۱۰ پاسخ

عزیزم همه ما این مشکلات داشتیم و داریم
دیگ مادر شدن این چیزا داره باید کنار بیای
سخته ولی خب کم کم درمان میشه
هنوز چیزی از زایمانت نگذشته
نگران نباش

از سزارین بهتره چون سزارین باشی تا اخر عمر نباید به خودت فشار اورد چون ممکنه بخیه ها پاره بشه

ببین عزیزم همه اینایی که میگی رو من کشیدم دقیقا مثل خودت برای واژنت اصلا نگران نباش منم استرس وترس تورو داشتم توی اب جوشیده پوست انار نشستم درست شد باز تو از من بهتری من عفونت هم تا سه ماه کشیدم وبچمم مرد وبچم ۴ کیلو بود وطبیعی بدنیا اوردم وافسردگی و...واسه سینتم عزیزم تو خوردن غذاهات دقت کن وزیره سبز بجوشون با نبات بخور به بچتم بده ترش کردی اینجوری میشه وهرچیزی نخور همش درست میشه فقط باید تا دوماه صبر کنی گلم ورزش کگل هم دکتر بهم گفت انجام بده من یادم رفت چند تا از بخیه هامم باز شد ولی الحمدلله همسرم میگه خوبه ت.ن.گ هستی...تازه من شکم داشتم گنده بخدا بعد زایمان انگار هنوز حامله هستم اخه وزنم۲۵ کیلو تو بارداری اضافه وزن داشتم وبعد زایمان شکمم بد جور گنده موند تا بیست روز حتی موقع خواب هم شکمبند طبی بستم اصلا تغییر نکرد اونم درست شد کم کم چون بچه نداشتم شیر بخوره وزنم زیاد کم نمیشد تا اینکه افسردگیم بهتر شد رفتم باشگاه وکم غذا خوردم وزن کم کردم خداروشکر...پس ناشکری نکن تو حداقل از من بهتری خدا روشکر خدا بچتو واست حفظ کنه گلم بگو خداروشکر ودستتو بذار روی قلبت سوره والعصر رو زیاد بخون اروم میشی.. تو مادری وشیرینه ...قدرشو بدون وبگو خداروشکر....خدا سلامتیت بده وهرچه زودتر خوب بشی گلم

والا منم بخیه هام جوش نخورده تا مقعد بازه😪😪 حتی نمیتونم بشینم دیگ اووف

تو تنها نیستی
همه ما که تازه مادر شدیم با هزار تا درد و چالش و فشار جسمی و روحی مواجه هستیم که واقعا آدم را از پا در میاره، ولی چاره ای نیست باید به خدا توکل کنیم و ادامه بدیم..

عزیزم بخاطر گشادی واژن نگران نباش منم بااینه نگاه میکردم خیلی گشاد دیده میشد به مرور جمع میشه من زایمان قبلیم گشادشده بود اینسری تنگ ترازقبل شده

اره بخدااا چقد گنا داریم ما زنا🙃

وای منم زایمان سختی داشتم
خوب میشی
یادت میره
منم دقیقا ی ماه پیش حسای تورو داشتم
بچه منم درشت بود بد شده بود واژنم خیلی میترسیدم و حس بدی داشتم
اما خدارو شکر الان اوکی هستم
توهم یکم صبر کن انشاالله ک خوب میشی

واقعا سخته منم تازه زایمان کردم هزارتا بلا سرم اومدع

چند کیلو بود بچتون؟

سوال های مرتبط

مامان نورسا مامان نورسا ۲ ماهگی
سلام! من بعد زایمان طبیعی دچار مشکلی شدم که روم نشده با کسی مطرح کنم! برای همین اینجا میگم اگه تجربه ای دارید لطفا راهنمایی کنید! من برای زایمان طبیعی خیلی بخیه خوردم و متاسفانه بخیه هام ورم کرد و این ورم به مقعد هم سرایت کرد! رفتم دکتر با قرص و دارو و پماد بخیه ها ۴۵ روزگی افتاد ولی ورم مقعدم خوب نشد! اطراف مقعد بخصوص طرف بخیه ها بی حس هست و موقع دفع اصلا انعطاف نداره! بخاطر ورم و این بی حسی اوایل نمی تونستم باد شکمم رو نگه دارم و وقتی مهمون میومد خیلی اضطراب میگرفتم که آبرو ریزی نشه! الان حدود ۷۵ روز از زایمانم میگذره ولی نمیتونم به راحتی دفع کنم! اوایل یبوست میشدم که چنان درد می‌گرفت که تا چند روز نمیتونستم بشینم زمین و الکی میگفتم بخاطر بخیه هست! چند باری متوجه خونریزی مقعدم شدم! توی آینه نگاه کردم از چند جا دچار پارگی شده! تا میاد خوب بشه دوباره با یه دسشویی از اول آسیب میبینه! واقعا خسته شدم! مامانم میگه برو دکتر! ولی خیلی خجالت میکشم!
حانیه حانیه قصد بارداری
تجربه زایمانم پارت دوم

تا ساعت ۸:۳۰_۹ من فول شدم ماما اومد گفت پاشو ورزش کن اصلا ما نداشتم حرف بزنم چه برسه اینکه ورزش کنم ماما میرفت بیرون من مینشستم وقتی میومد می‌گفت تو که نشستی میگفتم نه دارم بلند میشم ببین😂
به زور مامانمو اوردم پیشم چندتا خرماگردو و کمپوت بهم داد انرژی اومد تو بدنم
(اینم بگم آمپول فشار هم چون یکی از دانشجوها برام زد نمیدونم بلد نبود چطوری بود اصلا از سرمه نمیومد تو دستم یعنی من بدون آمپول فشار بدون بیدردی زایمان کردم )
ماما دوباره اومد گفت ورزش بسه (خودتو کشتی انقد که ورزش کردی😂😂) بشین حالت دستشویی زور بزن
یه چند دقیقه‌ای نشستم خیره به در😂 دوباره اومدن بردنم یه اتاق دیگه دکتر و ماما و یه نفر دیگه تپلی
نشستم رو تخته پاهامو ماما گرفت محکم فشار میداد تو دلم دکتر دهانه رحم رو گرفته بود با فشار باز میکرد که بعدش آمپول زدن آمپول هم درد کمی داشت چند دقیقه بعدش که سر شد برش زد که من اصلاً دردشو حس نکردم فقط صدایی که داد گوشتمو ریخت😵‍💫
اون زن تپلیه هم با جفت دستاش که مشت کرده بود افتاده بود رو دلم🥲😂 ساعت ۱۰ شب هم دختر گلم اومد تو بغلم 🥰
وااای از اون لحظههههه🌸
انگار چند ثانیه دنیا متوقف میشه انگار فقط خودم بودم و دخترم
سریع بندناف رو بریدن و دخترمو گذاشتن یه جای دیگه و دکتر و ماما شروع کردن به بخیه زدن که چون من لگنم کوچیک بود بچم ماشاالله درشت بود بخیه فوق العاده زیاد خوردم تا نزدیک ۱۱ داشتن بخیه میزدن
که درد بخیه هم بخوام بگم بخیه داخلی اصلا درد نداشت اما بخیه بیرونی انگار که بیحسی رفته بود کااامل متوجه دردش میشدم و این خیلی بد بود