۱۹ پاسخ

فقط می‌تونم بگم خودتون رو یا این افکار عذاب ندید.
شما مادر فوق العاده ای هستید.

عادت میکنه نگران نباش استرست به اونم منتقل میشه

من ۶ ماهه بود دخترم برگشتم مدرسه زودتر از موعد درخواست بازگشت به کار دادم منم استرس داشتم ولی خدا رو شکر مشکل خاصی نبود زود گذشت

چقدر منییییی

این عادتشو ترک بده تا راحت بشه دوسه روز نهایت بی قرار میشه ولی راحت میشه مامانتم سختی نمیکشه

کمتر از دوماه دیگه منم باید برم منم مثل شما استرس دارم ولی دیگه مجبوریم نمیشه کاریش کرد اینم یه دوره س دیگه تموم میشه بلاخره یه هفته سخته بعدش عادت می‌کنه بچه

عزیز دلم
نه عذاب وجدان داشته باش و نه نگرانی
دختر منم وابسته به سینه مادره
هم برای تغذیه
هم خواب
و هم از لحاظ عاطفی...
الان ۴ماهه برگشتم مطب و بیمارستان...

خیلی سختمه...

باز خوبه مامانت کمکت میکنه...

من تو شهرستانم و کسی رو جز خدا ندارم...
ولی اول که الان بزرگه و غذا خوره...
دوما اینکه اندازه یک وعده براش شیر بدوشی کافیه...
دختر من شیشه هم دستش نمیگیره...
با شیردوش میدوشم
با استکان بهش میدیم...
بالای یک سالگی کم‌کم میتونی شیر پاستوریزه هم اندازه یک وعده شروع کنی اگه حساسیت نداشتع باشه...


در کل خوبی های سرکار رفتن بیشتر از سختی هاشه...
فرزندت به یک مادر قوی و آگاه بیشتر از یک مادر وابسته نیاز داره

بسلامتی نگران نباش مدرسه ها که نصفش مجازیه عذاب وجدانم نداشته باش یه مادر شاغل که بتونه نیازهای اساسی بچه شو تامین کنه خیلی بهتراز مادرخانه داریه که بچش حسرت داشتن یسری چیزای ریز رو داره هست چون که واقعا دیگه فقط پدر شاغل باشه نمیرسه
واینم بدون شما تنها شاغل نیستی همین که پیش مادرت میزاریش خیلی هم خوبه ومث خودت نگهداری میکنه اگه نگرانی مادرت اذیت بشه بجوری همیشه جبران کن براش زحمتشو

یه سوال الان که شما مرخصیت تموم شده داری برمیگردی ، میری همون مدرسه قبلیت ؟؟

سال دیگه منم همینم 😞
ان شاالله یکم بگذره رو روال میفته حالا شاید مجازی شد

منم پارسال بچم 10 ماهش بود دادم پرستار .پرستارش همسایه دیوار به دیوارمون بود ازخودم بهتر مراقبش بود .هنوزم که هنوزه فقط پیش خودشون میره .دنبال یه پرستار دیگه بودم اصلا تحویلش نگرفت پرستار جدیدشو

ومنی که هر روز این عذاب وجدان داره دیونم میکنه پسرمو با خودمون میبریم سرکار

مگه مدرسه اتون برا بچه معلمها مهد نداره

دختر من که خیلی اذیت نکرد شیر مادرم بود یه وعده میدوشیدم براش میزاشتم
فقط صبح زود باید میبردمش پیش مامانم که خب بچه رو تو زمستون باید صبح جا به جا میکردم خیلی سخت بود
ولی
ولی
ولی
روحیه ام خیلی بهتر از زمانی شد که تو مرخصی بودم
یعنی انگار یه تایمی دور از بچه باشی انرژیت چند برابر میشه

سلام عزیزم منم پارسال همین حال تورو داشتم حالاخداروشکرشما مادرت نگهش میداره من مجبورشدم پرستاربگیرم براش اوایلش خیلی سخت بودولی کم کم هردو عادت میکنید وروحیه خودتونم بهترمیشه

دختر منم به شیر من وابسته س! ۱ ساعت پاس شیر داریم کلا هم ۳ ۴ ساعت نمیشه که بخوان بمونن خونه به خودت حس بد نده

منم از اول مهر میرم و اصلااااا عذاب وجدان ندارم

دعا کن انشالله که به خیر میگذره..چاره اب نیست عزیزم

سال دیگه وضعیت منم همینهههه

سوال های مرتبط

مامان همایون مامان همایون ۱ سالگی