۱۴ پاسخ

مهم نیست
من خودم هر روز زنگ میزنم
موقعی که شوهرم سرکاره😅اصنم مشکلی نیست

شوهرمنم ب خداهمینجوریه دقیقا وقتی خونه نیس باپدرومادرش کلی حرف میزنه وقتایی ک خونه هست جواب نمیده اگه اونازنگ بزنن میره بیرون فرتی بهشون زنگ میزنه من اصلا نمیگم چرااینجوری هستی چون ب مرورباعث میشه چیزای دیگه روهم ازت پنهون کنه همین ک پاک نمیکنه خوبه دیگه برات مهم نباشه

مادر شوهر من وقتی سفره میندازم داریم شام و ناهار میخوریم میاد بالایرمون میگه چی میخورید غذامون ساده باشه میگه غذا بد میدی پسرم بهش نمیرسی غذامون جوجه کوبیده زرشک پلو باشه میگه برنج ب این گرونی تو همیشه برنج درس میکنی فکر جیب پسرم نیستی بخدا پارسال قبل از بارداریم میخاستم خودکشی کنم از دستش

مهم نیست

وقتی تو یه ساختمونید چرا بخواد تو خونه زنگ بزنه؟
حضوری حرفارو میزنن 🧐

وای حساس نباش منم دقیقا وقتایی ک شوهرم‌نیست بامامانم حرف میزنم
خب گاهی ادم راحتره
اصن ن برااون مهم ون من
خودمم‌شاغلم بعدازظهرهامیرم درمغازه شوهرم تاشب پیش خارسوم ایناس
خب چ اشکالی داره خانوادشن

عزیز مادره خودش میدونه پسرش سرکاره بهش زنگ میزنه مگه تو ی ساختمون نیستیت مگه همو نمیبینید دیگه هروز زنگ زدن براچیه

همسر منم همینطور بود روزی چندین بار سرکار زنگ میزد برای مادرش
من اوایل ناراحت میشدم
مادرشوهرم متوجه شد به شوهرم گفت دیگه حق نداری وقتی کاری نداری الکی برام زنگ بزنی
کار واجب داشتی زنگ بزن
من از زنت از حالو احوالت خبر میگیرم
الان شوهرم اصلا زنگ نمیزنه و اگه کار داشته باشه زنگ میزنه

بزرگ آدم خیلی تاثیر داره
مادرشوهرت باید وابستگی شوهرتو به خودش کم کنه

خب چون تو یه ساخت هستین قبل کار زنگ میزنه ک بعد از کار اومد میبینتشون دیگه

منم مثل تو

حساس نشو عزیزم بالاخره مادرشه شاید میخواد اگه چیزی لازم داره براش بگیره قبل اینکه بیاد

اوووو فدای سرت
سرت سلامت
بهتر حرفاشونو نمیفهمی، دقدقت کمتر.
نه این که بخوام نصیحتت کنم، اخه خودمم از اول زندگیم به حرفا و پیاماشون گوش نکردم. منم مادر شوهرم نزدیکمه، خونه کنارمون.
حتی گاهی اوقات زنگ زدن به شوهرم گفتن بیا کارت داریم، شوهرم اولای زندگیمون میگفت تو هم بیا بعد من میگفتم نه، شاید با خودت کار دارن شاید یه چیزی میخوان بگن من نفهمم.
از اولم اخلاقم یه جوریه که حوصله فهمیدن زندگی بقیه رو ندارم حتی اینکه قراره به شوهرم بگن هم برام مهم نیست🤭

مامانی یه

هیچی زنگ میزنه دیگه

سوال های مرتبط

مامان نیهان مامان نیهان ۶ ماهگی
مادر شوهرم میادو میره چپ و راست میگ این بچه ینی دخترمو میگ کپ منه این خود منه همه چیش بمن رفته بعد بخدا جالبه هیچیشم شبیه مادرشوهرم نیس خیلی این حرفو تکرار میکن ک میگ بچت بزرگ بش حتی منو بیشتر از مادرش میخاد از الان فق برا من ذوق می‌کنه درحالی ک دخترم خوش خنده س برا همه می‌خنده میگ ک دوسالش ک بش دگ نمیزارم بات بیاد همش میمونه خونه من بعد اسم ت و باباشو از شناسنامه ش پاک میکنم اسم ما رو میزنم جای مادر پدرش مدام این حرفا رو میخونه تو گوش ما من قبلن اصلن ناراحت نمی‌شدم چون خدایی چرا الکی بگم وقتی میریم خونشون احتراممونو میگیرع خیلی بیشتر از مادر خودم لباسی چیزی مال بچم باشه میرع میشوره منم این چیزاش جلو چشمه ولی خب جدیدن خیلی زیاد تکرار میکن ناراحت میشم بنظر شما حق با منه یا باید ناراحت نشم
یا مثلن بچمو میگیرع میخام بش قطره ای چیزی بدم نمیدش باید بزور ازش بگیرم ده بار بگم میخام بش قطره بدم یا اب بدم نمیدع بچم تو بغلمع نقی چیزی بزنه سریع میگ بیارش برا خودم بیار خودم ارومش کنم انگار خودم بلد نیستم ارومش کنم بزور ازم میگیرش تصمیم گرفتم دگ کمتر برم خونشون خودمم که زیاد می‌ره در هفته دو روزش و به شوهرم میگم بریم اونجا اگ من نگم شوهرم نمیرع دیر ب دیر میرع