۱۲ پاسخ

عزیزم نمیخام ناراحتت کنم ولی متأسفانه اکثر مردان همینن
اونم بخاطر تربیت نادرست و عدم فرهنگ مناسبه
امیدوارم نسل ها که عوض میشه
زن و مادر رو به چشم دیگه ببینن و بفهمن که خانه و بچه داری سخت ترین شغل دنیاست

دیگه براش بچه نیار لطفاً

زندگی سخت به زندگی دیگران نگاه نکن همه مشکل ندارن به روی خودشون نمیارن مردها همه مثل هم نیستن ولی دراخر همشون شبیه هم هستن خودتو ناراحت نکن

بببین مرد هر چقدرم حمایت گر باشه بازم فشار اصلی روی مادره چه برسه به اینکه هیچ کاریم نکنه،به نظرم یه مدت کارای خونه رو انجام نده تا بفهمه چه خبره ، لباسشو نشور، اتو نزن شام و ناهار نزار تا بفهمه، الان یه پرستار 8ساعته که بچه رو نگه داره و فقط غذا بزاره کمتر از 30نمیگیره ولی این مردا همش طلبکارن

شوهر من تا یکسالگی خیلی کمکم میکرد ولی الان برعکس شده 😐👩‍🦯 منم دیگه توان ندارم اگر مامانم نبود نابود شده بودم

درک میکنه ولی چون خییلیی فشار روشه چیزی ازش نمیخوام گناه داره

من از خونوادم دورم
ولی همسرم نبود من نمیتونستم بچمو نگه دار امروز گفتم تب کرده مرخصی گرفت اومد بردیم دکتر حتی ماموریت میگن برو نمیره اضافه کاریم نمیمونه میگه تو خسته میشی میام کمکت

درکم میکنه خدایی ولی اینکه تو کارخونه هیچی نمیکنه میگه ولش کن خودت خسته نکن بچه میخوابه توهم بخواب کار نکن

آره عزیزم همسر منم همینه
ی هفته خونه تکونی داشتم با دوتا جوجه شیر ب شیر ...تمام زندگی شستم و تمیز کردم و پهن کردم ی خسته نباشی نگف

منم شوهرم خونه باشه میگم بگیرش برم دکتر میبینه خستم ازبیرون غذا میگیره ولی زیاد خونه نیست شغلش جوری مرخصی نداره

من با شوهرم از موقعه ای بچه دنیا آمده سر این موضوع دعوا داریم و آخر درست هم نشد

ن همسرمن کمک میکنه فقط میگه تو ازمن بخواه ک فلان کارو بکنم‌چون خودم انقد خستم نمیفهمم مثلا بگو میشه امشب ظرفارو تو بشوری.
یا بگو خستم شام از بیرون بگیر.
یا مثلا یه بار گفتم بچه هارو نگه دار من برم بیرون
باورت میشه فقط رفتم پایین مجتمع رو جدول نشستم ک سرم اروم بگیره

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۲ سالگی
خانما
سلام
دخترم یکسال و یکماههست و پسرم دوسال و هفت ماه
پسر به شدت لجباز شده اذیت میکنه جیغ میکشه و دائما درحال دعواهستم باهاش، حتی یکساعت وقت استراحت ندارم شبا تاصبح ده بار بیدارمیشم برا شیردادن ونق زدنشون، روز هم کلی اذیت میکنن سر خورد وخوراکشون،
تا میخام کوچیکه رو بخوابونم ،بزرگه اینقد جیغ میزنه بیدارش میکنه گریه میکنن ومن دست تنها اون لحظه اونقدر اعصابم بهم میریزه مث روانیا میشم، هر روز باخودم میگم امروز دعوا نکنم با پسر،اما اینقدر رو اعصاب میره ک‌نمیتونم دعوا نکنم.
شوهرمم صب میره شب میاد شب هم تا حدودی کمک میکنه اما میگه وظیفه من نیست بچه داری ،زن‌مال کار تو خونه هست و باحرفاش اعصابمو بهم میریزه منی که از صب بچه ها رو روانم بودن و شب کاملا بی انرژی میشم.
گاهی منم با بچه ها گریه میکنم دلم‌میخاد خودمو بزنم از عصبانیت .
بعد هم همیشه عذاب وجدان دارم که با پسرم دائما در حال دعوام اما واقعا با دو تا بچه نادون اعصاب و روان نمیمونه
کسی بوده شرایط اینمدلی داشته باشه ؟
مامان الوین مامان الوین ۲ سالگی
پسر من تو این پتوی لعنتی که به دیوار وصل کردیم نباشه نمیخوابه دارم دیوونه میشم هزار بار امتحان کردم دو ساعت سه ساعت آرزو به دل موندم این بچه بخوابه اونم تو اوج خوابیدنش الانم مریضه یک ساعته دارم میارمش پایین کلی گریه میکنه باز میذارم داخلش آخه داخل آیت پتوی لعنتی خیلی گرمه کلی عرق میکنه کولر روشن نکنم خیلی گرمش میشه روشن هم میکنم اینجوری گرم و سرد میشه بدنش فورا هم مریض میشه این تو بمونه تب میکنه دو شبه حتی ۳ساعت نخوابیدم چرا هیچی این بچه نرمال بود نه خوابیدنش نه شیر خوردنش با این رفلاکس کوفتی من ۷ماهه با سرنگ بهش شیرمیدم ی بار نشد مث همه این بچه ها تو کالسکه بخوابه میریم بیرون تایم خوابش میشه کاری میکنه باهامون همه نگامون میکنن من هزار تا بچه دیدم تو کالسکه خوابشون میبره نه غذا میخوره نه شیر خوردنش مث بچه های دیگه س اینم از خوابیدنش پسرم اندازه ۵۰تا بچه برام سخت بود بزرگ کردنش خداشاهده هر کس ی روز پیشمه میگه چه طاقتی داری من امروز ۴جور براش غذا درست کردم از عصاره پای مرغ و قلم و شیره بادام و هزار جور چیزهای مقوی بگیر براش درست میکنم که براش کم نذارم اما دریغ از ی ذره پیشرفت
مامان رادین مامان رادین ۱۶ ماهگی