۷ پاسخ

منم همینطور عزیزم اون روز تایپک کذاشتم درمورد این موضوع همه بهم حمله کردن یکی از مامانا گفت باید بری دکتر روان خودتو درمان کنی

منم همینم..پسرم هفتسالشه..کلا ابمون باهم توی جوب نمیره..منم خیلی بهش گیر میدم فش میدم البته اونم خیلی لجبازی میکنه..ولی اخرشبا از عذاب وجدان دیونه میشم باخودم میگم فردا بهتر رفتار میکنم..ولی نمیش خیلی حرصمودرمیاره ناگفته نماند منم زودجوش میارم

سلام منو پسرمم همینطور‌هستیم خودشم‌خیلی بازیگوش و‌لجبازه‌طوری ک دیوونه م کرده منم گاهی عذاب وجدان می‌گیرم ولی چ میشه کرد ماهم آدمیم‌از آهن نیستیم ک بتونیم همه جی و تحمل کنیم

نه مشکل من اینه خیلی رابطه خوبی دیگه با هم نداریم من خیلی زود از کوره درمیرم داد میزنم فحش میدم بهش از این کارم متنفرم هر شب قول میدم رفتارم درست بکنم باز حرسم میده همون آش همون کاسه

منم تو همین شرایطم البته دوتاشونم پسرن

دیگه سعی کن تمام توجه ت ببری پیش اون . کوچیکه فعلا متوجه نمیشه .اون اولی حساس تره .

عزیزم اینطور نگو اونم الان مستقل شده کاراشو میکنه خودش منم دخترم ۸ سالشه موهاشو میبندم ولی بقیه کاراشو خودش میکنه ما دیگه وقت نمی‌کنیم به همه چی برسیم که با بچه

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
سلام مامان های عزیز من میخام درد دل کنم و ممنون میشم ک شما هم صاقانه صحبت کنید
من صب تا شب تو آشپزخونه م در حال آشپزی برای خودمون و جداگانه برای بچه م .ظرف شستن.چای و...
یا در حال پوشک و لباس عوض کردن و شستن بچه م یا قطره دادن و....
اما همش فک میکنم مادر خوبی نیستم چون اینجا یه چیزایی میگن ک ادم احساس ناکافی بودن میکنه نمیگم که دروغ میگن و البته با احترام به همه ی مامانای دلسوز و زحمت کش اما من میگم چرا من نمیتونم اون کارا رو بکنم
مثلا میگن چه کتاب داستان میخونیم از الان برا بچه هامون
یا فلان بازی رو باهاش میکنیم یا فلان غذا رو درست میکنیم یا مثلا یه غذایی بهش دادن که خونه و خودشو ب گند کشیده یا میگن شبا ساعت هفت میخابونیم تا صب یا شیر شبشو قط کردیم و.....یا یه غذاهایی میدن ک منم با اینکه 32تا دندون دارم نمیتونم بخورمش
من حتی بضی وقتا وقت ندارم کارای شخصی خودم رو بکنم از صب تا شب در حال بدو بدو
بعد همش فک میکنم غذاهای بچه ی من مثه اونا نیست شبا دیر میخابه واسه شیر چند بار بیدار میشه و بازی و کتاب داستان و اینام نمیرسم
خیلی حس بدی دارم گاهی میگم کاش با گهواره آشنا نمیشدم😔