چن روز پیش جایی مهمونی بودیم
بچه های دختر خالم یکی ۷ ساله یکی پنج ساله پاهاشونو باز میکردن وقتی بچم سینه خیز میرفت از روش رد میشدن ب خیال خودشونم دارن بازی میکنن
من با لحن اروم گفتم بچه ها از رو مانیار رد نشین
مامانم گفت دارن بازی میکنن با ناراحتی گفتم بازی نمیکنن دارن از رو مانیار رد میشن
به کون دختر خالم و خالم بر خورده به مامانم گفتن که اگه مانیار بچه زهراس بچه های مام بچن جا اینکه به بچشون تذکر بدن شاکیم شدن ک چرا گفتم از رو بچم رد نشین دلم میخواد یکاری کنم جیگرم خنک بشه

تازه با عروسشون حرف میزدم گفتم تا ثبل اینکه جنسیتو بدونم میگفتم دختر ولی وقتی سونو گفت پسره انگار دنیارو بهم دادن من اصلا به منظور نگفتم چون بردار ندارم دوستداشتم ی پسر داشته باشم

دختر خالم دوتا دختر داره سر بچه ولش کل سیسمونیو پسرونه خریده بودن ک مجبور شد عوض کنه
سر بچه دومش جشن گرفت گ پسره و فلان اونم دختر شد گفتن ما دشمن داریم با دعا کاری کردن دختر بشه والا پسر بود

خلاصه من ک گفتم وقتی سونو گفت پسره انگار دنیارو بهم دادن با ی قیافه کج و با حرص گفت بزار بزرگ بشه زن گرفت ازت دور شد بهت میگم منم گفتم مادر شوهر خوبی میشم ک عروس ازم فراری نشه ولی سر اینم ناراحتم ک چرا بیشتر نریدم بهش

۶ پاسخ

بعضی ها سر پسر دار شدن بقیه حسادت میکنن،البته مهم اینه بچه سالم وصالح باشه، من برای بچه ام باردار بودم از آقام میپرسیدن چیه؟میگفت پسره،میگفتن دروغ میگی،حتی خانواده همسرم فکر ‌می‌میکردن ما دروغ میگیم پسره بچه دختره،ولی پنهون میکنیم،حتی مادرشوهرم و خواهرشوهرم به همه حتی مامان من گفته بودن زیاد سردش میشه بچه دختره، با اینکه خودشون پسر دارن ولی به پسر بودن بچه من حسادت میکردن،مادرشوهرم الکی می‌گفت بچه فلانی دختره تا منم بگم دختره،اصلا یه داستانی بود سرجنسیت توی خانواده همسرم که نگو،ولی هرچقدر سکوت باشه طرف بیشتر میسوزه

آره واقعا،حسادت وچشم نظر خیلی بده،خدا خودش همه ی بچه ها رو حفظ کنه🥰

عزیزم‌شمام این حرفو کاشکی‌نمیزدی وقتی میدونسی دختردارن و به خودشون میگیرن..

وای واقعا بچه های فامیل خیلی اذیت میکنن ادم نمیتونه مراقب بچش باشه یا اونارو کنترل کنه ولی به نظرم همیشه اولویتت پسر خودت باشه اگه واقعا حس کردی چیزی براش خوب نیست یا اذیت میشه کار درستو انجام بده چاقعا چیزی هم مهم از بچه ادم که نیست حالا هرچی میخوان بگن
اگه میبینی جایی به بچت حسودی میکنن به نظرم کمی دوری کن حسادت خیلی بده

چ خرافاتی چون دختره دعا کردن
پسرو کی داده دخترو کی داده
اینا مغزشون زنگ زده ک این فکرارو میکنن و ناراحت میشن
پسر شما کوچیکه حقم داری مراقب و نگران باشی
اگه یوقت اون بچه بیفته رو پسرت کی میخاس جواب بده؟
تهش میگفتن بچن بازی میکنن
ن اتفاقا خوب گفتی من میبودم بلند میشدم بچرو برمیداشتم بعد ک صدای بچه های اونا دراومد میگفتم بچه ک اسباب بازی نیس ممکنه بیفتین روش
والا

وا عجب دخترخاله حسودی خدایا شفا بده

سوال های مرتبط

مامان همتا مامان همتا ۱۰ ماهگی
سلام خانما لطفا کسی اگر در این مورد تجربه داره بهم بگه ک دارم میمیرم از ناراحتی و استرس


