۴ پاسخ

من به همین خاطر کارمو گذاشتم کنار
تا پسرمو با آرامش جذب بشه
سه هفته هر روز با پسرم میرفتم مهد سر کلاس بودم روزهای بعد فاصله رو بیشتر میکردم مثلا تو راهرو یا دفتر
بعد سه هفته
صبح میزاشتم ظهر میرفتم دنبالش

یه ماه هم هر روز به سختی اجازه می‌داد که حاضر بشه بره مهد
الان دیگه خداروشکر خوب شده
یه موقع هایی صبح اذیت میکنه

از بعد دوران جذب که سه هفته شد
الان سه ماهه که میره مهد

منم از مهر میرم سر کار

دحتر من یک هفته زمان برد البته بزرگتر بود تو این سن نزاشتمش

من داغونم مامان یاشار
دو هفته است داره میره اوایل خیلی خوب بود خیلی ذوق داشت داد میزد می‌خوام برم مهد پیش بچها الان هر روز ظهر که میرم دنبالش تا میاد بیرون میگه مربی دعوام کرد
دو هفته است نابودم هیچکس ازم خبر نداره خدا شاهده اصلا دلم رضا نیست بزارمش اونجا بمونه باباش گذاشت گردنم این برنامه رو
فکرم میمونه یکی رو بزنه یا کسی اینو بزنه ، دعواش کنن
اصلا انگار تو هوا دارم زندگی میکنم

وای ببین پسر من دو هفته خوب میرفت الان نمیره پیش بچه ها یه ساعت نهایت بازی میکنه با مربی اش میکه بریم خونه 😭🤔🤔 کلی هم پول دادم

سوال های مرتبط