۵ پاسخ

قبول باشه عزیزم میشه بگی چه چیزایی واقعا لازمت شد چه چیزایی اضافی برده بودی؟

ای جانم ماشاالله...زیارتتون قبول باشه انشاالله عزیزم.... انشاالله دوباره هم بیاید مشهد 🤗

زیارت قبول
منم ماه پیش رفتم خییلی خوش گذشت اصلا پسرم اذیت نکرد کالسکه هم بردم .
منتها ما با قطار رفتیم اصلا خسته نشدم

ای جانم زیارتاقبول. خداروشکر خپش گذشته بهتون

قبول باشه🌼✨

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۱۱ ماهگی
و بالاخره بعد از یک هفته سلام بر اصفهان و سلام بر خونه😂😁

بخوام از تجربه ی مسافرت با دخترم بگم فقط میتونم بگم خیلی خوب بود🥹🤌
یعنی برخلاف تصورم به طور عجیبی آروم بود و نق نق نمیکرد و حسابی خوش گذشت😍

ما با قطار رفتیم و کوپه مون شخصی بود به خاطر همین خیلی برای شیر دادن و تعویض پوشک راحت بودم، هر موقع خوابش میومد میرفتیم بالا روی تخت مبخوابوندمش، هر موقع خسته میشد میخواست نق بزنه راحت میخوابوندمش روی تخت برا خودش بازی میکرد یا اگه اینطوری آروم نمیشد تابش میدادیم توی قطار و آروم میشد که به نظرم برا ماهایی که بچه داریم واقعا قطار خیلی خوبه

توی خود مشهد هم خیلی آروم و خوب بود من معمولا دخترم و میبرم توی اتاقش میخوابونم که میخوام کارهام رو بکنم بیدار نشه به خاطر همین زیاد به سر و صدا عادت نداره روز اول یکم برای خوابش توی حرم اذیت کرد ولی از فرداش دیگه عادت کرد و راحت شیر میخورد می‌خوابید😅
فقط من کالسکه نبرده بودم ولی حتما حتما شما با خودتون ببرید که خیلی لازم میشه یعنی من هرلحظه و هر ثانیه پشیمون میشدم از نبردن کالسکه🥴
مامان کارن خان 💙 مامان کارن خان 💙 ۱۰ ماهگی
خوب وقتش رسید که از تجربه مسافرت با تربچه خان بگم
اول اینکه ما خیلی یهویی و بدون برنامه ریزی راهی شدیم.ظهر شوهرم اومد خونه گفت جمع کن بریم مشهد صبح زود راه بیوفتیم منم زنگ زدم ساغر (خواهرم) که وسایلشو جمع کن خودمم همه چیزو اماده کردم واسه کارن هم بادوم و تخم مرغ هم برداشتم کارن تو ماشین میخابید ما فقط تخته گاز میرفتیم😂بیدار که میشد نق میزد بااینکه کلی اسباب بازی داشت اما حوصلش سرمیرفت محبور بودم وایسیم اقا استراحت کنه بازی کنه شیر یا غذا بخوره مسیر رفت اینطوری اوکی بود من توراه به کارن سرلاک دادم که اقا نگم براتون دلدردی گرفت که خدا میدونه جیغ میکشید و گریه میکرد بچم شب اول واقعا سخت گذشت وقتی دفع کرد اوکی شد دیگه سرلاک ندادم بهش نمیدونم زود بود یا من غلیظ درست کرده بود به مشهدهم که رسیدیم همه چیز خوب پیش رفت جز اینکه کارن میبردیم بیرون تو راه میخابید یا بغلش میکردم بریم حرم تو بغل میخابید من نتونستم یعنی جا نداشتیم ولی شما اگر میتونید حتما کالسکه ببرید بعد وقتی میومدیم خونه دیگه نمیخابید تا ما استراحت کنیم اینم بگم شیر خوردنش بهم ریخته بود بازی گوش شده بود شیر به سختی میخورد یا تو خاب باید بهش میدادیمموقع برگشتم حسابی خسته شده بود دستشویی هم یه بار بین راه کرد که با مکافات شستم و لباس عوض کردم
درکل مسافرت با بچه کوچیک سخته اونم راه زیاد با ماشین ولی خیلی خوش گذشت چیزای جدید دیدو تجربه کرد همه چیز واسش تازگی داشت هرچیزی میدید ذوق میکرد مامانا حتما مایع استریل و الکل ببرید من خیلی حساسم هردقیقا همه چیزو اسریل میکردم 🤣تندتند دستاشو میشستم واسه تو ماشینم یه کلاه نازک همراهتون باشه که باد به گوشش نخوره
رفلاکس تب کولیک بارداری گهواره
مامان سنجاق دلم💙🌙 مامان سنجاق دلم💙🌙 ۱ سالگی
خانوما تجربه سفر ۸ روزه با نوزاد ۶ ماهه بگم بهتون با ماشین شخصی:
ما اول رفتیم شمال رامسر ،بعدش از گلستان و بجنورد رفتیم مشهد،دو روز تقریبا توی راه بودیم(سر حوصله رفتیم ) ،برگشت هم تا قزوین حدود ۱۳-۱۴ ساعت توی راه یکسره اومدیم
اول اینکه لباس و رختخواب و خشک کن و تشک تعویض فراوان بردارید،احتمال خرابکاری زیاده،هرجایی که نمیشه شست و خشک کرد،دوم صندلی ماشین و کالسکه بچتون رو حتما بردارید،برای ماکه خودمون ۳ تایی رفته بودیم و کمکی نداشتیم خیلییی خیلییی خوب بود(کالسکه مسافرتی و صندلی مارک کیدیلو داره) ...تقریبا ۶۰-۷۰ درصد داخل اینا نشسته بود یا خواب بود،مابقی بغلش کرده بودیم...اگه همش بغل بود هم ما سرویس میشدیم هم خودش کلافه میشد
اسباب بازی جدید و متنوع برای داخل ماشین بردارید
من روز اول براش خونه غذا پختم و توی فلاسک غذاش بردم،مابقی روزا هم هتل آپارتمان گرفته بودیم پختم واسش(وسایل کامل غذا و مواد اولیه برده بودم)
داخل حرم هم اجازه بردن کالسکه میدادن و آشانسور هم بود
دوتا پتو مسافرتی بزرگ هم برده بودم هرجا رسیدیم پهن کردم زمین ک تمیز باشه،پسرم بازی کنه و غلت بزنه و سینه خیز بره

