🦋چهار چیزی که کودکان فقط برای مدتی انجام می‌دهند و بعد برای همیشه ناپدید می‌شوند:

▪️یک روز دیگر صبح زود با صدای پاهای کوچکی که سمت اتاق شما می‌دوند، بیدار نمی‌شوید. دیگر کسی خودش را وسط تخت شما جا نمی‌کند تا فقط چند دقیقه بیشتر کنارتان باشد.

▪️یک روز دیگر با هیجان نمی‌گویند: «مامان! بابا! نگاه کن!» دیگر برای نشان‌دادن هر نقاشی، هر سنگ کوچک یا هر کشف ساده‌ای سمت شما نمی‌دوند. آرام‌آرام دنیایشان خصوصی‌تر و ساکت‌تر می‌شود.

▪️یک روز دستتان را موقع راه رفتن رها می‌کنند و ناگهان یک جای خالی عجیبی را احساس می‌کنید، نه چون دوستتان ندارند، فقط چون دارند بزرگ می‌شوند.

▪️یک روز می‌رسد که دیگر باور ندارند بوسه‌ی شما همه‌چیز را خوب می‌کند. زمانی یک چسب زخم و یک بغل کافی بود. اما بعد، دردهای عمیق‌ترشان را در سکوت، موسیقی یا تنهایی پنهان می‌کنند، نه در آغوش شما.

تا وقتی هنوز دستتان را می‌گیرند، تا وقتی هنوز شما را صدا می‌زنند، تا وقتی در آغوش شما آرام می‌گیرند، این لحظه‌ها را زندگی کنید.🌿

تصویر
۵ پاسخ

چقدر این متن درست میگه و چقدر من قدر این لحظات رو نمیدونم

چقدر بغضی شدم

واقعی و تلخ!چشمام پر اشک شد کاش بتونم مادر بهتری باشم😓

خدایا چقدر از الان دلم گرفت بغض کردم😔

بمیرم الهی

سوال های مرتبط

مامان سورنا مامان سورنا ۲ سالگی
🔸 به فرزندتان تنه نزنید!🔸

🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

فرض کنید شما #ظرفی_پر_از_شیر، از مغازه‌ای گرفته و می‌خواهید به منزل ببرید. چون این ظرف پُر است، بسیار آهسته و با احتیاط کامل حرکت می‌کنید، تا چیزی از شیر به زمین نریزد. اما اگر در این حال کسی آمد و به شما تنه زد، و نصف ظرف شیر به زمین ریخت، دیگر شما در هنگام حرکت، احتیاط نمی‌کنید و آهسته نمی‌روید؛ بلکه بدون هیچ هراسی، می‌توانید به سرعت حرکت کنید؛ چون دیگر ترس از ریختن شیر وجود ندارد.

دربارۀ کودکانِ خود نیز سعی کنید کودک شما خیال کند که #ظرف_حیثیت_و_حُرمت او پر است و باید با احتیاط کامل رفتار کند، و تلاش کند کسی به او تنه نزند؛ امّا اگر شما آمدید و به او تنه زدید، دیگر ظرف حرمت و شخصیت او تقلیل خواهد یافت، و طبعاً دیگر نباید توقع داشته باشید که این کودک رفتارش با شما مثل سابق باشد.

پس، این نکتۀ مهم را فراموش نکنید که گاهی #تغافل لازم است، به این معنا که شما از عیوب فرزندانتان آگاه باشید، اما کودک شما اطلاع نداشته باشد که شما از عیوب او آگاه هستید.
آگاه بودن شما از عیوب فرزندانتان خوب است، اما آگاه بودن او از این که شما عیوب وی را می‌دانید، خوب و به صلاح نیست.
مامان سورنا مامان سورنا ۲ سالگی
🪴 قبل از تغییر، به کودک فرصت بدهیم...

تصور کنید وسط تماشای فیلمی که دوستش دارید، ناگهان کسی تلویزیون را خاموش کند! 😕
احتمالاً اولین واکنش شما این است: «چرا خاموشش کردی؟! بذار تمومش کنم!»

🍃حالا دنیای کودک را تصور کنید...
او غرق بازی است، با اسباب‌بازی‌هایش داستان ساخته، هیجان دارد و ذهنش هنوز در همان دنیای کودکانه جریان دارد؛ ناگهان می‌شنود:

❌ «بسه دیگه! پاشو!»
❌ «همین الان بیا!»
❌ «چند بار بگم تمومش کن؟!»

