواهد گذشت
به خودت سخت نگیر

همینه

پسر منم اکثرا هتینه

مامان صبور باش‌همه کم و زیاد تو همین شرایطیم من از اول نوزادی ارزو داشتم یه بار ساعت 10 صبح بیدار شم انقدر که پسرم صبا زود بیدار میشه یا دیروزدوست داشت همش پیشش باشم برای همین کل کارای خونه رو‌بیخیاال شدم و‌کلا پیشش موندم واقعا سخته میدونم اما سعی کن مدیریت کنی هم خودتو هم پسرتو

دخترمنم موقع پوشک عوض کردن گریه می‌کنه،

سوال های مرتبط