۹ پاسخ

کم کم شروع کت عادتشو ترک بدی ، اولش گریه میکنه ولی زود درست میشه .
هر چی دیرتر بدتر

وای هیراد هم وابستس
بدون شیر هم معمولا میخوابه ولی ۵۰-۵۰ هس
خیلی شیر میخوره گاهی
الان اومدم خونه بابام
باز شیر میخواست دادمش داداشم ببرتش تو اتاق منو نبینه از سرش بیافته
اون شب از ۱۱و نیم تا ۳ بیدار بود
خوابش نمیبرد هی شیر میخورد
پامیشد رو شونم میخوابید خوابش نمیبرد باز بدون اینکه گشنش باشه شیر میخورد اینقد اینجوری شد تا دیگه ضعف کردم
میخواستم گریه کنم دیگه

و منی که شیر دادن به پسرم شد حسرت
و شاید برای شما مسخره باشه نمبخوام بعدیو بیارم از ترس بازم شیرخشکی شدن 🥲

باور میکنی من بیشتر از خودم برای شما ناراحتم
میفهمم وابستگی به سینه چیه ، یه ساعت بدون مامان طاقت نمیارن 🫠
من از اول مهر باید برم مدرسه ، نهایتا ۸ ساعت ازش دور باشم ولی شرایط شما سختره

ان شالله خدا کمکت کنه و به حضرت ام البنین متوسل شو خیلی جوابه🤍

خودتون هم با مشورت پزشک داستینکس بخورید که شیر کم و قطع بشه

برا از شیر گرفتن بهتره ظاهر سینه رو تغییر ندید( سیاه نکنید ،با رژ سرخ نکند و..) فقط طعمش رو تغییر بدید ، من اول چند تا طعم رو امتحان کردم خیلی جواب نداد تا زنجبیل زدم ، دخترم خیلی بدش اومد ، دیگه نخورد، شبها هم می زاشتمش رو تخت و نوازشش می کردم تا خوابش ببره ( نباید روش دیگه ای مثل رو پا خوابوندن رو اضافه کنید و عادت جدید بدید).... بدون گریه و... نبود اما بعد چند روز اوکی شد

عزیزم پسره منم همین بود اینقدر وابسته سینه بود ظهر و شب محال بود بدون سینه بخابه منم ۲ سالگیش میخاستم بگیرم گفتم تدریجی بگیرم بهتره چند روز تمرین کردم پسرم اینقدر اذیت میشد تو طول روز ۲ بار میدادم دیگه نمیدادم موقع خاب نمیدادم نمیخابید میرفتم قایم میشدم باباش میگفت مامان رفته دردر اینقدر بچم گریه میکرد تا خابش ببره عذاب وجدان میگرفتم خیلی تو این ۳ روز اذیت شد بد دیگه ول کردم دادم بهش خالم میگفت باید یهویی بگیری مگه قدیم یهویی میگرفتیم بچه اذیت میشد . میگفت فکر کن بستنی بزارن جلوت بد هی بگن الان نمیتونی بخوری ۲ ساعت دیگه باید بخوری باز نمیتونی بخوری
منم دادم بهش تا دقیقا شب تولد ۲ سالگیش صبر زهر زدم به سینم موقع خاب اومد شیر بخوره زبون زد دهنش تلخ شد بهش اب دادم کلی گریه کرد خابید دیگه از فرداش تموم شد میومد سینه بگیره میدید سیاهه بغلم میکرد میخابید همون یه شب گریه کرد و تمام اینقدر بچم وابسته بود یه هفته من کارم گریه شده بود میگفتم چجوری ازش بگیرم بچم اینقدر وابسته هست ولی خیلی راحت بود

دختر منم فقطططط با سینه میخوابه
محاله جور دیگه خوابش ببره
واقعا موندم چطوری باید از شیر بگیرمش

رادین ک مریض شده ۲۴ساعته ممه دهنشه.

سوال های مرتبط

مامان آراد💙 مامان آراد💙 ۱ سالگی
دیشب سرویس کننده ترین شب ممکن بود
آراد از ساعت دوازده که خوابید همش گریه گریه
اینقدر سینمو مک زد که دیگه درد داشتم
نه روی پا می‌خوابید نه زیر سینه
استامینوفن دادم
نصفه شب شوهرم دوغ آورد گفت دوغ بخوره بخوابه
از ساعت سه علنا بیدار باش زد
چهار و نیم رفتم انداختمش بغل باباش گفتم بگیرش برای خودت
من نمیدونم چیکارش کنم 😐
یه نیم ساعت بعد آوردش گفت گیج خوابه بذار زیر سینه بخوابه
منم میدونستم این زیر سینه بخواب نیست نوک سینه هام هم درد داشت گفتم من سینه نمیدم بهش بذارش رو پام
رو پا هم نمیخوابید
اینقدر گریه کرد به هق هق افتاد دیگه حتی میگفتم بیا بغلم هم نمیومد
ساعت پنج و نیم بردمش تو سالن دیگه میوه براش بردم سیس رایس و دنت موزی و اینا دادم بهش گرسنه بود از بس بیدار مونده بود
ساعت شش و نیم بردمش تو اتاق گذاشتمش رو پام شعر خوندم براش هی تا دیگه هفت خوابید و منم خوابیدم.
ساعت هفت و نیم بیدار شد دیگه کوتاه اومدم سینه دادم بهش نخوابید باز 😐منم گیج خواب محل ندادم رفته بود پیش باباش تو سالن تا نه و نیم صبح هی نق و گریه
واقعا نمیدونم چش بود دیشب شب عجیبی بود 😶