۱۲ پاسخ

منم دقیقا فاصله دخترام مثل شماست
ناخواسته بوددو از روزی ک فهمیدم حاملم تا الان حس پشیمونی و عذاب وجدان دارم
خیلی اشتباهه فاصله سنی کم
هم بدنم توان نداده هم اعصابم نمیکشه
هم دختد بزرگم خیلی کوچیکه و تحت فشاره
اصلا خودم تنهایی نمیتونم بچه ها و زندگی رو جمع کنم
واقعا نیاز ب کمکی هست
اگه شوهرم سرکار نباشه میمونم خونه
تا رفت سرکار میام خونه بابام و مامان و خواهرم کمکم کنن
همشم درحال گریه و غرغر کردنم

عزیزم اوایل زایمانه دو سه ماه دیگه اوکی میشه بچه کنجکاو میشه و کولیکش بهتر میشه

من بچه هام سه سال فاصله داره خدا رو شکر با هم خوبن ولی رسیدگی به کارای هر دوتاشون سخته ولی دخترم خیلی کمکم میکنه ولی بزرگ بشن دیگه راحت تره و با هم بازی میکنن اگه فاصله اشون زیاد باشه زیاد با هم راه نمیان

خانما شما بعد زایمان لاغر شدین یا چاق من چکار کنم چاق شم

امیدوارم خوش خواب باشه بچت

عزیزم، من خودم خواستم ولی خدا منو ببخشه بخاطر بی توجهی شوهرم همش ناشکری میکنم و پشیمونم که چرا حامله شدم البته شانس من حاملگیم با شروع جنگ بود و استرساش
بچم سه سال و 9ماهشه

من بعد 13 سال ک ناخواسته باردار شدم هم خودمو فحش میدم بعضی وقتا چ برسه شماها ک دوتا با فاصله سنی کم دارید🤦🤦🤦🥺🥺

مال من ۱۷ ماه اختلاف دارن همسرم خیلی کمک می‌کنه ولی ناخواسته باردار شدم دیگه دلم نیومد بندازمش.این فحشایی ک میدی هم اکثرا شبا وقتی دوتا باهم گریه میکنن میدم🙈

منم پشت همن اصلا نمیخاستم و ناخواسته دست کمکم ندارم خوشبحالت شوهرت کمکت میکنه و مامانت منکه اصلا
دخترم ۱ سال نیمشه

منم خودم پشت هم خواستم اولیم دوسالشه دومیم تو شکمم ۳۲ هفته

چقدر فاصله سنی دارن
میگذره همه اینروزا سخت نگیر لذت ببر بابا

فاصله بینشون چقده خیلی سخته؟
آخه منم میخوام پشت هم بیارم و تمام

سوال های مرتبط

مامان توت🍓 فرنگی مامان توت🍓 فرنگی ۴ ماهگی
دوست دارم از تجربه ای که دارم واستون بگم خواستم دیشب بگم از خستگی خوابم برده بود😂🥲
در ارتباط با بچه پشت سر هم
من دختر اولم ۲۲ام دوسالش میشه کلی بخوام بگم تقریباً دوسال میشه اختلاف سنی دختر اولم با دومی
من از جایی خیلی بچه دوست داشتم دومی هم گذاشتم باردار شم با خواست خودم......)
از این بابت که خوانواده هم خیلی هواسشون بهم هست بی تاثیر نبود که این تصمیمو گرفتم دخترم ۱سال سه ماهش بود
و تو بارداری اصلا اذیت نشدم ولی از وقتی کوچولو اومده شرایط کاملا تغییر کرده اصلا نمیتونم به دخترم قشنگ برسم ... شبا تا صبح بالا سر کوچیکه هستم وقتی نمیمونه برا دختر بزرگم بزارم در حال حاظر خونه مامانمم خونشونم ویلاییه اینا
صبح که میشه دختر بزرگم بیدار میشه می‌ره بیرون ولی من از بس شبو کامل بیدار بودم از خستگی اصلا هرچی سر و صدا میشه من اصلا خبر ندارممم🥲🥲🥲من اون مامان خیلی حساس بودم که ب هیچ عنوان نمیزاشتم بچه ام تا داخل حیاطم بره بدون خودم اما الان ساعت ها ازش خبر ندارم می‌ره بیرون ولی داداشام بیرون هستن تنها نیست باز من خیلییییی ناراحتم از این موضوع خیلی زجر میکشم نمیتونم فعلا خونه خودمم برم
🥲🥲🥲🥲
الان خوابمو نمی‌دونم چطور تنظیم کنم که خوابم نبرع بچه ام بیرون نره
از لحاظ عاطفی خیلی بهش محبت میکنم ولی از این لحاظ که بتونم مثل قبل ازش مراقبت کنم واقعا نمیتونم
ب نظرتون تا کی این شرایط ادامه داره ها😞😞😞