۴ پاسخ

من دهخدا بودم از پرستارا و خدمات راضی بودم ولی از کادر اتاق عمل و دکتر نه چون وقتی بچه مو اوردم روی پیشونیش یه کبودی بود که نشون دهنده خطای پزشکیه و به سر بچه م ضربه خورده خداروشکر که چیز خاصی نبود ولی میتونست وضعیت بدتر از این باشه البته که مسی مسئولیت گردن نگرفت

من دهخدا بودم خیلی راضی بودم از خدمه بگیر تا دکترو پرسنل اتاق عمل من دوتا بچه هامم دهخدا دنیا اوردم

دوستم مهرگان زایمان کرده خیلی راضی بود و از همه چی هم براش فیلم گرفتن حتی لحظه سزارین خیلی باکلاس و رسیدگی عالی بود

من دهخدا سزارین شدم
پرستارهاش خوب بودن من راضی بودم رسیدگیشون خوب بود سر وقت شیاف دارو همه‌چیز رو انجام میدادن اما امان از دست خدماتی هاش یه چندتاشون خیلی بی مسولیت بودن من از هشت صبح از اتاق عمل اومدم تا شیش غروب زیر انداز من خون خالی بود و نمیومدن تعویض کنن چندین بار همراهم رفتن دنبالشون هعی پاس میدادن بهم دیگ و میگفتن الان می‌یایم تواون تایم دو شیفت عوض شد و هیچکدوم نیومدن
درنهایت یه پرستار با حرص رفت بالاسرشون و شخصا صداشون کرد تا یه دونشون بالاخره اومد
بااینکه هیچ کاری نداشت فقط باید یه دونه زیر انداز و از زیرم میکشید

و یه مورد هم من بیهوشی بودم خدماتی ها ییی ک آورده بودنم تو بخش من ک‌تو حال خودم نبودم و منگ منگ بودم یکیشون هعی می‌گفت کمرتو بلند کن ک زیراندازت جمع نشه و خب ببین آنقدر اون تایم درد داری و از طرفی تازه به هوش اومدی توان اینو نداری بتونی بعد یک ساعت از عمل سزارین بتونی کامل کمرتو بلند کنی خودتو جا به جا کنی
یه کیشون با داد و تشر می‌گفت بلندکن خودتو مگه باتو نیستم من ک‌تو شرایطی نبودم حتی بتونم حرف بزنم و حتی قیافشم درستو حسابی ندیدم ولی امیدوارم اون زن هرجا هست به یه دردی گرفتار شه که محتاج کمک یکی مثل خودش بشه

ببین اونقدر این با لحن‌بد و‌صدای بلندی داد زده بود ک بعد اینک من اوکی شدم تخت بغلی بهم گفت اینایی ک تورو آوردن چقدر بیشور بودن دیروزیا ک منو‌اوردن بهم کمک کردن تا بیام سر این یکی تخت و خیلی مهربون بودن این دوتا سگ بودن شانس تو

از عملم‌و‌دکترمم خیلی راضی بودم

سوال های مرتبط