🍄طبیعی است که مقاومت کند، غر بزند یا بهانه بیاورد.

🧶 کودک برای عبور از یک فعالیت به فعالیت دیگر، به زمانِ پردازش نیاز دارد.

🤝گاهی تنها چند دقیقه «خبر دادنِ قبل از تغییر» می‌تواند یک درگیری را به یک همکاری آرام تبدیل کند:

❌ به جای: «بسه، پاشو!»

✅ بگویید:
«عزیزم، ۵ دقیقه دیگه وقت بازی تموم می‌شه؛ بعدش باید جمع کنیم و بریم.»

❌ به جای: «همین الان بیا!»

✅ بگویید:
«وقتی این قسمت رو تموم کردی، بیا پیش من.»

یا حتی:
«دو دقیقه دیگه می‌خوام باهات صحبت کنم، باشه؟»

💚 این کار فقط یک تکنیک تربیتی نیست؛ نوعی احترام گذاشتن به دنیای کودک است.

🧠وقتی قبل از تغییر به او خبر می‌دهیم، به ذهنش فرصت می‌دهیم خودش را آماده کند؛
از بازی دل بکند، احساسش را تنظیم کند و برای مرحله بعد آماده شود.

💥 غافلگیری ناگهانی → مقاومت و تنش
🌱 هشدار قبلی → آمادگی و همکاری

✨گاهی برای تربیت آرام‌تر، لازم نیست بیشتر دستور بدهیم؛
فقط کافی است کمی زودتر خبر بدهیم.

👨‍👩‍👧‍👦 تربیت، فقط مدیریت رفتار کودک نیست؛
یاد دادنِ آرامِ مهارت‌های زندگی، با احترام به احساسات اوست.

💞 تربیت فرزند، از فهمیدن دنیای فرزندان آغاز می‌شود.

✍محسن پوراحمدخمینی/روانشناس و کارشناس خانواده
مامان رادین مامان رادین ۳ سالگی
ادامه مقاله خانم دکتر بکی کندی در مورد ترک پوشک(قسمت پنجم)

پیشگیری از اضطراب در مورد مدفوع:

ابتدا، بیایید بفهمیم چه چیزی ممکن است پشت ترس کودک از مدفوع کردن در دستشویی باشد:
• ترس از کثیفی:
برای کمک به این موضوع، سعی کنید درباره‌ی مدفوع به عنوان چیزی «چندش‌آور» یا «بدبو» صحبت نکنید. به‌طور کلی، نگاه خانواده‌تان به نظم، «نگه‌داشتن همه‌چیز» و پرهیز از کثیفی را بررسی کنید.
• ترس از دست دادن:
کودکان در این سن به حفظ بدنشان و اجزای آن بسیار توجه دارند. گاهی نگران می‌شوند که مدفوع بخشی از بدنشان است، و نمی‌دانند آیا با بیرون دادن آن بدنشان هنوز کامل خواهد بود یا نه. (مثلاً به همان شکلی که از خراش‌های کوچک هم ناراحت می‌شوند، چون درک کاملی از پایداری بدن ندارند.)
• سردرگمی:
بسیاری از بچه‌ها دقیقاً نمی‌دانند مدفوع چیست، که همین موضوع باعث افزایش اضطراب می‌شود.

⸻

سپس، بیایید راهکارهایی را در کنار این درک قرار دهیم:
• برای کودک توضیح دهید مدفوع و ادرار چیست:
• ادرار: مایعی اضافی است که بدن ما آن را خارج می‌کند.
• مدفوع: وقتی غذا می‌خوریم، بدن ما آن را به انرژی تبدیل می‌کند. آن بخش‌هایی از غذا که بدن نیاز ندارد، تبدیل به مدفوع می‌شوند.
• داستان «شنا کردن مدفوع با دوستانش» را تعریف کنید:
هنگام فلاش کردن مدفوع، یا زمانی که کودکتان می‌بیند شما مدفوع می‌کنید، بگویید:
«خداحافظ مدفوع، برو خوش بگذره با دوستات توی آب!»
بچه‌ها معمولاً از این داستان خوششان می‌آید؛ چون برایشان معنا و بازی را هم‌زمان دارد که هر دو به کاهش اضطراب کمک می‌کند.
• هرگز مدفوع را «چندش‌آور» یا «بدبو» خطاب نکنید:
این کار باعث می‌شود کودک فکر کند چیزی اشتباه درون اوست یا ازداشتن مدفوع حس شرمندگی داشته باشد.