من دیگه کم آوردم دیگه طاقت این همه غم و غصه رو ندارم خدایا😭💔

دوستانی ک در جریان اعتیاد شوهرم بودید....
امروز صبح دوباره دعوا کردم جیغ زدم قلب درد گرفتم ...
شوهرمم خوابیده بود ب گیرش هم نمی‌گرفت
رادوین هم از اون طرف جیغ میزد گریه میکرد
منم عصبی شدم دوباره رفتم ب مادرشوهرم گفتم من خسته شدم یه فکری ب حال من بکنید تکلیف منو روشن کنید بعد مادرشوهرمم گفت ببین فاطمه تو الان ۶ روزه شلواری ک رادوین داخلش پی پی کرده رو انداختی پای شیر آب و نشستی چرا نمیشوری اخه؟ منم گفتم من مشکلم چیه شما مشکلتون چیه؟ خجالت بکشید بابا این دیگه چ سوالیه شاید اصلا من دلم نمیخواد اون شلوارو بشورم شاید اصلا مریض بودم نتونستم بشورم مگه مشکل با نشستن این شلواره؟
گفتم مشکل من پسر تو هست ک داره با مواد کشیدنش زندگیش رو ب فنا میده
گفتم من مگه چند سالمه ک سینه درد و قلب درد دارم؟ من همش بخاطر شما بخاطر اون پسرت مریض شدم 😭😭😭😭
خداییش شما جای من بودید چیکار می‌کردید چ جوابی در مورد این گس شعری ک بهم گفت میدادید؟ اخه توی این بحث جدی ینی اونا نشستن شلوار براشون مهم تر از مشکل من بود؟
خدایا

تصویر
۱۸ پاسخ

اون حرفش ربطی ب مشکل تو نداشته ولی عزیزم خونتو تمیز کن لباسای بچتو بشور ک حرفی برای گفتن نداشته باشن ببخشیدا ولی ی بارم عکس ظرفشوییتو گذاشتی خیلی کثیف بود اوناهم‌میشینن پشت سرت حرف میزنن

فاطی چراحالا۶روزه نشستی دختر🫠🫠🫠

عزیزم انقد مرتب باش دیه نتونه بهت چیزی بگن
شوهرتم تنها راه اینه ببری مشاوره اعتیاد کم کنه تا بتونه ترک کنه وگرنه نمیشه

درک اون ا نشستن شلوار بچت ناراحتی و افسردگی تو نبوده ک نفهمید ک چرا اینقدر ناراحتی ک یادت رفته یا حوصله نداشتی بشوری .. سعی کن ک دیگه این جوری خودتا غرق ناراحتی و لین چیزا نکنی خوب کاری کردی بهشون گفتی به خانواده خودتم بگو چند باری بهشون تذکر بده ازشم مدرک جمع کن برا دادگاه اگه دیدی واقع ا فایده نداری نمون طلاق بگیر

عزیزم 😢😢😢💔

میگفتی شلوارو نگه داشتم بشه غذای شب باباش و تو😑گصی خانم

حالا خودتو مریض کنی به خاطر شوهرت درست میشه وضعیت؟
توراخدا سر رادوین ناراحتیاتو خالی نکن بزار بکشه تا خودش خسته بشه
والا شوهر منم معتاده خانوادشه بخدا نفسم بند میاد ازبس بهش میگم نکن نکن
ولی بچهامو دخالت نمیدم

شلوارو بنداز دور بگو پاره شده بود تا خرفی توش نمونه

جدی بگیر زندگیتو غصه نخور زنگ بزن به یه کمپ خوب شهرتون و خودشون چند نفر مرد و میفرستم میان میبرنش ترکش میدن هیچ چیزی نا علاج نیست جز م ر گ

عزیزم شغلش چی هس

واییی چقدر سخته 🥺انشاالله ک درست میشه عزیزم خیلی سخته حیف جوونیت

میگفتی نگه داشتم پی پیشو بیایی بخوری

وا قهر کن برو بچه رو ببر
یا جاش بزار

تعجبیه آخه این مشکل همتونه نه تنها تو
اعتیاد بچش مهم تره یا شلواره نشسته نوش
خیلی خنده داره
یکی نیس بگه تو مادرشی تو بزرگترشی باید هرجور شده کمکش کنه
اینقدر ریلکس آخه

