۸ پاسخ

من ک با شوهرم قهر بودیم منو پسرم تنها بودیم تو خونه

رفتیم با شوهرم و پسرم بیرون بعد مدتها

خونه مامان پسر گلم داره بازی میکنه خیلی خوش میگذره

از نی نی بزرگ گرفته تا کوچیک همه خوابن منم دراز کشیدم امروز تا غروب خونه بودیم عصری رفتیم بیرون یه دور و یه شام زدیم بر بدن اومدیم خونه ولی در کل جالب نبود برام

نی نی بیداره

البته تقاضای خواب کرده بود دارم سعی میکنم ببینم می‌خوابه
اما احساس میکنم خواب تو چشاش نیست
همسر هم تا یک شب سر کاره
جایی نرفتیم خونه بودیم همش

منو دخملم رفتیم خانه بازی

بچه مریض خودمم مریض هیچی نمیخوره از بغلمم پایین نمیاد روزای سختیه

نی نی بیدار همیننننننن
خونه بابام اینا بودیم ولی در کل روز خسته کننده ای بود

سوال های مرتبط

مامان دونه کوچولو مامان دونه کوچولو ۱۳ ماهگی
من هفته ای یک الی دوبار میرم خونه مامانم اینا
امروز بعد یک هفته رفتم خونشون
دخترم فقط به مامانم چسبیده از لحظه اول تا آخر اصلا دوست نداشتم بغل من بیاد
خونه مامانم اینا سرگرمی برا بچه خیلی خیلی بیشتر هست دخترم خیلی بیشتر بازی می‌کنه اصلا هم حوصلش سر نمیره الان مامانم میگه چون تو با دخترت بازی نمیکنی برا همینه میاد خونه ما همش چسبیده به من چون من همش باهاش مشغولم یا حرف میزنم باهاش یا بازی میکنم
حرفش فکرم رو مشغول کرده
بهش میگم آخه ربطی نداره منم با بچم بازی میکنم شاید هم همیشه نه اما اکثرا باهاش بازی میکنم یا با چیزی مشغولش میکنم تلاشم اینه که حوصلش سر نره چون تورو دیر به دیر میبینه برا همین میچسبه بهت بغل من نمیاد
حالا فکرم رو حرف مامانم مشغول شده
به نظر شما راست می‌گه؟
امروز دخترم ساعت نه و نیم صبح بیدار شد ساعت سه آماده شدیم بریم خونمون وقتی نبود که بخاد بخوابه بهش گفتم که فلانی میخایم بریم پیش مامان جون خدا شاهده یک ساعت تمام گریه کرد و با انگشت اشاره به در میکرد که یعنی بریم بیرون ساعت چهار رسیدم خونه مامانم اینا تو مسیر همش خوابش میبرد با هر تکون ماشین سرشو با شادی بلند میکرد مست و خندان که رسیدیم خونه مامان جون اما میدید هنوز نرسیدیم باز می‌خوابید جلوی در خونه مامانم اینا هم سرحال بیدار شد نخوابید اصلا تا دوازده شب بیدار بود نخوابید اصلا شیرهم نخورد راست میگه به نظر شما؟