۱۳ پاسخ

مبارک باشه😍♥️

ای جاااانم چه قشنگ مبارکش باشه تیام جونم😍🩵😘💙
خیلی کار خوبی کردی مهمونی گرفتی، خستگیش یادت میره اما خاطره‌ش واست میمونه😍

مبارک باشه بالا بالا ها ببینیش

خسته نباشی عزیزم ❤️❤️

خدوووو😍😍😍
موفقیتاشو جشن بگیریییین 💋💋💋

به به مبارکه عزیزم خسته نباشی

مبارکه مهدیه جان 🙂❤️
خیلی خوش سلیقه و عالی خداقوت 🌱🫧

خسته نباشی عزیزم خیلی قشنگ شده 😍

مبارکش باشه عزیزم😍

خداقوت♥️
دانشگاه رفتنش♥️

خداقوتت
مبارکش باشه دست تنهایی ت شهرغریب اینکارارو انجام دادی خیلی خیلی خسته نباشی 😍انشاالله جشن سربازی و دامادی گل پسرت رو تدارک ببینی

اخی خسته نباشی چقد قشنگ شد، یه عالمه عکس و خاطره قشنگ براتون موند مبارک باشه

خسته نباشی ❤️همه چی خیلی خوب شده

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۵ ماهگی
یه مادر برام نوشته بود دوست داره دوباره درس بخونه و موفق بشه و نمیدونه از کجا شروع کنه این نامه برای اون و همه ی مامان هایی هست که دوست دارن رشد کنن حتی با وجود مسئولیت های مادری سلام عزیزم... ❤️

اول از همه می‌خوام بهت بگم که این حسِ تردید و نگرانی که داری، کاملاً طبیعی و حتی انسانیه. اصلاً فکر نکن که داری اشتباه می‌کنی یا داری از وظایفت غافل می‌شی. اتفاقاً اینکه این فکر به سرت زده، یعنی هنوز اون جرقه‌ی اشتیاق و اون «خودِ واقعی‌ت» زیر لایه‌های مادری زنده‌ست و می‌خواد خودش رو نشون بده.

می‌دونم، تصویرِ درس خوندن توی ذهن آدم وقتی بچه‌ داره، خیلی با واقعیت فرق می‌کنه. می‌دونم که ترس از اینکه «وقت برای بچه‌ها کم بیاری» یا «بی‌انگیزه بشی» مثل یه سایه دنبال آدم می‌آد. اما می‌خوام یه چیزی رو یادت بدم: تو با درس خوندن، داری به بچه‌ات درسِ «زنده بودن» و «رشد کردن» رو می‌دی. داری بهش یاد می‌دی که مامانش فقط یه مسئولیت نیست، بلکه یه آدمِ صاحبِ رویاست.

قرار نیست از فردا یه تغییر بزرگ و بی‌نقص ایجاد کنی. قرار نیست مثل بقیه، با تمرکز ۱۰۰ درصدی درس بخونی. واقعیت اینه که درس خوندنِ ما مادرها، همون وسطِ آشفتگی‌هاست؛ با همون چای سرد شده و با همون زمان‌های تکه‌تکه.

پس با خودت مهربان باش. اگه یه روز پیشرفتت کُند بود، به خودت حق بده که خسته‌ای. اگه یه روز نتونستی بخونی، خودت رو سرزنش نکن. هدف ما رسیدن به کمال نیست، هدف ما «ادامه دادن» در عینِ نقص‌هاست. من مطمئنم که این مسیر، با تمام سختی‌هاش، قراره تو رو به جای خیلی بهتری برسونه. 
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس
مامان ارسلان👼🏻 مامان ارسلان👼🏻 ۱۱ ماهگی
پارسال همین موقع توی شکمم بودی و من مشغول خونه‌تکونی اساسی و چیدن کمد کوچولوت🥺
با ذوق لباس‌هات رو مرتب می‌کردم و با شوق و هیجان روزشماری می‌کردم برای اومدنت... نمی‌دونستم قراره با اومدنت، همه‌ی دنیام عوض بشه 🤍
امسال اما کنارمی..🙂
نه‌تنها نمی‌ذاری یه گوشه بشینم و کاری انجام بدم، بلکه از سر و کولم بالا میری و حسابی شیطنت می‌کنی! 😂 چه برسه به خونه‌تکونی!
چه زود داری بزرگ میشی پسر کوچولوی من… انگار همین دیروز بود که برای اولین بار بغلت کردم و با خودم گفتم: بالاخره اومدی!
حالا هر روز یه کار جدید یاد می‌گیری و من با دیدن بزرگ شدنت، هم ذوق می‌کنم، هم دلم برای روزهای کوچیک‌ترت تنگ میشه.
می‌دونم یه روزی می‌رسه که دیگه این‌قدر به من نمی‌چسبی…
دیگه از سر و کولم بالا نمیری، دستم رو برای راه رفتن نمی‌گیری و شاید حتی برای یه بوسه از من خجالت بکشی.
و من اون روز دلم برای همین روزهایی که گاهی خسته‌م می‌کرد، بیشتر از همیشه تنگ میشه.
میدونم یه روزی میاد که دلم برای همین شیطنت‌هات، همین بالا رفتن از سر و کولم، همین دست‌های کوچولویی که به من می‌چسبن، حسابی تنگ میشه…