دختر اولم ۵سالشه و دختر دومم ۱۰ماهشه
چند روز اخیر ۲بار دختر بزرگم احساس گناه کرده در مورد رفتارش با خواهرکوچیکش
و یک نموش اینطوری بود ک
دختر بزرگم به دختر کوچیکم یک کش مو داد بوده (منم حمام بودم ندیدم ) بعد ک کوچیکه داشته با کش مو بازی میکرده یهو از دستش در رفته و خورده تو صورتش و گریع کرده
بعد من از حمام ک اومدم دیدم دختر بزرگم و کوچیکه باهم گریه میکنن
پرسیدم چی شده
دختر بزرگم میگه مامان تقصیر من بود ک ابجی اینطوری شد تقصیر من بود ک ابجی دردش اومد
یا امشب یک اسباب بازیو نداده بود به ابجی کوچیکش ناراحت بود اومد پیشم گفت من خیلی ناراحتم ک ابجیمو ناراحت کردم و اسباب بازی ندادم
حالا من بهش گفتم نه تقصیر تو نبوده اشکال نداره مال خودته واینا...
ولی خیلی ناراحتم ک چرا دختر بزرگم احساس گناه داره
کسی بوده بین بچه هاش اینطوری بشه و یکیشون احساس گناه داشته باشه و ناراحت بشه ؟؟؟؟
مامان باوان مامان باوان ۱۶ ماهگی
مامانا هستید بیدارید؟
من امشب دلم از یه حرفایی گرفته
امروز چون کارای خونه رو انجام دادم دخترمو گذاشتم پیش مامانم که خونه بابا بزرگم بودن خودمم برای شام رفتم اونجا بعد از شام داداش و زن داداشمم اومدن اونجا نشستن تعریف کردن از پسر عموی زن داداشم که یک هفته از دختر من کوچیکتره.از وقتی ک بدنیا اومده همیشهههه با دخترم مقایسه‌ش میکنن خب بچه با بچه فرق داره چرا اینو نمی‌فهمن.
داداشم می‌گفت واااای نمیدونی چقدررررر چاقه نزدیک بیست کیلوعه کل دستاش و پاهاش خط انداخته از چاقی منم گفتم خب این که غیر طبیعیه زن داداشم گفت نه مکه مث دختر توعه انقدر تپلله(خب دختر من الان وزنش کاملا طبیعیه) بعدش می‌گفت انقدر باهوش و داناست مثل یه بچه دو ساله رفتار می‌کنه اومده به دماغم دست زده منم گفتم نکن بو شده چون عملش کرده و چسپ روشه، گفت اونم دستشو گرفته رو دماغش و هی گفته بو بو. تازه مثل دختر تو نیست ک بغل آدم غریبه نمیره انقدررر خوش اخلاقه بغل همه می‌ره مث توم بد عادتش نکردن هی گریه کنه و این خرفاااا.
🥴🥴🥴🥴🥴🥴🥴
مامان کارن و کایان مامان کارن و کایان ۱ سالگی
با احترام تمام به همه مامانایی که گل دختر دارن
من سر بچه اولم دوست داشتم دختر باشه ولی ازصمیم قلب گفتم خدایا سپردم به خودت بر اساس مصلحت زندگیم خودت بده سالم بده
خدا یه گل پسر شیرین زبون بهم داد که تمام زندگی من و باباشه
شرایط جسمی خودم(ذخیره تخمک پایین) دکتر گفت اگه بازم بچه میخوای زود دست بجنبون
پسرم که یکم از اب و گل دراومد اقدام کردیم دومی رو که اقدام کردیم گفتم خدا اگه اینبار صلاح میدونی دختر بده که تجربه دوتاشو داشته باشم ولی شوهرم میگفت چون اولی پسره دومی هم پسر باشه
بازم گفتیم ساااالم باشه هرچی باشه
همه گفت ایشالا دختر ایشالا دختر
مشخص شد پسره
دکتر گفت سالمه فقط گفتیم شکر
از اونروز پدر منو دراوردن همه میگن اخی طوری نیست ایشالا بعدی دختر
یه مدت به دختر دارا میگفتن اخی طوری نیست ایشالا بعدی پسر الان به مسر دارا میگن
مگه بچه میاریم واسه جبران قبلی و بعدی؟
بخدا مگه فرقی داره؟
بعنی اگه یکی دیگه بیارم‌و دختر باشه اینارو میذارم سر راه؟
لین‌چه حرفیه
بخدا خیلی زشته این حرفا
همسرم میگه حس خواهر داشتن خیلی خوبه (من تک فرزندم تجربه ندارم) ولی میگه هرجا گیر کنم برادرم به فریادم میرسه
ما بچه نیاوردیم که فریاد رس هم باشن
نیاوردیم که فریاد رس ماهم باشن
ما آوردیم که ببینیم و لذتشون رو ببریم
ایشالا عاقبت بخیر باشن