۹ پاسخ

عزیزم ایشالله سر وقت زایمان کنی...کدوم بیمارستان بستری شدی؟

منم رفتم بیمارستان برای NST اصن درد خودمو یادم رفت انقد داد میزدن مث فیلم ترسناکا پرستارا سرشون داد میزد بی‌وجدانا

بخداهمین بلا سرمن اومد
زایشگاه بستری شدم ۱۲ساعت سولفات گرفتم امپول زیه اینازدن
همش ان اس تی همش
انقدماماناجیغ میزدن همش دعاشون میکردم

ایشالا هیچی نیست سالم خودتو بچت میرین خونه

ان شالله ب سلامتی زایمان کنی گلم

ان شاالله هیچی نیست و نی نی رو سروقت خودش سالم و سلامت بغل میگیری

چرا گلم الان چی شد دکترا چی گفتن

من شرایط تو برام پیش اومد دکترم برام سرم سولفات نوشت ۴روز بستری بودم یسانت دهانه رحمم بازشده توی نوار هم انقباض زایمان داشتم

چند سانت باز بود

سوال های مرتبط

مامان محیا و نخودی مامان محیا و نخودی هفته سی‌ودوم بارداری
پارت ۴ زایمانم


خون ریزیمم قط نشد ، دردامم نیوفتاد دکتر دوباره اومد معاینه کرد و گفت ما فقط تا ۸ ساعت میتونیم برات دارو بزنیم اگه دردات نیوفته دیگه راهی نیست باید زایمان کنی ، تا نمیدونم چند شب بود برام دارو زدن و دیگه قط کردن ، بعد قط کردن دارو دوباره دردام به نسبت قبل بیشتر شد ، دوباره معاینه و بعد معاینه دوباره خون ریزی شدید دکتر گفت بله دارو جواب نداد بریم برا زایمان ۵ سانت بازی
گریم بند نمیومد چون بچم خعلی کوچیک بود میترسیدم چیزیش بشه ، دکترم باهام اتمام حجت کرد گفت ببین بچت کوچیکه کمبود اکسیژنم داریم پس تنبلی رو بزار کنار گریه هاتو بعدن بکن اگه بچتو زنده میخای فقط همکاری کن ، فقط با تمام وجود زور بزن
گفتم امپول بی درد میخام گفت نه خون ریزیت شدیده خطر ناکه
منم تمام زورمو جونمو جم کردم با هر درد زور میزدم ولی نمیومد ، خلاصه دکترم خسته شد برگه اتاق عمل اووردن امضا کنم چون نیومد و خون ریزیم داشت بیحالم میکرد
منم گفتم نه تا الان دردامو کشیدم چرا باید عمل شم
عصابش خورد بود داد میزد داری میمیری بدبخت بریم عمل کنیم
منم دوباره زور زدم انقدی زور زدم تا بچم اومد ولی انقد کوچولو بود خودم تعجب کرده بودم
نگران بودم ولی گریه کرد و سریع گذاشتنش تو شیشه و بردنش ان ای سیو
حالا نوبت جفتم بود ، زایمان اولمم جفتم تیکه شده بود و جا مونده بود و با کورتاژ درش اوورده بودن اینم خعلی تلاش کردن نشد ، اخر نمیدونم با چی بود با یه چیزی حالت انبر جفتمو جدا کردن
ولی خون ریزیم افتضاح بود
سریع کیسه خون بهم وصل کردن