۱۵ پاسخ

وای من که دارم روانی میشم نمیزاره هیچ کاری کنم تا ضرف میشورم و اشپزی میکنم که پدرم دراومده حتی نمیزاره دستشویی برم پیش دختر بررگمم که نه سالشه نمیره فقط به من چسپیده سرش گرم بازی میشه تا میام دزدکی بلند شم برم به کارام برسم با گریه و جیغ دنبالم میاد . سه ماهه که فکر میکنم داره دندون آسیاب بزرگ درمیاره ولی هیچ خبری نیست تو یک سال و یک ماهگی شانزده تا دندوناشو درآورده بود ولی الان سه ماهه که خبری از دندون نیست

خب اقتضای سنشونه دختر منم کلا به من میچسبه

دختر منم هست
خیلی نق می زنه
بعضی وقتها خسته میشم

منم یه مادر خستم مثه خودت
بعضی وقتا میرم دم دستشویی یا گریه ش برمی‌گردم و یادم می‌ره
یا دیسک کمر همش تو بغلمه ، دو روزه خودم مریض شدم الآنم از من گرفته اونم مریضه همش نق و گریه و بغل
فقط میگم میگذره قوس باش سخت نگیر
بیشتر حواسشو پرت میکنم بازی میکنم دالی بازی و قلقلک و شعر و ...

وای من دوتایششون اینطورن یعنی توقع دارن دوتایی رو بغل کنم با هیچی هم گول نمخورن همتیننطور جیغ و گریه منم تهش گریه 🥲

من ازش ازمایش یک سالگی هم گرفتم مشکلی نداشت

آزمایش دادین ؟
شاید مثل طفل. معصوم من عفونت ادرار داره

منم همینم
ی سرویس ب زور میرم اونم صدا گریش میاد

پسر منم همینه خیلی خسته ام

بچها منم خستم خیلی پسرم همش جیغ میزنه. میگم شایدجاییش دردمیکنه همش بهونه میگیره موقع شام خوردن همه روبهم میزنه. سرسفره همش گریه میکنه🥹🥹🥹🥹

منم در همین وضعیتم دیگه از سردرد دارم کورمیشم خیلی خستم خیلی ۲۴ساعته هم درحال گریه کردنه همش بغل میخواد خیلی بهونه میگیره

تنها نیستی
بچع منم اینجوریه فقط میگع منو بغل بگیر تا دوتا ظرف میشورم پدرمو درمیاره

با تمام وجود درک می‌کنم
منم خیلی خسته ام خونم خیلی کثیفه اصلا فرصت نمیکنم حسابی تمیزش کنم
پسرم خیلی نق نق می‌کنه یه مدت خییییلی شدید بود تا بالاخره دندون آسیابی درآورد یعنی به حدی غر میزد بیچارم‌کرد عصبی شده بودم هر روز آرزوی مرگ میکردم ولی خب خداروشکر الان بهتره ولی خیلی شیطون شده کارای خطرناک می‌کنه نمیتونم چشم بچرخونم ازش

من یه ماه خوبه یه دو هفته نه...انگار واقعا دلیلی داره این نق زدناشون حالا یا یه جاییشون درد میکنه یا جز پروسه رشدشونه...من دیگه عادت کردم فقط باید یادت بیاری که گزراس

دندون لعنتی 🤕

سوال های مرتبط

مامان نویان و رایان مامان نویان و رایان ۲ سالگی
خیلللی خستممم …بچه شیره ب شیره خیلی سخته پسر کوچیکم هنوز دوماهش نشده
منم و کلی کار صبح هفت بیدار میشم با صدای نی نی تا شب اینموقع ها سرپام
پسرکوچیکم اصلا رو زمین نمیمونه از روز اولی ک دنیا اومد فقط میخواست بغل باشه حتی تو بغلم نق میزنه پسر بزرگمم ک اوج شیطونیشه خیلی بریز و بپاش داره همه جارو ب گند میکشه همش درحال تمیز کردنم غذا میدم تف میکنه🥲واقعا خستم تو این هیری بیری دوباره نمیدونم چرا خونریزی پیدا کردم مثل حالت پریودی اعصابمم خیلی بهم ریختس سریع جوش میارم نمیدونم مال پریودیه یا نه🤦🏻‍♀️پسرم امشب هی سفره رو بهم میریخت یبار اونجا سرش داد زدم گفتم لامصب نکنن یبارم داشتم میخوابوندمش تو بغلم بود یهو محکم گوشوارمو کشید دردم اومد سرش داد زدم احمق نفهم🤦🏻‍♀️😔خیلی از خودم ناراحتم خیلی چرا بهش اینجوری گفتم اخه😔بخدا ک خستم کل جونم درد میکنه فقط دلم میخواد یکی بغلم کنه و من تو بغلش های های گریه کنم
آرزوی یه استراحت یا خواب راحت رو دارم
خدایا حکمتتو شکر خودت دادی صبرش رو هم بده من کم میارم یوقتایی😭