۹ پاسخ

من اوایل خیلی حس بدی داشتم دوست داشتم بازم درون خودم باشه انگار بهش وابسته شدم و یه ایمه از وجودم کنده شد
ولی نم نم انگار بهم ولبسته شدیم و عشق دلم شد😍
چون بچه اولمم بود خیلی ترس داشتم برا هر مشکلی که خیلیاش عادی بود و خطرناک نبود ولی خب بی تجربگی دیگه🙄

عزیزم بی حس بودنت به نوزاد کاملا عادیه چون هنوز به حضورش عادت نکردی یه مدت طول میکشه تا درست بشه کم کم که کاراشو مجبور میشی انجام بدی، لبخند های گاه. بی گاهش، حرکات هاش باخودش عشق میاره، عذاب وجدان نگیر بابت بی حس بودنت

میبینمش انقد نازش میکنم متوجه اطرافمم نمیشم کسی پیشمه یا نیست .یجور خاصی عاشقشم که خودمم نمیفهمم این عشق چجوری به وجود اومد...یه موجود کوچولو که زل میزنه تو چشام و من براش حرف میزنم گوش میده با دقت

تو این چند روز انقدبهش وابسته شدم یه لحظه کنارم‌نباشه میمیرم 🥲

من تا دوماهگیش حس خاصی نداشتم
احساس میکردم دارم از یه عروسک مراقبت می‌کنم
اما الان دو سه هفته ای میشه ک دوسش دارم و قربون صدقه اش میرم

والا خدارو شکر بابتش ولی اولاش میگفتم من میخوام با این بچه چیکار کنم باورم نمیشد میگفتم کاش یکم دیر تر میشد نمیدونم والا چمه الانم هی ب شوهرم میگم دماغش چرا اینجوریه چرا مو نداره چرا چشماش اینجوری بعد گریه میکنم
میشینم فک میکنم خب یعنی چی مثلا

فرشته س دختر مننننن🥹 به اين همه درد و رنج ميارزه

من اوایل بی حس بودم الآنم حالم خوش نیست بی حسم

هنوز باورم نمیشه 😁🤲

سوال های مرتبط