۶ پاسخ

خاطره که همین دیشب .دخترمو مگه با پستونک آرومش کنم جاهای شلوغ ایشونم با اشتیاق می‌گرفت خسته یا آروم میشد همون لحظه دهنشو باز میکرد تلپی میوفتادن پایین😂حالا منو شوهرم از کی می‌خوایم برا این موقع ها یک بند پستونک براش بخریم که قسمت نشده..
هر دو مون همش تو اتاق انتظار دکتر یک پامون سرویس بهداشتی بود برا شستن پستونک و خلاصه....
فکررر کنم یک ۱۰ ۲۰باری فقط پستونک شستیم ..البته منم حساسم خیلی شوهرم بسوزه باید باز برم آب آخذشو خودم بکشم😂
برگشتنا اولین کاری که کردم خرید بند پستونک واسه خانم بود

چه خوب باهش خدافظی کرده 😂❤️

وای چه قشنگ 😍

خودش به درجه عقلانیت رسیده دوست داشته پستونک و ترک کنه😂

آخی .. چه قشنگ منم دوست دارم دخترم بگیره که بعید میدونم.

چه جالب باهاش خدافظی کرده

سوال های مرتبط