در کل خیلییی خیلییی سخته و البته شیرینم هس...دیگه بستگی به خوش خلق و همراهی بچه هم داره
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۴ ماهگی
میخوام از برگشتن به جامعه بعد از مادر شدن بگم براتون چیزی که خیلی مهمه و اکثرا پشت مسئولیت های بی شمار مادری خیلی به تعویق میوفته
رز تو تابستون به دنیا اومد و خوب هوا خوب بود ما اولین سفرمون رو تو یکماهگی رز به شمال رفتیم واقعا چیز خیلی ویژه ای نداشت جز اینکه همون مراقبت ها رو تو همه جا داشتم شیر پوشک خواب دومین سفر رو با همسرم تو ۴ ماهگی رز خارج از کشور رفتیم ترس از پرواز داشتم با نوزاد که انقدر خوب همکاری کرد و صد البته چون همسرم بود کمک بزرگی بود تو این سفر یاد گرفتم که باید حتمااا با بچه همراه بشیم ما شب بعد خوابیدن رز ساعت ۷ شب یه شام میخوردیم یکم تو بالکن هتل وقت میگذرونیم و ۹ شب میخوابیدیم و صبح رو با دختر سحر خیزمون راس ساعت ۷ شروع میکردیم هتل ۹ صبحانه میداد پس بیدار می‌شدیم شیر رز رو میدادم از کنار هتل دو تا قهوه میگرفتیم میرفتیم پیاده روی با رز برمی‌گشتیم هتل استراحت و بعد مجدد بیرون میرفتیم یعنی عملا سفر با بچه برنامه شب معنی نداره سفر سوم که به نظر من از همه اش پر چالش تر بود برام و خودم رو توش حسابی محک زدم
ادامه تو کامنت اول