۱۶ پاسخ

😕خیلی توقع بیجاییه به نظر من ،طرف خاله شده خیلیم خوب ،ولی اون برا مسافرتش و زندگیش برنامه ریخته حالا شما زاییدی توقع نداشته باش همه زندگیشونو ول کنن بیان پیش شما،دیدن بچه خواهرش هم به موقع،اولویت زندگی خودشه هر کس😕به نظرم توقع بیجاست

اگر خواهر تو این روزا پیش خواهرش نباشه کمک دستش نباشه پس کی باشه ها شمایی ک میگید توقعش بی جاست خواهری ک تو روز تنگ نباشه تو روز خوش هم نمیخاد باشه منم خواهرم ۳۰ ام مرداد زایید انقدر دویدم دنبال کاراش ک مبادا خواهرم احساس تنهایی کنه

عزیزم من کلا ی خواهر دارم اونم اهوازه سالی کلا دو بار میاد گاهی هم نمیاد و ما همش آرزومونه بیاد پیشمون
هیچ وقت با خواهرت بد رفتار نکن شاید درگیره میاد چه حالا بیاد چه بعد یکیه تو یه شهر نیستی که اون ی جای دیگست تو ی جا دیگه شاید شوهرش نزاره بیاد فعلا .... به نظرم هر وقت اومد احترامشو نگه دار .

واقعا حق داری ناراحت بشی واقعا من نمیدونم یسری خواهر برادر ها چه فکری میکنن اینطوری دل آدمو میشکونن
به نظر من ارزش نزاشته تو براش ارزش نزار چه بدرد میخوره زنگ اونم جواب نده

تهران تا قزوین که راهی نیست منتظر بمون ببین کی میاد؟ با اجترام برخورد کن ولی بعدا حسابی جبران کن براش

جواب شو بده بگو ناراحت شدی ازکارش ولی جوری که میگی خاله ی بی ذوقی هستش

عزیزم بد جوابشو نده که دلخوری و قهر پیش بیاد فقط هرموقع اومد بهش بگو توقع داشتم زودتر از اینا بیای

بیخیال بابا بخدا که دنیا ارزششو نداره بخای ناراحت بشی یا قهر کنی باهاش
ولی خب اومدبهش بگو کاش زودتر می‌تونستی بیای دلم میخواست زود تر بیای و خلاصه حرف بزن باهاش شاید یه دلیلی داره که نشده بیاد

به دل نگیر،شایدشرایطش نبوده که نیومده
ولی اومدپیشت بهش بگو ازشماانتظارنداشتم

عزیزم زایمان کردین،به سلامتی
مبارک باشه

شاید بخاطر کادو نیومده گفته یچیز بخره بعدش بیاد که دست خالی نباشه اخه خیلیا دیدم دیدن بچه نمیرن چون دستشون خالیه حالا البته که خواهر یچیز دیگس و این نیومدنش بیشتر شمارو ناراحت کرده تا دست خالی بودنش

من جاریم و خاله شوهرم ۷ روزش بود بچه قراره بود بیان بیان .نیومدن
من زنگ بزنن جواب نمیدم . چون میدونم برم خونه مادرشوهر اونجا میخان کادو بدن نمیگیرم پس میدم

زنگ زده بهت چی گفته؟

نه والا دیگ نیازی نیست بیاد چه خواهریه زحمتش میشه

من ازاول بارداریم تاالان ک میخام بزام جاریم وخواهرشوهرم وخواهرم ی سربهم نزدن تازه دیروزجاریم زنگ زده اش کشک میپزم میارم منم گفتم نیستم که نخادبیاداین چندوقت ازش گرفته بودن که الان بخادبیاد جواب هیچ کدومشون نمیدم

وای چجوری میتونه
من عمم چند روز پیش زایمان کرد همش فکرم پیشش بود روزیم ک مرخص شد رفتم پیشش
ولی خب راش ندی میگه من میخاستم برم راه نداد

سوال های مرتبط