مینویسم برای تویی که دیگه کم کم داره یک سالت میشه، نمیدونم قراره تا کی توی بغلم جا بشی ولی اینکه هر روز داری بزرگ میشی و کلی کارای جدید میکنی هم منو به وجد میاره و هم ناراحت، ناراحت از اینکه هنوز از بغل و بوی نوزادی تو سیر نشده بودم مادر ، هنوز از اینکه روی سینم خوابت ببره و من ساعتها تکون نخورم تا بخوابی سیر نشده بودم عزیز دلم، کاش زمان همینجا می ایستاد و من و تو تا ابد تو این سن می موندیم ، چطوری قبول کنم چند وقت دیگه تو از بغل من بزرگتر میشی و نمیتونم همه وجودت رو یه جا جمع بکنم و فشارت بدم به سینم با هر بند بند این نوشته ها اشک میریزم و یادم میاد که پریروز واسه اینکه چند قدم راه رفتی گریه کردم با خودم گفتم کی انقدر بزرگ شدی تو که راه بری و دیگه نیازی به اینکه تو اغوشم بگیرمت نداشته باشی ، سهای من درسته دیر مهر مادری تو وجودم نسبت بهت شکل گرفت ولی تمام سلول هام از عشق تو پره تو با اون قلب کوچیکت زندگی منو دگرگون کردی گاهی میگم من قبل از تو مگه اصلا زندگی میکردم؟ از خدا برات تن سلامت و عمر با عزت میخوام عزیز دلم انشالله زنده باشم تورو تو لباس عروس ببینم مامان
زود بزرگ نشو 🥲🥲🤍

تصویر
۶ پاسخ

متن به این قشنگی وپر از احساس چه آدم بیجایی استیکر خنده می‌زاره.هرکسی هست خیلی بیخوده.عزیزم بمونید برای هم تا ابد ایشالا عاقبت بخیریش وببینی مامان سها

یادته گفتم یه جوری عاشقش میشی که باورت نمیشه،مهر مادری همینه،چه روزایی گذروندیم چقدر زود دارن بزرگ میشن ،خدا حفظ کنه سهاجان خاله رو ،سایتون بالاسرش ❤️😍

همین دیروز بود تازه زایمان کرده بودی من هنوز زایمان نکرده بودم پیامت رو می‌خوندم گفته بودی نمی‌دونم چرا حسی به دخترم ندارم شبیه مادرشوهرمه چون 😆🤣 منم میگفتم خدایا ینی بچه منم دنیا بیاد شبیه یکی دیگه بشه این حس و پیدا میکنم؟

اشک تو چشام حلقه زد همین دیروز بود باردار بودیم چقد زود بدنیا اومدن و زود قد کشیدن زمان چقدر سریع گذشت و ما دوباره برنمی‌گردیم به دوران نوزادی و دلمون تنگ میشه 😢😍

خدا جونم ...چه حسیه نزدیکی یک سالگی...منم بغضی میشم ...خدانگهت داره سها خانوم ♥️♥️♥️

منم اینروزا همش بهش اینو میگم زود بزرگ نشو🥹 واقعا این روزاشون بهترین روزای عمرشون هست که داره برامون میگذره❤️

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۱۳ ماهگی