بمیرم برات فاطی
از رفتار مادرشوهرت معلومه براش مهم نیست

الهی عزیزم چرا کمکش نمیکنی ترک کنه اخه سنی نم نداری

چی مصرف میکنه ؟

چرا به خونواده خودت نمیگی؟
ازدواجت عاشقانه بوده؟

سوال های مرتبط

مامان پناه 🩷 مامان پناه 🩷 ۲ سالگی
#شیرخشک#پوشک#شیر
امروز رفتم خونه مامانم بعد دیشب بابام برای دخترم از این عروسک بیبی ها آورده بود بعد رفتم اونجا دیشب خونه یکی از اقوام بودیم خواهرم دخترم رو محل نمی‌کرد دخترم هعی اسمش رو شدا میزد اون محل نمی‌داد منم گفتم بیادت باشه باز بخای بیای با پناه بازی کنی منم نمیزارم ک محلش نمیدی خواهرم ۱۲ سالشه
بعد امروز نشسنه بودم هنوز ۵ دقیقه بود رسیده بودم مامانم گف برو عروسک رو برای بچه آبجیت‌ بیار بچم رو بغل کرد ک بره بیاره رفت آورد گفتم حقت بود نزارم بغلش کنی ک دیشب بچه رو محل نمیدادی گف ک آره بچت ک تخم دو زرده نیس مامانمم هیچی نگف
بعد اومدم آواز خون عروسک رو بزنم میبینم در آورده رو کردم ب مامانم گفتم کجاس گف نمیدونم گفتم میشه ندونی آخه ب خواهرم گفتم برد بیار گف اگ بیارم پناه خراب میکنه گفتم خب بابا برا بچه خریده برا تو ک نخریده گف چرا برا من خریده منم اعصابم خورد شد نیم متر عروسک رو پرت کردم اون ور گفتم پس بگیر برای خودت
یهو گفت سگ وامونده و چندتا فحش دیگ
دیدم مامانم هیچی نمییگ‌ رفتم حاضرشم برم خونه خودم مامانم گف چیه باز میخای قهر کنی گفتم ن اگ اینجا باشم یا با تو دعوا میکنم یا دندونای این دخترت رو خورد میکنم
یهو مامانم مثل این جن زده ها صداشو برد لالا فقط جیغ میزد‌هاااااا‌
جیییییییییغ ۳ دقیقه داشت جیغ میزد گفتم بچم می‌ترسه شوکه شده دیدم بس نمیکنه منم حاضر شدم اومدم خونه
میخواستم ک از خونشون بزنم بیرون گفتم دیگه جایی ک برات احترام و عزت نمیزارن پامو‌ نمیزارم
همش پشتیبانی این بچش رو میکنه حتی ب خاطرش با شوهرش دعوا میکنه
نظر شما چیه
مامان مهتاب جونم مامان مهتاب جونم ۱ سالگی
سلام مامانا


ببخشید همیشه میام درد سر هامو ب شما میگم ولی خدا را شکر که شما هستین درد دل با شما مامان های خوب و مهربان آرومم میکنه بهم روحیه میده


گفتم این چند روز منو شوهرم از هم دیگه ناراحت بودیم حرف نمیزدیم دیروز خود شوهرم اومد حرف زد منم حرف زدم باهاش

بعد امروز شوهرم از سر کار اومد دخترم گوشیمو اورد گفت براش فیلم بیارم تو گوشیم فیلم میوه ها هست دخترم منو میخندونه با دستش از تو گوشی میوه بر میداره میخوره ادا خوردن در میاره منو شوهرم و دخترم کنار هم بودیم به شوهرم گفتم نگا مهتاب چکار میکنه بعد گفتم مهتاب اینا چیه داری میخوری خواهر شوهرم با اعصاب خوردی میگه میوه هست دیگه چیه منم نگاش کردم گفتم دنبال دعوایی با هاش دهن ب دهن شدم میگه برادر زادم ب تو ربطی نداره منم گفتم ب تو چه کن دارم با شوهرم و دخترم حرف میزنم خیلی از خواهر شوهرم بدم میاد فقط همین یک خواهر شوهر رو دارم ۱۶ سالشه از مادرش بدتره تو همه کارم کار داره همش ب دخترم میگه دیونه نفهم و فلان من چکار کنم با این خواهر شوهر نفهمم




بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری